آمریکاایالات متحدهسیاسی

ترامپ رئیس‌جمهور است

نسبت‌دادن پیامدهای دولت ترامپ به مشاوره بد تلاشی برای پنهان‌کردن مسئولیت مستقیم رئیس‌جمهور در تصمیم‌ها و نتایج آن‌هاست.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «ترامپ رئیس‌جمهور است» نوشته فرانک برونی (Frank Bruni) و منتشرشده در  نیویورک تایمز (New York Times)، به بررسی راهبرد تعدادی از جمهوری‌خواهان برای نسبت‌دادن پیامدهای منفی دولت ترامپ به «مشاوره بد» اطرافیان او می‌پردازد و نشان می‌دهد این رویکرد چگونه مسئولیت مستقیم رئیس‌جمهور در تصمیم‌ها و نتایج آن‌ها را پنهان می‌کند. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.

رویکرد جمهوری‌خواهان در مواجهه با ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ نقد شده است؛ رویکردی که تلاش می‌کند تصمیم‌ها و پیامدهای دولت را به «مشاوره بد» اطرافیان نسبت دهد و شخص رئیس‌جمهور را تا حد ممکن مبرا نشان دهد. در حالی که ترامپ همواره خود را قربانی توطئه‌ها و دشمنان مختلف معرفی کرده، اکنون برخی جمهوری‌خواهان مدعی‌اند که او از سوی نزدیک‌ترین همکارانش تضعیف می‌شود و به‌ویژه در حوزه مهاجرت و اقدامات نیروهای فدرال، تحت تأثیر توصیه‌های نادرست قرار گرفته است. نمونه بارز این موضع‌گیری، اظهارات کوین استیت، فرماندار اوکلاهما، درباره قتل الکس پرتی و خشونت مأموران اداره مهاجرت در مینیاپولیس است که ضمن ابراز نگرانی از تاکتیک‌ها، بر درستی اولویت‌های ترامپ تأکید کرد و مشکل را صرفا «مشاوره بد» دانست.

همین الگو در انتقاد از کریستی نوم، وزیر امنیت داخلی، و گرگوری بووینو، مقام ارشد گشت مرزی، نیز تکرار شد. گویی خطاها به اطرافیان نسبت داده می‌شود تا شأن رئیس‌جمهور محفوظ بماند. اما این استدلال زیر سؤال می‌رود، زیرا مفهوم «مشاوره بد» تنها زمانی معتبر است که فرد نقشی در انتخاب مشاوران نداشته یا فریب خورده باشد. در مورد ترامپ، او آگاهانه تیمی را برگزیده که کاملا به او وابسته و مطیع باشند؛ افرادی که نه برای اصلاح تصمیم‌ها، بلکه برای تأیید نارضایتی‌ها و بازتاب روحیاتش حضور دارند. در دولت نخست، افرادی نقش مهارکننده داشتند، اما در دوره دوم، حلقه‌ای تشویق‌کننده شکل گرفت.

این تیم به‌جای افزایش درک و سنجش‌گری، وظیفه‌اش مشروعیت‌بخشی به خشم‌ها و روایت‌های رئیس‌جمهور است. در این چارچوب، چهره‌هایی مانند استیون میلر حذف‌ناپذیرند، زیرا نه صرفا مشاور، بلکه تجسم ایدئولوژی حاکم‌اند. از سوی دیگر، ادعای «مشاوره بد» با تصویرسازی خود ترامپ در تضاد است؛ او خود را تصمیم‌گیر نهایی، همه‌چیزدان و قاطع معرفی می‌کند: از وضع و لغو تعرفه‌ها تا اقدامات نظامی و مداخلات خارجی. چنین تصویری جایی برای انتقال مسئولیت به دیگران باقی نمی‌گذارد.

این روایت، ناخواسته ترامپ را به همان کاریکاتوری نزدیک می‌کند که او از جو بایدن ساخته بود؛ رئیس‌جمهوری که صرفا امضاکننده تصمیم‌های دیگران است. در عمل، نسبت دادن خطاها به مشاوران نشان‌دهنده ترس جمهوری‌خواهان از خشم ترامپ و تلاش برای انتقاد غیرمستقیم از اوست. نمونه‌هایی چون اظهارات جان تون درباره سقف نرخ بهره کارت‌های اعتباری یا سخنان تام تیلیس درباره گرینلند، همین الگو را نشان می‌دهد.

در نهایت، متن تأکید می‌کند که تغییر افراد پیرامونی راه‌حل نیست. این مسیر و پیامدهایش حاصل انتخاب‌ها، گفتار و رفتار خود ترامپ است؛ از حذف مخالفان و ترویج خشونت تا مشروعیت‌بخشی به اقدامات غیرقانونی. مرگ الکس پرتی و رنی گود نتیجه مشاوره بد نبود، بلکه محصول اجرای سناریویی است که توسط رئیس‌جمهور با قدرت و اختیار کامل نوشته شد./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا