آمریکافناوری و فضای مجازی

تشبیه مأموریت هوش مصنوعی ترامپ به پروژه منتهن، یک اشتباه تأسف‌بار است

دولت آمریکا به‌جای این‌که مالک موتور نوآوری باشد، مثل یک مشتری در صف ایستاده تا خدمات فناوری‌ای را بخرد که نه کنترلی رویشان دارد و نه حتی درست آن‌ها را می‌فهمد.

به گزارش اطلس دیپلماسی، مقاله‌ای با عنوان «تشبیه مأموریت هوش مصنوعی ترامپ به پروژه منتهن، یک اشتباه تأسف‌بار است» به قلم ژانگ ژی‌پنگ (Zhang Zhipeng) در ساوت چاینا مورنینگ پست (South China Morning Post) منتشر شده است. این مقاله به نقد فرمان اجرایی جدید ترامپ موسوم به «مأموریت پیدایش» (Genesis Mission) می‌پردازد که با هدف دوبرابر کردن بهره‌وری علمی آمریکا از طریق هوش مصنوعی ظرف ۱۰ سال، در نوامبر ۲۰۲۵ امضا شد. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.

فرمان اجرایی «مأموریت پیدایش» که در ۲۴ نوامبر ۲۰۲۵ امضا شد، تلاشی بلندپروازانه برای پیوند دادن ظرفیت‌های عظیم داده‌های فدرال با قدرت پردازشی بخش خصوصی است. ترامپ با تشبیه این مأموریت به پروژه منتهن، سعی دارد حس فوریت و اقتدار ملی را زنده کند، اما واقعیت‌های ساختاری سال ۲۰۲۵ تفاوت فاحشی با سال ۱۹۴۲ دارد. در پروژه منتهن، دولت مالک مطلق آزمایشگاه‌ها، سندهای ثبت اختراع و فرآیندهای نوآوری بود؛ اما در مأموریت پیدایش، واشنگتن ناچار است برای دسترسی به زیرساخت‌های محاسباتی و داده‌های «اختصاصی»، با شرکت‌هایی مانند آمازون و انویدیا وارد مذاکره شود. تعهد پنجاه میلیارد دلاری آمازون در دسامبر ۲۰۲۵ برای توسعه زیرساخت‌های هوش مصنوعی دولتی، در واقع یک قرارداد اجاره‌داری بزرگ است؛ چرا که مالکیت فیزیکی و معنوی این ابرسازه‌ها در اختیار بخش خصوصی باقی می‌ماند و دولت صرفاً به‌عنوان یک مشتری در صف دسترسی ایستاده است.

چالش اصلی مأموریت پیدایش، شکاف عمیق میان اهداف راهبردی ملی و منطق سودآوری وال‌استریت است. در حالی که وزارت انرژی به‌دنبال مدل‌های هوش مصنوعی برای پیشرفت در علوم پایه و حاکمیت انرژی است، شرکت‌های فناوری بر اساس ترازنامه‌های فصلی و بازدهی فوری سرمایه عمل می‌کنند. این تضاد منافع در مورد شرکت اینتل به‌وضوح نمایان شد. دولت ترامپ در آگوست ۲۰۲۵ در اقدامی بی‌سابقه، با تملک ۱۰ درصد از سهام اینتل در قبال کمک ۱۰ میلیارد دلاری، تلاش کرد حاکمیت خود را بر تولید نیمه‌رساناها تحمیل کند. این مداخله نشان می‌دهد که برخلاف دوران پروژه منتهن که دولت فرمان می‌داد، در سال ۲۰۲۵ واشنگتن برای تضمین پیشرفت‌های راهبردی ناچار به «خریدن اطاعت» از طریق تزریق سرمایه و مالکیت سهام است. همچنین، زیرساخت‌های فرسوده انرژی در آمریکا، برخلاف شبکه برق یکپارچه دوران جنگ جهانی دوم، اکنون در اختیار بخش خصوصی پراکنده‌ای است که هماهنگی ملی برای تأمین برق دیتاسنترهای عظیم را دشوار می‌کند.

در نهایت، مأموریت پیدایش بیش از آنکه تولد دوباره پروژه منتهن باشد، نمایانگر توخالی‌شدن ظرفیت‌های بخش عمومی در برابر قدرت بلامنازع شرکت‌های بزرگ است. سکوی «امنیت و علم آمریکا» (ASSP) که قرار است موتور محرک این مأموریت باشد، به‌شدت به سخت‌افزارهای انویدیا و زیرساخت‌های ابری آمازون و اوراکل وابسته است. این وابستگی می‌تواند منجر به خصوصی‌سازی پنهان داده‌های ملی و دانش عمومی شود. اگرچه واشنگتن امیدوار است با تکیه بر «مأموریت پیدایش» در جنگ سرد فناورانه بر چین پیروز شود، اما این راهبرد که بر پایه اجاره‌نشینی دیجیتال بنا شده، با ماهیت حاکمیتی پروژه‌های بزرگ ملی در تضاد است. موفقیت این طرح در سال ۲۰۲۶ منوط به آن است که آیا دولت می‌تواند غول‌های سیلیکون‌ولی را متقاعد کند که منافع بلندمدت ملی، ارزش بیشتری نسبت به گزارش‌های سود فصلی بعدی دارند یا نه. منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا