آمریکااروپاخارجینظام بین‌الملل و نهادها

چرا سیاست اروپایی دونالد ترامپ معامله‌محور نیست

اغلب چنین به‌نظر می‌رسد که ترامپ هیچ سیاستی برای اروپا ندارد؛ اما واقعیت این است که دارد – و اروپا باید نگران باشد.

به گزارش اطلس دیپلماسی، مقاله‌ای با عنوان «چرا سیاست اروپایی دونالد ترامپ معامله‌محور نیست» به قلم دالیبور روهاک (Dalibor Rohac) در نشنال اینترست (National Interest) منتشر شده است. این مقاله استدلال می‌کند که توجه بیش از حد تحلیل‌گران اروپایی به ماهیت «مبادله‌ای» یا مزاج متغیر دونالد ترامپ یک حواس‌پرتی بزرگ از واقعیت سیاست عمیق‌تر دولت او در قبال اروپا است. نویسنده معتقد است مشکل اساسی این است که جنبش ماگا (MAGA) به رهبری ترامپ، اروپای کنونی را به‌دلیل سیاست‌های مهاجرتی سهل‌گیرانه، اتکای تنبلانه به چتر امنیتی آمریکا و طرح‌های لیبرال (از جمله خود پروژه اتحادیه اروپا) عمیقاً دوست ندارد و آن را «شکسته» می‌بیند. این دیدگاه، باعث می‌شود که واشنگتن اروپا را نه به‌عنوان یک متحد برابر، بلکه به‌عنوان یک مشتری یا دست‌نشانده تلقی کند و این هدف، با اقداماتی نظیر فشار یک‌جانبه بر اوکراین، اعطای معافیت‌های تحریمی به ویکتور اوربان و تعمیق روابط با احزاب راست افراطی (مانندAfD آلمان و اجتماع ملی فرانسه) دنبال می‌شود. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.

با وجود اینکه سیاست خارجی دولت ترامپ در قبال اروپا به‌ظاهر حول محورهای سنتی جمهوری‌خواهان مانند تقسیم بار ناتو، کسری تجاری آمریکا و پایان دادن به جنگ اوکراین می‌چرخد، اما چالش‌هایی که اروپایی‌ها با آن روبه‌رو هستند، فراتر از پیگیری نامنظم این اهداف است. تمرکز بر خوی «مبادله‌ای» یا تغییرپذیر رئیس‌جمهور، یک اشتباه کشنده است که مانع از درک برنامه اصلی دولت او در قبال قاره سبز می‌شود. در واقع، بسیاری در جنبش ماگا (MAGA)، اروپای کنونی را به‌دلیل سیاست‌های مهاجرتی سست، اتکای سهل‌انگارانه به چتر امنیتی ایالات متحده و طرح‌های پیشروی غلط، عمیقاً غیرقابل تحمل و فاسد می‌بینند؛ دیدگاهی که ترامپ خود با ادعای اینکه «اتحادیه اروپا برای سوءاستفاده از آمریکا ایجاد شده است» آن را تأیید می‌کند. این نگاه باعث می‌شود که واشنگتن اروپا را نه به‌عنوان یک شریک هم‌رده و متحد، بلکه به‌عنوان یک مشتری یا خراج‌گزار تلقی کند که سیاست داخلی آن می‌تواند به دلخواه واشنگتن تغییر یابد.

این رویکرد عمیقاً خصمانه، در تغییرات سیاست آمریکا در قبال اوکراین مشهود است؛ جایی که ترامپ صرفاً به‌دنبال پایان دادن به جنگ به هر قیمتی است. در این راستا، او بار تأمین کمک‌های نظامی و مالی را تماماً بر دوش متحدان اروپایی قرار داده و به‌جز تحریم‌های ضعیف بر چند شرکت نفتی، فشار جدی بر روسیه اعمال نکرده است. اعطای معافیت تحریمی آشکار به ویکتور اوربان در مجارستان، که هیچ تلاشی برای جدایی از انرژی روسیه نداشته، نشان می‌دهد که تحریم‌های جدید صرفاً نمایشی برای راضی کردن تندروهای حزب جمهوری‌خواه است، نه تلاشی جدی برای خفه‌کردن ماشین جنگی پوتین. علاوه بر این، برقراری ارتباط مستقیم دولت ترامپ با احزاب راست افراطی اروپایی، مانند آلترناتیو برای آلمان (AfD) و اجتماع ملی در فرانسه، نشان‌دهنده برنامه واقعی این دولت برای مهندسی سیاست قاره اروپا است. رهبران حزب آلترناتیو برای آلمان، به سطح دسترسی بی‌سابقه‌ای در واشنگتن دست یافته‌اند، در حالی که ترامپ شخصاً به دفاع از مارین لوپن، رهبر سابق ملی‌گرایان فرانسه، برخاسته است. این اقدامات، شاهدی بر این است که یک گروه بزرگ از محافظه‌کاران آمریکایی، سال‌هاست که تمایل عمیقی به از هم پاشیدن اتحادیه اروپا داشته‌اند و با کسانی که به‌دنبال ایجاد کشورهای «همگن فرهنگی» از طریق قوانین سخت‌گیرانه مهاجرت هستند، همدلی دارند. اروپایی‌ها مرتکب اشتباهی مهلک خواهند شد اگر این اقدامات هدفمند را ناشی از صرفاً بی‌نظمی یا اختلاف داخلی دولت آمریکا بدانند. این ملاحظات، انحراف آشکاری از درک سنتی و دوحزبی منافع آمریکا در اروپاست و به اروپایی‌ها یادآوری می‌کند که باید با نسخه بسیار متفاوت و خشن‌تر کنونی آمریکا، به‌جای تصویر آرمان‌گرایانه و خوش‌بینانه از آن، کنار بیایند./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا