جهان در هراس از سیاستهای غیرقابلپیشبینی آمریکا
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «جهان در هراس از سیاستهای غیرقابلپیشبینی آمریکا» نوشته مکس هستینگز (Max Hastings)، منتشرشده در بلومبرگ (Bloomberg)، به بررسی تأثیرات بیثباتکننده و غیرقابلپیشبینی سیاستهای دونالد ترامپ بر روابط بینالمللی، اقتصاد جهانی و امنیت جهانی میپردازد. این یادداشت نشان میدهد که چگونه تصمیمات ناگهانی و شخصیمحور ترامپ جهان را در وضعیت اضطراب و عدم اطمینان قرار داده است. در ادامه، چکیده این مطلب ارائه شده است.
جهان امروز به دلیل رفتارهای غیرقابلپیشبینی دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، در وضعیت بیثباتی و نگرانی قرار دارد. برخلاف رؤسایجمهور پیشین آمریکا که گاه ماهها از توجه جهانیان دور بودند، اقدامات و اظهارات ترامپ بهطور مداوم در مرکز توجه قرار دارند. این وضعیت بهدلیل تصمیمگیریهای ناگهانی اوست که اغلب بر اساس انگیزههای شخصی یا تغییرات خلقی شکل میگیرند. جهان دیگر آمریکا را بهعنوان یک قدرت پیشبینیپذیر نمیبیند، بلکه از تصمیمات او که میتوانند بهطور ناگهانی روابط بینالمللی را گرم یا سرد کنند، هراس دارد.
یکی از نمونههای اخیر، اعلام حمایت جدید آمریکا از اوکراین است. ایالات متحده تصمیم گرفته سیستمهای پدافند هوایی و موشکهای دوربرد را به اوکراین ارسال کند که با بودجه اعضای ناتو تأمین میشود. این اقدام در حالی صورت میگیرد که شهرهای اوکراین تحت حملات شبانه موشکها و پهپادهای روسی قرار دارند و جریان تسلیحات آمریکایی به این کشور کاهش یافته بود. با این حال، این تصمیم بیشتر به دلیل احساس توهین شخصی ترامپ از ولادیمیر پوتین است تا یک سیاست راهبردی. پس از رویکارآمدن ترامپ، محدودیتهای تجاری برای الیگارشهای روس در آمریکا کاهش یافته و نهادهای نظارتی تعطیل شدهاند که نشاندهنده نبود یک خطمشی ثابت است. اگر روابط شخصی او با پوتین تغییر کند، سیاست آمریکا در قبال اوکراین نیز ممکن است دوباره تغییر یابد.
در حوزه اقتصاد جهانی، سیاستهای تجاری ترامپ، بهویژه اعمال تعرفههای گسترده، عدم اطمینان را افزایش داده است. برخی اقتصاددانان برجسته معتقدند که این تعرفهها میتوانند اقتصاد جهانی را به سمت رکود ببرند. عدم قطعیت درباره آینده جروم پاول و فدرال رزرو نیز اعتماد به اقتصاد آمریکا را متزلزل کرده است. کارشناسان پیشنهاد میکنند که کشورها باید وابستگی خود به آمریکا را کاهش دهند و روابط جدیدی ایجاد کنند، زیرا حتی پس از دوره ترامپ، بازگشت آمریکا به نقش شریک قابلاعتماد بعید به نظر میرسد. این توصیه به دلیل خطر «اینرسی فعال» مطرح شده است که در آن کشورها به الگوهای قدیمی وابستگی ادامه میدهند، در حالی که نیاز به تغییر رفتار دارند.
در عرصه بینالمللی، تهدیدات اقتصادی ترامپ بهعنوان ابزاری برای فشار بر کشورها استفاده میشود. بهعنوان مثال، او به رئیسجمهور برزیل، لولا دا سیلوا، هشدار داده که در صورت ادامه پرونده قضایی علیه ژایر بولسونارو، تعرفه پنجاه درصدی بر صادرات برزیل به آمریکا اعمال خواهد شد. این تهدید نه بهدلیل مسائل تجاری، بلکه به دلیل حمایت شخصی ترامپ از بولسونارو است که روابط نزدیکی با خانواده او دارد. اگرچه صادرات برزیل به آمریکا تنها دو درصد از تولید ناخالص داخلی این کشور را تشکیل میدهد، این تعرفه میتواند اختلالات اقتصادی ایجاد کند.
اتحادیه اروپا نیز با چالشهای مشابهی مواجه است. آمریکا با تهدید به جنگ تجاری، از اتحادیه اروپا میخواهد مقررات خود را بر شرکتهای بزرگ فناوری کاهش دهد. این شرکتها از سیاستهای محتوای باز سود میبرند، اما برخی معتقدند این سیاستها بهویژه برای جوانان مضر است. اتحادیه اروپا در تلاش برای تنظیم مقررات رسانههای اجتماعی و جریمه شرکتهای متخلف است، اما ترس از جنگ تجاری ممکن است آن را وادار به تسلیم کند. استفاده از ابزار ضداجبار اقتصادی توسط اتحادیه اروپا علیه آمریکا نیز بهدلیل مخاطرات آن بعید به نظر میرسد.
در مورد ایران، سیاست آمریکا نامشخص است. برخی معتقدند بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، ترامپ را به مشارکت در جنگ با ایران ترغیب کرده، در حالی که شواهد نشان نمیدهد ایران در آستانه تولید سلاح هستهای باشد. اقدامات نظامی علیه ایران نمیتوانند تهدیدات منطقهای این کشور را بهطور کامل رفع کنند. با این حال، تصمیمگیریهای بعدی ترامپ در این زمینه غیرقابل پیشبینی است، زیرا او حتی خود نمیداند هفته آینده چه رویکردی اتخاذ خواهد کرد. این عدم قطعیت جهانیان را نگران کرده و باعث شده دونالد ترامپ به موضوع گفتوگوهای روزانه در سراسر جهان تبدیل شود./ منبع



