راهبرد ایالات متحده منجر به اروپایی محصور میان شرق و غرب میشود
راهبرد جدید آمریکا برای قاره سبز پیامدهای جدی بهدنبال دارد.
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «راهبرد ایالات متحده منجر به اروپایی محصور میان شرق و غرب میشود» به قلم آنا ویسلندر (Anna Wieslander) در اندیشکده شورای آتلانتیک (Atlantic Council) منتشر شده است. این مقاله به بررسی بازتابهای سند راهبرد امنیت ملی (NSS) دولت ترامپ در دسامبر ۲۰۲۵ میپردازد که با پذیرش داوطلبانه نظم چندقطبی و مدل «حوزههای نفوذ»، شوک بزرگی به متحدان سنتی واشنگتن وارد کرده است. نویسنده معتقد است که این رویکرد، اروپا را در موقعیت ژئوپلیتیک خطرناکی قرار داده است. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
سند راهبرد امنیت ملی ۲۰۲۵ آمریکا با صراحت اعلام میکند که دوران «اطلسوار» واشنگتن در به دوش کشیدن بار نظم جهانی به پایان رسیده است. این تغییر جهت که با استقبال کرملین روبرو شده، عملاً بهمعنای بازگشت به دنیای قرن نوزدهمی و تقسیم جهان به مناطق تحت نفوذ قدرتهای بزرگ است. در این پارادایم جدید، آمریکا تمرکز خود را بر دکترین مونرو در نیمکره غربی و «واقعگرایی منعطف» در آسیا معطوف کرده و از اروپا خواسته است تا مسئولیت اصلی دفاع از خود را بر عهده بگیرد. این «عقبنشینی داوطلبانه»، پیوند ناگسستنی امنیت ترنسآتلانتیک را که از پایان جنگ جهانی دوم ضامن ثبات بوده، از بین میبرد و اروپا را در برابر اشتهای سیریناپذیر روسیه تنها میگذارد؛ کشوری که سالهاست با جنگ ترکیبی بهدنبال تکهتکهکردن قاره سبز است.
در جبهه غربی، ایالات متحده نهتنها حمایت خود را کاهش داده، بلکه در سند مذکور صراحتاً از «پرورش مقاومت در برابر مسیر فعلی اروپا» سخن گفته است؛ موضوعی که بهمعنای دخالت در امور داخلی کشورهای اروپایی برای تضعیف اتحادیه اروپا و تقویت احزاب ملیگرا است. این رویکرد متناقض، از یکسو خواستار همکاری اقتصادی با بروکسل در جنوب جهانی است و از سوی دیگر برای تضعیف نهادهای همبستگی اروپایی تلاش میکند. در این میان، زنگ خطر برای پایتختهای اروپایی به صدا درآمده است؛ چرا که گزارشها حاکی از آن است که واشنگتن قصد دارد تا سال ۲۰۲۷ تنها «چتر هستهای» خود را حفظ کرده و تمام هزینههای دفاعی و لجستیکی ناتو در قاره را به دوش خود اروپاییها بیندازد. این وضعیت، اتحادیه اروپا را ناچار میسازد تا فراتر از یک بلوک اقتصادی، بهعنوان یک قطب نظامی واحد در جهان چندقطبی ظاهر شود.
تنها راه نجات اروپا در این «دنیای شجاع نو»، سرمایهگذاری فوری و کلان در نوآوریهای نظامی، امنیت انرژی و تابآوری اجتماعی است. نه آلمان و نه فرانسه بهتنهایی نمیتوانند در برابر روسیه بایستند و تنها یک «اتحادیه اروپای قدرتمند» توانایی چانهزنی در برابر قطبهای قدرت جدید را خواهد داشت. اگرچه ناتو همچنان بستر اصلی دفاعی باقی میماند، اما مرکز ثقل آن باید بهسرعت بهسمت داخل قاره تغییر کند. راهبرد ترامپ ممکن است برای واشنگتن کاهش هزینهها را بههمراه داشته باشد، اما برای اروپا، این بهمعنای پایان دورانی است که در آن امنیت بهعنوان یک کالای وارداتی از آمریکا در دسترس بود. اکنون اروپا با آخرین هشدار تاریخ روبروست: یا باید به یک قدرت جهانی متحد تبدیل شود و یا در حوزههای نفوذ شرق و غرب مضمحل گردد./ منبع



