آمریکااروپاانتخاب سردبیرخارجینظام بین‌الملل و نهادها

چه بر سر غرب آمد؟

به گزارش اطلس دیپلماسی، مقاله‌ای با عنوان «چه بر سر غرب آمد؟» به قلم استوارت پاتریک (Stewart Patrick)  در فارن افرز (Foreign Affairs) منتشر شده است. این مقاله استدلال می‌کند که مفهوم «غرب» به‌عنوان یک موجودیت ژئوپولیتیک منسجم و مبتنی بر ارزش‌های لیبرال در حال فروپاشی است؛ روندی که با بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید شتاب گرفته و پیامدهای عمیقی برای نظم بین‌المللی مبتنی بر قواعد به‌همراه دارد. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.


ایده زیستن در یک «جهان پسا‌غربی» به گفتمان مسلط در محافل بین‌المللی تبدیل شده است. بسیاری این عبارت را برای اشاره به ظهور قدرت‌های غیرغربی مانند چین، هند، برزیل، اندونزی و ترکیه به‌کار می‌برند. اما فراتر از «ظهور دیگران»، آنچه اهمیت دارد فروپاشی خود «غرب» به‌عنوان یک موجودیت ژئوپولیتیک یکپارچه است؛ روندی که اکنون با ریاست‌جمهوری دوباره ترامپ ممکن است ضربه نهایی را دریافت کند.

از پایان جنگ جهانی دوم، مجموعه‌ای از دموکراسی‌های پیشرفته اقتصاد محور، پایه‌گذار نظام لیبرال بین‌المللی شدند. این هسته شامل ایالات متحده، کانادا، انگلیس، اعضای اتحادیه اروپا، و متحدان آسیایی مانند ژاپن، کره جنوبی، استرالیا و نیوزیلند بود. این کشورها با همکاری در نهادهایی چون ناتو، گروه ۷، اتحادیه اروپا و سازمان همکاری اقتصادی و توسعه (OECD)، همبستگی خود را تحکیم بخشیدند و در سازمان‌های گسترده‌تر مانند سازمان ملل، بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول هماهنگی سیاستی داشتند.

در طول دهه‌ها، بحران‌هایی مانند ماجرای سوئز (۱۹۵۶)، چالش دوگل علیه ناتو، شوک نیکسون در سال ۱۹۷۱، بحران موشکی اروپا در دهه ۱۹۸۰ و اختلافات بر سر حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ فشارهایی بر انسجام غرب وارد کردند، اما هیچ‌یک انسجام آن را به اندازه دوران کنونی تهدید نکرده‌اند. ترامپ در دوره دوم ریاست‌جمهوری‌اش سیاستی مبتنی بر «اول آمریکا» اتخاذ کرده است: ملی‌گرایانه، یک‌جانبه‌گرا، محافظه‌کار در تجارت و بی‌اعتنا به نهادهای بین‌المللی. او به ارزش‌هایی چون دموکراسی، حقوق بشر و چندجانبه‌گرایی پشت کرده و در عوض به گفتمانی تمدنی و مبهم از «غرب» متوسل شده است که با ملی‌گرایی راست‌گرایانه در اروپا و آمریکای شمالی هم‌پوشانی دارد.

واکنش شرکای نزدیک آمریکا عمدتاً حیرت و نگرانی بوده است. اورزولا فن در لاین، رئیس کمیسیون اروپا، در ماه آوریل اعتراف کرد که «غربی که می‌شناختیم دیگر وجود ندارد». اگرچه رهبران غربی در نشست‌های گروه ۷ و ناتو تلاش کرده‌اند با تعریف و تمجید از ترامپ این شکاف‌ها را پنهان کنند، اما تردیدها عمیق‌تر شده است. ازبین‌رفتن غرب پیامدهای سنگینی خواهد داشت: نظم بین‌المللی مبتنی بر قواعد، که ریشه در ارزش‌های لیبرال داشت، بدون موتور محرک تاریخی‌اش رها می‌شود و میدان برای قدرت‌های اقتدارگرا فراهم خواهد شد.

«غرب» در دوران جنگ سرد محصول یک ضرورت ژئوپولیتیک بود: بلوکی از دموکراسی‌های بازارمحور در برابر شوروی. این هویت با نهادهایی مانند ناتو و اروپا تحکیم شد و حتی پس از فروپاشی شوروی نیز پابرجا ماند؛ با امیدی خوش‌بینانه که دایره غرب به‌سوی جهانی‌شدن ارزش‌های لیبرال گسترش یابد. اما به‌جای جهانی‌شدن غرب، «ظهور دیگران» رخ داد و بحران‌هایی مانند حملات تاریخ یازده سپتامبر و موج مهاجرت‌ها بُعد تمدنی و ناسیونالیستی تازه‌ای به آن بخشید.

حتی پس از دوره اول پرآشوب ترامپ، غرب در دوران بایدن احیا شد و دوباره به رهبری آمریکا اعتماد کرد. اما اکنون، تنها هشت ماه پس از آغاز دوره دوم ترامپ، این اعتماد فرو ریخته است. اعمال تعرفه‌های سنگین، فشار بر متحدان برای افزایش هزینه‌های دفاعی، و حمله یک‌جانبه به تأسیسات هسته‌ای ایران موجب شده است که اروپا و آسیا دیگر به تعهدات امنیتی واشنگتن اطمینان نکنند. محبوبیت آمریکا در افکار عمومی اروپا نیز سقوط کرده و اعتماد به اتحاد فراآتلانتیک در حال زوال است.

یکی از بزرگ‌ترین قربانیان این وضعیت گروه ۷ است. نهادی که زمانی نماد انسجام غرب بود، اکنون به «گروه ۶ به‌علاوه یک» تنزل یافته است. کشورهای اروپایی و دیگر متحدان برای پرهیز از وابستگی مطلق به آمریکا به‌دنبال روابط متنوع‌تر با قدرت‌های نوظهور چون هند، برزیل و اندونزی هستند. این روند بخشی از گرایش به «چندهم‌سویی» است؛ نظمی که در آن کشورها به‌جای پیروی پایدار از یک قطب، انعطاف بیشتری در روابط خود جست‌وجو می‌کنند.

غرب امروز بیش از آنکه یک موجودیت ژئوپولیتیک و ارزشی باشد، به مفهومی تمدنی و تکه‌تکه بدل شده است. همان‌طور که برخی مفهوم «جنوب جهانی» را به‌دلیل ناهمگونی‌اش ناکارآمد می‌دانند، اکنون باید پرسید آیا خود غرب نیز همچنان ارزش تحلیلی دارد یا نه. در مجموع، تضعیف انسجام و همبستگی غرب نه‌تنها دستاوردهای نظم لیبرال را تهدید می‌کند، بلکه جهانی پرآشوب‌تر و کم‌ثبات‌تر را نوید می‌دهد./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا