تاریکی افق جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای؛ روزنههای روشن برای آینده حزب
محبوبیت پایین ترامپ ممکن است جمهوریخواهان را تضعیف کند، اما زمینه تحول آینده حزب را فراهم کرده است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «تاریکی افق جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای؛ روزنههای روشن برای آینده حزب» به قلم مایکل برندان دوهرتی (Michael Brendan Dougherty)، در نیویورک تایمز (New York Times) منتشر شده است که با بررسی پیامدهای سیاسی دوران دونالد ترامپ، میان احتمال عملکرد ضعیف جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای ۲۰۲۶ و شکلگیری آرایش متکثرتر و مستقلتری در آینده این حزب تمایز قائل میشود. در ادامه، چکیده این یادداشت را میخوانید.
حزب جمهوریخواه آمریکا در آستانه انتخابات میاندورهای سال ۲۰۲۶ با وضعیتی دوگانه روبهرو است: از یک سو، محبوبیت پایین دونالد ترامپ میتواند موقعیت انتخاباتی نامزدهای حزب را تضعیف کند و از سوی دیگر، تحولات دوران رهبری او زمینه شکلگیری آیندهای متفاوت برای جمهوریخواهان را فراهم کرده است. این وضعیت نشان میدهد که تأثیر ترامپ بر حزب را نمیتوان صرفاً با عملکرد انتخاباتی کوتاهمدت سنجید؛ زیرا او هم عامل انسجام جمهوریخواهان بوده و هم در شرایط کنونی به یکی از مهمترین موانع انتخاباتی آنان تبدیل شده است.
تجربه انتخابات گذشته نیز اهمیت حضور ترامپ را در بسیج رأیدهندگان جمهوریخواه نشان میدهد. این حزب در انتخابات ریاستجمهوری سالهای ۲۰۱۶ و ۲۰۲۴، هنگامی که ترامپ نامزد انتخابات بود، عملکردی بهتر از انتظارات داشت؛ اما در انتخابات میاندورهای سالهای ۲۰۱۸ و ۲۰۲۲، بدون حضور او در رأس رقابت انتخاباتی، با ناکامیهایی مواجه شد. همین سابقه موجب شده است که ترامپ از جمهوریخواهان بخواهد در رقابتهای میاندورهای نیز چنان رفتار کنند که گویی نام او در برگه رأی قرار دارد. با این حال، شرایط سیاسی سال ۲۰۲۶ با دورههای گذشته تفاوت دارد و محبوبیت شخصی رئیسجمهور ممکن است بهجای تقویت نامزدهای حزب، به عاملی بازدارنده تبدیل شود.
نامزدهای جمهوریخواه در رقابتهای دشوار، به نظر میرسد بیش از گذشته به اقتضائات حوزههای انتخابیه خود توجه میکنند. برخی چهرههای این حزب، از جمله اشلی هینسون در آیووا، مایک راجرز در میشیگان و جان هیوستد در اوهایو، در برخی مسائل از ترامپ فاصله گرفتهاند. هر سه نیز خواستار پایان درگیریها در ایران شدهاند. چنین موضعگیریهایی بیانگر آن است که بخشی از سیاستمداران جمهوریخواه حاضرند برای حفظ موقعیت انتخاباتی خود، از همراهی کامل با رئیسجمهور فاصله بگیرند و مواضعی متناسب با نگرانیهای رأیدهندگان اتخاذ کنند.
با وجود احتمال عملکرد ضعیف حزب در انتخابات میاندورهای، میراث سیاسی ترامپ صرفاً به پیامدهای منفی محبوبیت او محدود نمیشود. او با کنارزدن اجماع سنتی جمهوریخواهان، ساختار فکری و سیاسی حزب را دگرگون کرده و امکان ظهور چهرهها، نمایندگان منتخب و تأثیرگذاران تازهای را فراهم آورده است. این تحول به معنای شکلگیری یک جریان کاملاً یکپارچه نیست؛ بلکه نشان میدهد که جمهوریخواهان بیش از گذشته با مجموعهای از دیدگاهها، اهداف و گرایشهای متفاوت روبهرو هستند.
کنوانسیون میاندورهای جمهوریخواهان در دالاس، در نگاه نخست، بار دیگر بر نقش محوری ترامپ در جذب توجه عمومی تأکید داشت. با این حال، حضور چهرههایی که در موضوعات مختلف با او یا حتی با یکدیگر اختلافنظر دارند، نشانهای از شکلگیری فضای سیاسی متکثرتر در درون حزب بود. پیش از ظهور ترامپ، چنین مجموعه ناهمگونی از صداها و گرایشها که همگی خود را نماینده جمهوریخواهی بدانند، دشوارتر قابل تصور بود.
این تکثر میتواند در آینده به بازتعریف هویت حزب منجر شود. جمهوریخواهان ممکن است همچنان از پایگاه انتخاباتی ترامپ و میراث سیاسی او تأثیر بپذیرند، اما در عین حال، چهرههای جدید میتوانند مسیرهای متفاوتی را برای پاسخگویی به مطالبات جامعه و رقابتهای انتخاباتی دنبال کنند. در چنین شرایطی، نتیجه انتخابات میاندورهای لزوماً تصویر کاملی از آینده حزب ارائه نمیدهد. حتی شکست احتمالی در کوتاهمدت نیز نمیتواند مانع تداوم تحولاتی شود که در ساختار سیاسی و فکری جمهوریخواهان آغاز شده است.
در مجموع، آینده حزب جمهوریخواه به چگونگی مدیریت رابطه میان وفاداری به ترامپ و نیاز به گسترش پایگاه انتخاباتی وابسته خواهد بود. ترامپ همچنان نیرویی وحدتبخش برای بخش مهمی از حزب است، اما محدودیتهای محبوبیت او میتواند انگیزه فاصلهگیری برخی سیاستمداران را افزایش دهد. همین تناقض، هم خطر انتخاباتی جمهوریخواهان در سال ۲۰۲۶ و هم امکان شکلگیری حزبی متفاوت در دوره پس از ترامپ را توضیح میدهد./ منبع