چه کسی میتواند یک جنگ هستهای را آغاز کند؟
انحصار قدرت رئیسجمهور آمریکا در صدور فرمان شلیک هستهای، محور بحثهای اصلاحی برای جلوگیری از اشتباهات محاسباتی در بحرانهای جهانی است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «چه کسی میتواند یک جنگ هستهای را آغاز کند؟» به قلم ارین دی. دامباکر (Erin D. Dumbacher) در اندیشکده شورای روابط خارجی (Council on Foreign Relations) منتشر شده است. این مقاله به بررسی فرآیند تصمیمگیری برای استفاده از سلاحهای هستهای در ایالات متحده، اختیارات انحصاری رئیسجمهور و گزینههای موجود برای اصلاح این ساختار با هدف کاهش ریسک حملات پیشدستانه غیرعمدی میپردازد. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
در ساختار دفاعی ایالات متحده، فرآیند پاسخ به حملات هستهای بهگونهای طراحی شده است که تنها رئیسجمهور صلاحیت نهایی صدور فرمان شلیک مخربترین سلاحهای جهان را دارد. بازدارندگی هستهای بر این پایه استوار است که ارتش بلافاصله پس از دریافت دستور قانونی رئیسجمهور، اقدام به تلافی خواهد کرد. سیاست «اختیار تام»، که از زمان هری ترومن برای محدود کردن قدرت ژنرالها وضع شد، تضمین میکند که هیچ فرمانده نظامی یا اشتباهی در زیردریاییها و سیلوهای موشکی منجر به شلیک خودسرانه نشود. با این حال، تمرکز اصلاحات امروزی نه بر شلیکهای غیرمجاز، بلکه بر جلوگیری از اولین ضربه هستهای غیرخردمندانه متمرکز است.
منتقدان معتقدند تمرکز قدرت در دست یک نفر، در کنار راهبرد «شلیک در وضعیت هشدار»، خطر اشتباه محاسباتی را افزایش میدهد؛ زیرا رئیسجمهور تنها چند دقیقه برای تصمیمگیری پس از دریافت گزارش حمله احتمالی فرصت دارد. با این حال، دولت بایدن در سیاستهای سال ۲۰۲۲ خود تأیید کرد که نیروهای هستهای آمریکا تابآوری لازم را دارند و لزوماً نیازی به واکنش فوری پیش از اصابت موشکهای دشمن نیست. گزینه «تحمل حمله» به رهبران زمان بیشتری برای ارزیابی اطلاعات و جلوگیری از پاسخ به هشدارهای کاذب میدهد. بهرغم این، ۶۱ درصد از آمریکاییها طبق نظرسنجیهای اخیر نسبت به این اختیار مطلق ابراز نگرانی کردهاند.
ایالات متحده و چین هر دو در حال گسترش زرادخانههای خود هستند؛ به طوری که پیشبینی میشود چین تا سال ۲۰۳۰ به یکهزار سلاح هستهای دست یابد. در حالی که مقاماتی نظیر رونالد ریگان و جو بایدن تأکید کردهاند که جنگ هستهای برندهای ندارد، دکترین نظامی آمریکا همچنان اجازه استفاده پیشدستانه از این سلاحها را میدهد. تلاشهای کنگره برای محدود کردن این قدرت یا تصویب سیاست «عدم استفاده اولیه» بهدلیل ملاحظات سیاسی و نیاز به حفظ چتر حمایتی هستهای برای متحدان، تاکنون به نتیجه نرسیده است. متحدان واشنگتن نگراناند که محدود کردن این تعهد، بازدارندگی در برابر رقبای منطقهای را تضعیف کند.
ظهور فناوریهای نوین مانند موشکهای هایپرسونیک و هوش مصنوعی، چالشهای پیچیدهای ایجاد کرده است. هایپرسونیکها با کاهش زمان واکنش، ثبات راهبردی را به مخاطره میاندازند. در حوزه هوش مصنوعی، ایالات متحده و چین در سال ۲۰۲۴ توافق کردند که تصمیم نهایی درباره سلاحهای هستهای همواره توسط انسان اتخاذ شود. خطر اصلی هوش مصنوعی نه در هدایت خودکار موشکها، بلکه در تزریق اطلاعات غلط یا تولید «دیپفیک» است که میتواند در زمان بحران، ادراک رهبران را مختل کند. اصلاحات ساختاری برای ایجاد نردههای حفاظتی پیرامون اختیار تام رئیسجمهور، میتواند ریسک آغاز یک جنگ فاجعهبار بر اساس اطلاعات نادرست را کاهش دهد./ منبع



