آمریکاخارجیسیاست داخلی و جامعه

آمریکا زیر سایه سیاست‌های سخت‌گیرانه ترامپ

به گزارش اطلس دیپلماسی، مقاله‌ای با عنوان «آمریکای چندزبانه زیر سایه سیاست‌های سخت‌گیرانه ترامپ» نوشته‌ی مارک مگنیر (Mark Magnier) و منتشرشده در ساوث چاینا مورنینگ پست (South China Morning Post)، به بررسی پیامدهای دستور اجرایی دونالد ترامپ درباره تعیین زبان انگلیسی به عنوان زبان رسمی ایالات متحده می‌پردازد. این مقاله در یک جمله تأکید می‌کند که این سیاست می‌تواند تأثیرات فرهنگی، اجتماعی و سیاسی قابل توجهی بر جامعه مهاجران و انسجام ملی آمریکا داشته باشد. در ادامه، چکیده مطلب را می‌خوانید.


در ماه‌های اخیر، دونالد ترامپ مجموعه‌ای از دستورات اجرایی را صادر کرده که دامنه آن از موضوعات کم‌اهمیت مانند پایان دادن به استفاده از نی‌های کاغذی تا موضوعات مهمی همچون ایجاد دپارتمان بهره‌وری دولتی به ریاست ایلان ماسک و بازگرداندن مجازات اعدام متغیر بوده است. یکی از این دستورات که ظاهراً کم‌خطر به نظر می‌رسد، ابلاغیه‌ای است که از اول مارس زبان انگلیسی را به عنوان زبان رسمی ایالات متحده تعیین کرده است. این نخستین بار است که آمریکا در سطح فدرال زبان رسمی تعیین می‌کند، از زمان تأسیس کشور تاکنون.

ظاهر این دستور ساده و بی‌ضرر به نظر می‌رسد، زیرا حدود ۸۰ درصد از آمریکایی‌های بالای پنج سال تنها در خانه به زبان انگلیسی صحبت می‌کنند و از میان کسانی که به زبان دیگری صحبت می‌کنند، ۹۱ درصد به خوبی انگلیسی را بلدند؛ اما در پس این دستور، به ویژه برای جامعه چینی‌ها و آسیایی-آمریکایی‌ها، پیام‌هایی پنهان وجود دارد. این اقدام به نوعی نشانه‌ای برای پایگاه طرفداران سفیدپوست، وفادار و غالباً روستایی ترامپ است. آسیایی-آمریکایی‌ها به عنوان یکی از بزرگ‌ترین گروه‌های مهاجر اخیر، از نظر زبانی چالش‌های بیشتری دارند و در نتیجه آسیب‌پذیرتر محسوب می‌شوند.

براساس گزارش اداره سرشماری آمریکا در سال ۲۰۱۴، حدود ۳۲ درصد آسیایی-آمریکایی‌ها از تسلط کافی به زبان انگلیسی برخوردار نیستند که این رقم در مقایسه با ۳۵ درصد برای مهاجران لاتین و ۱۴ درصد برای جزایر اقیانوس آرام قابل توجه است. تعیین زبان انگلیسی به عنوان زبان اصلی در دولت فدرال احتمالاً باعث خواهد شد خدمات تفسیر و ترجمه به صورت اختیاری درآمده و با توجه به محدودیت بودجه، بسیاری از این خدمات حذف شوند. این روند برخلاف دستورالعمل سابق بیل کلینتون است که ترجمه اسناد فدرال را اجباری کرده بود و پیش‌تر چندین ایالت عمدتاً جمهوری‌خواه چنین سیاستی را در سطح ایالتی اجرا کرده بودند.

فراتر از مسائل عملی، این دستور سیگنال‌های مهمی ارسال می‌کند. ابتکار چین‌ستیزی دولت ترامپ، اگرچه به ظاهر هدفش مقابله با جاسوسی پکن بود، در واقع باعث شد اف‌بی‌آی به پرونده‌هایی مشکوک دست بزند که منجر به آسیب‌های شغلی و نگرانی‌های مربوط به پروفایلینگ نژادی شد و بسیاری از آسیایی‌ها را در جامعه به مظنونان بالقوه تبدیل کرد. در کنار این، استفاده ترامپ از اصطلاحاتی نظیر «کونگ‌فلو» و «ویروس چین» در دوران همه‌گیری کرونا نه تنها به شوخی‌هایی بی‌ضرر تعبیر نشد، بلکه موجب افزایش خشونت‌های فیزیکی و انگ‌زنی علیه آسیایی-آمریکایی‌ها شد. همچنین این نوع اظهارات باعث تقویت تصویر «دیگری» بودن آسیایی-آمریکایی‌ها در فرهنگ آمریکایی شد.

ترامپ خود فرزند و نوه مهاجر است و دو تن از همسرانش تابعیت آمریکایی داشته‌اند. با این وجود، در بیوگرافی‌اش مدعی شده بود که اصالتاً سوئدی است، نه آلمانی. او میلیون‌ها دلار در تبلیغات انتخاباتی خود صرف آگهی‌هایی به زبان اسپانیایی کرده بود، اما پس از به قدرت رسیدن، صفحه وب کاخ سفید به زبان اسپانیایی را حذف کرد. با زبان تند و شعاری، ترجیح خود برای زبان انگلیسی را به صورت عوام‌فریبانه توجیه می‌کند و در سخنرانی‌های انتخاباتی خود از زبان‌های دیگر که به گفته او حتی کسی آن‌ها را نمی‌شناسد، به شدت انتقاد می‌کند. این در حالی است که نیویورک، زادگاه او، بیش از ۸۰۰ زبان متفاوت دارد و از این لحاظ متنوع‌ترین شهر جهان است.

دولت فعلی آمریکا با این سیاست زبان انگلیسی نشان می‌دهد که برای تفاوت‌ها و تنوع فرهنگی و اقتصادی ارزش قائل نیست و مهاجران را تهدیدی برای کشور می‌داند. باوجود آنکه روایت رایج می‌گوید آمریکا همواره کشوری خوش‌آمدگو به مهاجران بوده و مجسمه آزادی بازوانش را به سمت آن‌ها باز نگه داشته، این نخستین بار نیست که واکنش‌های خصمانه و بیگانه‌ستیزانه به مهاجران صورت می‌گیرد. پیشینه تاریخی آمریکا مملو از اقدامات تبعیض‌آمیز است، مانند قانون منع ورود چینی‌ها در سال ۱۸۸۲، قانون مهاجرت ۱۹۱۷ که تست سواد برای مهاجران را اجباری کرد، قانون تجارت با دشمن همان سال که مطبوعات زبان خارجی را سرکوب کرد و دستور اجرایی ۹۰۶۶ که ژاپنی-آمریکایی‌ها را در اردوگاه‌های بازداشت قرار داد. یکی از نمونه‌های حداکثری این رویکرد، در سال ۱۹۱۸ اتفاق افتاد، زمانی که فرماندار آیووا، ویلیام هاردینگ، استفاده از هر زبان خارجی را در اماکن عمومی ممنوع کرد و اعلام داشت که خدا فقط به زبان انگلیسی گوش می‌دهد. دستور زبان انگلیسی ترامپ نمونه‌ای دیگر از سیاست‌هایی است که آسیب‌های جبران‌ناپذیری به آمریکا، قدرت نرم و جایگاه جهانی آن وارد می‌کند. تاریخ نشان داده که آمریکا هرگاه به این مسیر رفته، نتایج خوبی نداشته است و نیازمند بازگشت سریع به سیاست‌های بازتر و چندفرهنگی‌تر است./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا