آمریکاایالات متحدهسیاسی

ترامپ خود را از پا درآورده است

دولت ترامپ با سیاست‌های شتاب‌زده و خشونت‌آمیز خود را گرفتار هرج‌ومرج و ناکارآمدی کرده است.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «ترامپ خود را از پا درآورده است» نوشته ازرا کلاین (Ezra Klein)  و منتشرشده در نیویورک تایمز  (New York Times) به بررسی عملکرد کاخ سفید در دوره دوم ریاست‌جمهوری ترامپ می‌پردازد و نشان می‌دهد که سیاست‌های شتاب‌زده، بحران‌زا و مبتنی بر خشونت و چاپلوسی، نه‌تنها مخالفان را فلج کرده بلکه دولت خود ترامپ را نیز درگیر هرج‌ومرج و ناکارآمدی کرده است. در ادامه، چکیده این یادداشت را می‌خوانید.

در ماه فوریه گذشته، راهبرد «سرعت گلوله» در دولت ترامپ مورد توجه قرار گرفت؛ اصطلاحی که نخستین بار در گفت‌وگوی استیو بانون، کارشناس راهبرد ارشد سابق ترامپ، مطرح شد و اشاره به سرعت شدید گلوله هنگام خروج از تفنگ داشت. بانون توضیح داد که هدف، پر کردن میدان با موجی از اخبار و حملات روزانه است تا مخالفان نتوانند خود را بازیابی کنند. این دیدگاه، همراه با تمایل ترامپ و تیمش به استفاده از استعاره‌هایی که خشونت و سرعت را تقدیس می‌کند، به‌ویژه پس از مراسم تحلیف دوم ترامپ با عباراتی مانند «شوک و هراس» به وضوح مشهود شد. این تاکتیک‌ها نشان می‌دادند که نمایش قدرت سریع، می‌تواند جامعه را به تسلیم وادارد، اما تجربه نشان داد که فقدان اطلاعات، برنامه‌ریزی و خرد، پیامدهایی فاجعه‌آمیز دارد.

راهبرد ترامپ در یک سال گذشته بر سرعت و حجم عمل استوار بود تا مخالفان نتوانند مقابله کنند. این رویکرد، توجه محدود رسانه، مخالفان و مردم را هدف قرار می‌داد و ظرفیت آن‌ها برای تفکر و سازمان‌دهی را کاهش می‌داد. اما این فشار و شتاب، خود دولت را نیز تحت تأثیر قرار داد و آن را درگیر خشونت، دروغ، هرج‌ومرج و بی‌رحمی خود ساخت. آن‌چه این دولت را متمایز می‌کند، تولید بحران‌ها توسط خود آن است؛ از ایجاد نظام تعرفه‌های متغیر و تهدید به تصرف گرینلند، تا تحقیقات علیه دشمنان سیاسی و فشار بر جروم پاول، رئیس بانک مرکزی، و همچنین دوری از متحدان سنتی و تحریک شهرهای دموکرات که منجر به قتل‌های دلخراش در مینیاپولیس شد.

دولت ترامپ تصور می‌کرد ظرفیت تمرکز و توجه بیشتری نسبت به دیگران دارد، در حالی که واقعیت خلاف این است. کاخ سفید و رئیس‌جمهور باید به مدیریت همه چیز از بازار کار تا سیاست‌های هوش مصنوعی، مهاجرت و تأیید واکسن رسیدگی کنند و مسئولیت بحران‌ها مستقیماً بر عهده آنان است. برای همین، معمولاً کاخ سفید روی فرآیندهای سیاست‌گذاری و سلسله‌مراتب فرماندهی تمرکز می‌کند تا جریان اطلاعات را فیلتر کند و توجه رئیس‌جمهور را حفظ کند. اما کاخ سفید ترامپ، شتاب و هرج‌ومرج را فضیلت و نظم را ضعف می‌دانست و از روز اول، بحران‌ها و تعارض‌ها را تکثیر کرد، تیم‌های داخلی دولت را تضعیف کرد و احتیاط را نشانه ضعف قلمداد نمود.

این فرهنگ در اقدامات استیون میلر، معاون رئیس دفتر که عملاً نقش نخست‌وزیر ترامپ را دارد، مشاهده شد. او به مأموران مهاجرت گفت که در اجرای وظایف خود مصونیت کامل دارند و تنها عدم تهاجم می‌تواند مشکل‌ساز باشد؛ تغییر فرهنگی که به خشونت و قتل‌های مینیاپولیس پیوند خورد. جلسات کابینه به نمایش وفاداری تبدیل شد و شایستگی و تدبیر جای خود را به چاپلوسی داد.

ترامپ با فرهنگ جدیدی مواجه است که هیچ‌کس جرات ندارد او را محدود کند و در نتیجه، دروغ و چاپلوسی بدون توقف ادامه می‌یابد. نتیجه، ریاست‌جمهوری ناتوان و بحران‌زده‌ای داریم: محبوبیت پایین، شکست در مسائلی که پیشتر قوت او بود، وحدت و بسیج مخالفان، و مقاومت جوامع شهری، به‌ویژه مینیاپولیس، که نظریه‌های اصلی ترامپیسم را درهم شکست. این دولت نه‌تنها در برخی عرصه‌ها عقب‌نشینی کرده، بلکه خود گرفتار ظلم و دروغ‌هایش شده است و تلاش برای اصلاح مسیر، به دلیل کمبود نظم و نیروی انسانی ناکام مانده است. کاخ سفید ترامپ نه گرفتار بحران است و نه در مواجهه با آن، بلکه خود بحران است./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا