معنای واقعی تغییر رژیم در ونزوئلا؛ درسهای آمریکا از عراق و افغانستان
تغییر رژیم در ونزوئلا یک عملیات پیچیده سیاسی و نظامی است که پیامدهای طولانیمدت برای منطقه و آمریکا خواهد داشت.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «معنای واقعی تغییر رژیم در ونزوئلا؛ درسهای آمریکا از عراق و افغانستان» نوشته مارک هرتلینگ (Mark Hertling) در بولوارک (Bulwark) منتشر شده است. این یادداشت با بررسی دقیق تجربههای گذشته آمریکا در عراق و افغانستان، به بررسی پیچیدگیها، ریسکها و پیامدهای سیاسی و نظامی احتمالی تغییر رژیم در ونزوئلا میپردازد و هشدار میدهد که این فرآیند بدون برنامهریزی جامع طولانیمدت میتواند پرهزینه و ناپایدار باشد. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
افزایش فشار نظامی آمریکا بر رژیم مادورو در ونزوئلا بحثها درباره هدف «تغییر رژیم» را داغ کرده است. این عبارت بهطور مشخص وظایف و اهداف نهایی را مشخص نمیکند و از منظر نظامی مبهم است. ارتش آمریکا برای مأموریتهای مختلف از جمله دفاع از متحدان، حمله به اهداف، اجرای محاصره و کمکهای بشردوستانه آموزش دیده است، اما تغییر رژیم یک اقدام سیاسی پیچیده است که تنها با توان نظامی بهدست نمیآید. حذف یک رهبر، فروپاشی نهادهای حکومتی یا نصب یک نظام جدید هر کدام مسئولیتها و خطرات متفاوتی دارند و بدون برنامهریزی طولانیمدت با نتایج غیرقابل پیشبینی همراه است. تجربه عراق نشان داد که پیروزی نظامی سریع با ثبات سیاسی و بازسازی کشور برابر نیست و اشغال آلمان و ژاپن پس از جنگ جهانی دوم نمونههایی از نیاز به تعهد طولانیمدت و گسترده است.
نقش نظامی در تغییر رژیم محدود به نابودی قدرت دشمن است و نمیتواند مشروعیت سیاسی یا ثبات اقتصادی ایجاد کند. در عراق و افغانستان، عدم توجه به بازسازی نهادها و مدیریت سیاسی پس از سرنگونی حکومتها موجب بحران و افزایش خشونت شد. در ونزوئلا نیز فشار نظامی برای محدودکردن قدرت مادورو بدون برنامه جامع سیاسی و اقتصادی میتواند به آشفتگی، مقاومت داخلی و دخالت بازیگران خارجی مانند کوبا، چین، روسیه و ایران منجر شود. حتی محدودکردن اهداف نظامی به مقابله با کارتلها یا دسترسی به منابع نفتی بدون هماهنگی کامل با سیاستگذاری و دیپلماسی، خطر کشیدهشدن درگیری به تعهدی طولانی و پیچیده را افزایش میدهد.
برنامهریزی برای تغییر رژیم باید شامل مدیریت ائتلافها، امنیت پس از درگیری، ثبات اقتصادی و مشروعیت سیاسی باشد. کوتاهی در این حوزهها به فروپاشی نهادهای امنیتی، بروز شورشها، اختلال در اقتصاد و افزایش بحران انسانی منجر میشود. تجربه عراق نشان میدهد که خلأ قدرت بلافاصله با مداخلات خارجی، گروههای شبهنظامی و شبکههای جنایی پر میشود و برنامهریزی دقیق و هوشمندانه برای مقابله با این چالشها ضروری است. همچنین مشروعیت دولت جدید نمیتواند از بیرون تحمیل شود و بدون پذیرش داخلی، ثبات طولانیمدت تضمین نمیشود.
اهداف مبهم یا محدود، مانند محدودکردن قدرت مادورو، میتواند به گسترش تعهد نظامی و سیاسی آمریکا در منطقه منجر شود. «گسترش مأموریت» یا mission creep خطر واقعی است و فشارهای اولیه ممکن است به مداخله گسترده و طولانی تبدیل شود. هر اقدام نظامی بدون در نظر گرفتن پیامدهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی منطقهای میتواند هزینههای انسانی و مالی سنگینی داشته باشد و حمایت عمومی و کنگره را کاهش دهد. تجربه قبلی نشان داده که حتی با پیروزیهای نظامی، پیامدهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی طولانیمدت نیازمند تعهدی فراتر از توان صرف نظامی است.
تحلیل شرایط ونزوئلا نشان میدهد که تغییر رژیم بدون برنامه جامع و طولانیمدت، از جمله دیپلماسی پیشگیرانه، مدیریت ائتلافها، ثبات اقتصادی، بازسازی نهادها و آمادگی برای مقاومت داخلی، میتواند نتیجهای پرهزینه، ناپایدار و طولانی داشته باشد. بدون شفافیت درباره اهداف، مدت تعهد و میزان تحمل ریسک، اقدامات نظامی صرفاً یک قمار است و پیامدهای سیاسی و انسانی آن ممکن است سالها ادامه یابد. آمریکا برای هر اقدام نظامی در ونزوئلا باید از هماکنون برنامهریزی کامل برای تثبیت سیاسی و اقتصادی و هماهنگی با شرکای منطقهای داشته باشد تا از فروپاشی و بحران جلوگیری کند./ منبع



