آیا هوش مصنوعی آمریکاییها را کمهوشتر و فقیرتر میکند؟
گسترش هوش مصنوعی میتواند با وابستهکردن کاربران به چند شرکت بزرگ فناوری، قدرت اقتصادی و کنترل بیسابقهای بر دانش و تصمیمگیری ایجاد کند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «آیا هوش مصنوعی آمریکاییها را کمهوشتر و فقیرتر میکند؟» نوشته جان مکگلیون (John Mac Ghlionn) در هیل (The Hill) منتشر شده است. این یادداشت با تمرکز بر پیامدهای اجتماعی و اقتصادی گسترش هوش مصنوعی، هشدار میدهد که تمرکز زیرساخت و قدرت پردازشی در دست چند شرکت بزرگ میتواند وابستگی کاربران، نابرابری اقتصادی و نفوذ شرکتهای فناوری بر تصمیمگیری و زندگی روزمره را افزایش دهد. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.
هوش مصنوعی با سرعتی فزاینده در حال ورود به زندگی روزمره است، اما گسترش آن ممکن است پیامدهایی فراتر از تغییر شیوه کار و دسترسی به اطلاعات داشته باشد. یکی از نگرانیهای اصلی، شکلگیری ساختاری است که در آن افراد به ابزارهای دیجیتال شرکتهای بزرگ وابسته میشوند، بدون آنکه مالکیت یا کنترل واقعی بر این ابزارها داشته باشند. در چنین شرایطی، قدرت اقتصادی و تصمیمگیری بیش از پیش در اختیار شمار محدودی از شرکتهای فناوری قرار میگیرد.
تجربه شبکههای اجتماعی میتواند نشانهای از مخاطرات این روند باشد. در دهه گذشته، افزایش مشکلات سلامت روان در میان نوجوانان همزمان با گسترش شبکههای اجتماعی و الگوریتمهای جذب مخاطب مورد توجه قرار گرفت. اسناد داخلی شرکت متا نیز نشان داد که مدیران از برخی پیامدهای منفی طراحی محصولات خود آگاه بودهاند. بااینحال، مدل درآمدی مبتنی بر تبلیغات و جلب توجه کاربران، انگیزه اقتصادی قدرتمندی برای حفظ سازوکارهای وابستگیآور ایجاد میکرد. نگرانی این است که هوش مصنوعی، بهجای محدود ماندن به جلب توجه، بر شیوه تفکر، رفتار و روابط انسانی نیز تأثیر بگذارد.
ابزارهای هوش مصنوعی مولد میتوانند همراهان مجازی شخصیسازیشدهای ایجاد کنند که به اطلاعات و احساسات کاربران واکنش نشان میدهند. اگر این تعاملات جایگزین ارتباطات واقعی شوند، احتمال وابستگی عاطفی و کاهش تعامل انسانی افزایش مییابد. همچنین، اتکای مداوم به نرمافزارهای اختصاصی برای انجام امور روزمره ممکن است توانایی مستقل افراد در تصمیمگیری و حل مسائل را تضعیف کند. در این الگو، کاربران به خدماتی وابسته میشوند که کنترل آنها در دست شرکتهای ارائهدهنده باقی میماند.
ساختار اقتصادی صنعت نیز این نگرانیها را تشدید میکند. توسعه و اجرای مدلهای پیشرفته هوش مصنوعی به سرمایهگذاریهای کلان، مراکز داده گسترده و زیرساختهای پرهزینه نیاز دارد. این موانع ورود، رقابت را برای شرکتهای کوچک دشوار میکند و موقعیت شرکتهایی مانند مایکروسافت، آمازون، متا، آلفابت، اوپنایآی و آنتروپیک را تقویت میکند. تمرکز زیرساختها میتواند به تمرکز قدرت بر اطلاعات و فرایندهای تصمیمگیری جامعه منجر شود.
سابقه صنایع دخانی و بحران مالی سال ۲۰۰۸ نیز نشان میدهد که منافع کوتاهمدت شرکتها همیشه با منافع عمومی همسو نیست. بنابراین، اتکا به تعهدات اخلاقی شرکتهای فناوری بهتنهایی نمیتواند تضمینکننده استفاده مسئولانه از هوش مصنوعی باشد. مسئله اصلی، جلوگیری از وضعیتی است که در آن پیشرفت فناوری به وابستگی بیشتر مردم و انحصار گستردهتر شرکتها بینجامد. آینده این فناوری نه فقط به قابلیتهای فنی آن، بلکه به نحوه تنظیمگری، رقابت اقتصادی و حفظ استقلال کاربران نیز وابسته است./ منبع