آمریکاایالات متحدهسیاسی

ریشه‌های وسواس فکری دونالد ترامپ نسبت به گرینلند

پیگیری گرینلند برای ترامپ ابزاری راهبردی جهت بازتعریف نفوذ آمریکا و اعمال فشار بر متحدان است.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «ریشه‌های وسواس فکری دونالد ترامپ نسبت به گرینلند» نوشته اریک کورتلسا (Eric Cortellessa) و منتشرشده در تایم (TIME)، به بررسی انگیزه‌های امنیتی، تاریخی و ژئوپلیتیکی علاقه ترامپ به تصاحب گرینلند می‌پردازد و نشان می‌دهد این ایده نه یک اقدام مقطعی، بلکه بخشی از رویکرد کلان او برای بازتعریف نفوذ جهانی آمریکا و بازآرایی نظم امنیتی در غرب آسیا و فراتر از آن است. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.

دغدغه دونالد ترامپ درباره گرینلند از یک جلسه توجیهی اطلاعاتی در اتاق وضعیت کاخ سفید در اوایل سال ۲۰۱۸ آغاز شد. در آن جلسه، افزایش فعالیت زیردریایی‌های روسیه و حضور پررنگ‌تر شناورهای چینی در قطب شمال به‌عنوان تهدید امنیتی مطرح شد و موقعیت راهبردی گرینلند در اقیانوس اطلس شمالی توجه او را جلب کرد. از همان‌جا، ایده نیاز ایالات متحده به حضوری گسترده‌تر و دائمی‌تر در این سرزمین شکل گرفت. چند ماه بعد، در دیداری کوتاه با رونالد لادر، این تصور تقویت شد که دانمارک از نظر اقتصادی تحت فشار است و می‌توان از این وضعیت برای خرید مستقیم گرینلند استفاده کرد.

وقتی نخستین‌بار خبر علاقه آمریکا به خرید گرینلند منتشر شد، بسیاری آن را ژستی تحریک‌آمیز و غیرجدی تلقی کردند، اما این ایده پیشینه تاریخی داشت. در قرن نوزدهم، ویلیام سیوارد، وزیر خارجه دولت اندرو جانسون، به دلایل سیاسی و تجاری از الحاق گرینلند سخن گفته بود و در سال ۱۹۴۹ نیز هری ترومن پیشنهاد خرید این جزیره را در ازای صد میلیون دلار طلا و امتیازهای نفتی در آلاسکا مطرح کرده بود، هرچند هیچ‌یک به نتیجه نرسید.

آن‌چه بیش از همه ذهن ترامپ را مشغول کرد، سابقه نفوذ پیشین آمریکا در گرینلند بود. در اوایل دهه ۱۹۵۰، ایالات متحده پایگاه هوایی توله، که اکنون پایگاه فضایی پیتوفیک (Pituffik) نام دارد را به‌عنوان یک پایگاه کلیدی دفاع موشکی و بازدارندگی هسته‌ای اداره می‌کرد و عملا کنترل نظامی جزیره را در دست داشت. پس از پایان جنگ سرد، حضور آمریکا کاهش یافت و دانمارک کنترل سیاسی پایگاه را بازپس گرفت، درحالی‌که همچنان به تضمین‌های امنیتی واشنگتن متکی ماند. این عقب‌نشینی در نگاه ترامپ نشانه ضعف تلقی شد.

در دوره نخست ریاست‌جمهوری، به‌دلیل مشغله‌های داخلی، پیگیری جدی این ایده ممکن نشد، اما علاقه به گرینلند باقی ماند. پس از انتخابات سال ۲۰۲۴، این موضوع به یکی از اولویت‌های اصلی تبدیل شد. در ژانویه ۲۰۲۵، سفری کوتاه و نمادین به نووک انجام شد که بدون دیدار رسمی، تنها با انتشار عکسی در شبکه‌های اجتماعی همراه بود. اندکی بعد، دسترسی آمریکا به گرینلند به‌عنوان یک ضرورت امنیت ملی مطرح شد و حتی تهدید به فشار اقتصادی و استفاده از نیروی نظامی، هرچند بعدا پس گرفته شد، در دستور کار قرار گرفت.

بازدید جنجالی معاون رئیس‌جمهور از پایگاه پیتوفیک، مخالفت دولت محلی گرینلند و واکنش دیپلماتیک دانمارک، آغاز مرحله‌ای پرتنش بود. در ادامه، مذاکراتی برای گسترش ترتیبات دفاعی انجام شد، هم‌زمان اروپا با اعزام نیرو به گرینلند نمایش قدرت داد. دستیابی به گرینلند با طرح سامانه پدافندی «گنبد طلایی» و دسترسی به منابع معدنی حیاتی پیوند خورده است. هرچند نتیجه این راهبرد نامشخص است، اما پیگیری مستمر و فشار حداکثری این پرونده را به نمادی از تلاش برای بازتعریف نفوذ جهانی آمریکا تبدیل کرده است./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا