ترامپ با نتانیاهو مشکل شخصی دارد
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشت «ترامپ با نتانیاهو مشکل شخصی دارد» منتشرشده در نشریه دیپلماسی ایرانی، و نوشته اسکات ریتر (Scott Ritter)، به بررسی ابعاد چندلایه و پویای روابط دو کشور از منظر تاریخی، سیاسی و شخصی میپردازد و نشان میدهد چگونه تحولات اخیر، بهویژه جنگ غزه، به بروز اختلافات آشکار میان رهبران دو طرف در رویکرد نسبت به ایران و مدیریت درگیریها انجامیده، بدون آنکه به اصل اتحاد راهبردی واشنگتن–تلآویو خللی وارد شود. در ادامه چکیدهای از یادداشت را میخوانید.
روابط آمریکا و اسرائیل با وجود استحکام و پیوندهای عمیق سیاسی، فرهنگی و مذهبی، همواره پیچیدگیها و ظرافتهایی داشته که ریشه آن به دوران جنگ سرد و آغاز اتحاد غرب و شرق بازمیگردد. پس از آغاز جنگ غزه در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، این پیوندها با تنشهایی تازه، بهویژه در خصوص نحوه استفاده اسرائیل از زور و اختلاف دیدگاهها در قبال تحولات منطقه، مواجه شد. سیاستهای دونالد ترامپ، رئیسجمهوری پیشین آمریکا، در قبال اسرائیل در عین محوریت حمایت نظامی و سیاسی، در مواردی با رویکرد بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، تعارضهایی داشته است. ترامپ ضمن تاکید بر پشتیبانی کامل از اسرائیل، نابودی حماس، و مقابله با نفوذ ایران، در چند مقطع راههایی متفاوت از نتانیاهو پیش گرفت. در جریان انتخابات ۲۰۲۴، او همزمان با اعلام وفاداری به اسرائیل، از مداخله مستقیم یا مدیریت بیش از اندازه جنگ پرهیز کرد و نقش مهمی در حصول توافق دولت بایدن و حماس برای آتشبس ایفا نمود؛ توافقی که مورد موافقت نتانیاهو قرار نگرفت.
اختلافات ترامپ و نتانیاهو طی زمان، جنبهای شخصی نیز پیدا کرد. انتشار ویدئویی در شبکه Truth Social متعلق به ترامپ که در آن جفری سَکس، نتانیاهو را عامل اصلی ورود آمریکا به جنگهای غربآسیا معرفی میکرد، نماد این اختلاف بود. ریشه این تنشهای شخصی به انتخابات سال ۲۰۲۰ بازمیگردد، زمانی که پس از شکست ترامپ، نتانیاهو پیروزی بایدن را تبریک گفت و در گفتوگویی تلفنی حاضر نشد با ترامپ در ابراز مواضع ضد بایدن همراهی کند، موضوعی که به رنجش عمیق ترامپ انجامید. همچنین ترامپ در خصوص عملیات ترور ژنرال قاسم سلیمانی نتانیاهو را به عقبنشینی و پرهیز از پذیرش مسئولیت متهم کرد.
با این وجود، انتقادات ترامپ متوجه شخص نتانیاهو است و نه اصل روابط استراتژیک با اسرائیل. او همچنان از انتقال گسترده تسلیحات به اسرائیل حمایت کرده، از عملیات نظامی اسرائیل در غزه، لبنان و سوریه دفاع نموده و روابط گرم و مثبتی با نتانیاهو در مقاطع مهم سیاسی حفظ کرده است. نمونه آن، استقبال ویژه ترامپ از نتانیاهو پس از پیروزی در انتخابات ۲۰۱۶ بود که خود نتانیاهو نیز بر عمق و استثنایی بودن این رابطه تاکید داشت.
با این حال، در برخی امور کلیدی شاهد جدایی منافع واشنگتن و تلآویو تحت رهبری ترامپ بودهایم. مخالفت با اقدام نظامی علیه تاسیسات هستهای ایران و حمایت از توافق آتشبس با حوثیها در یمن، نمونههایی از این تمایز به شمار میرود. توافق آتشبس با حوثیها که بدون اطلاع یا هماهنگی با اسرائیل منعقد شد و همزمان با حمله موشکی حوثیها به فرودگاه بنگوریون صورت گرفت، بر نگرانی تلآویو افزود و فاصله نگاه دو طرف در برخی مسائل منطقهای را نمایان کرد.
در کنار این روندها، ترامپ پروژه عادیسازی روابط اسرائیل با کشورهای عربی موسوم به توافقات ابراهیم را به عنوان دستاوردی در راستای منافع اسرائیل پی گرفت و تلاش کرد زمینه گفتوگو و نزدیکی بین اسرائیل و عربستان را فراهم سازد. با این وجود، وقوع جنگ غزه و افزایش تلفات غیرنظامیان، مانعی جدی در برابر پیشبرد این هدف ایجاد کرد و همچنان دولت عربستان را برای همراهی با روند عادیسازی مردد نگه داشته است.
در واکنش به این شرایط، ترامپ برای حفظ توازن میان حمایت قاطع از اسرائیل و جلوگیری از ورود به درگیریهای منطقهای پرهزینه، تلاش کرده است انتقادات خود را متوجه نتانیاهو و تصمیمگیریهای فردی او کند و از تضعیف کلیت اتحاد استراتژیک دو کشور پرهیز نماید. این رویکرد در سالهای اخیر به نوعی تغییر موضع شخصی و حتی تجاری تعبیر شده است، بهویژه پس از سفر ترامپ به چند کشور عربی و امتناع او از سفر مستقیم به اسرائیل.
در مجموع، روابط آمریکا و اسرائیل با وجود همگراییهای بنیادین و اشتراک منافع راهبردی، همچنان شاهد تغییرات تاکتیکی، اختلاف نظرهای موقت، و چالشهای ناشی از تعامل رهبران دو کشور است. این روابط که سابقهای چند دههای دارد و عمیقاً در منافع استراتژیک آمریکای معاصر و نظم منطقهای غربآسیا ریشه دوانده، در مواجهه با بحرانها و تحولات جدید از جمله جنگ غزه، آزمونی مهم را از سر میگذراند که اهمیت مدیریت اختلافات شخصی و راهبردی، حفظ توازن در منافع و واکنش هوشمندانه نسبت به رخدادهای غیرمنتظره را بیش از پیش برجسته میسازد./منبع



