اجتماعیایالات متحدهداخلی

وقتی رئیس‌جمهور می‌کوشد روایت‌ها را کنترل کند

ترامپ هم‌زمان اعتبار رسانه‌ها را تضعیف می‌کند و می‌کوشد روایت مطلوب خود را بر آنها تحمیل کند.

به گزارش اطلس دیپلماسی یادداشتی با عنوان «وقتی رئیس‌جمهور می‌کوشد روایت‌ها را کنترل کند» نوشته جیک لوندبرگ (Jake Lundberg) در نشریه آتلانتیک (The Atlantic) منتشر شده است. این یادداشت با مقایسه رفتار رسانه‌ای دونالد ترامپ و ریچارد نیکسون، تحول رابطه کاخ سفید با رسانه‌ها را بررسی می‌کند و نشان می‌دهد چگونه گسترش ارتباط مستقیم رئیس‌جمهور با افکار عمومی، هم‌زمان با کاهش اعتماد به رسانه‌ها، تلاش برای کنترل روایت‌های خبری را تشدید کرده است. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.

تحولات رسانه‌ای آمریکا در دو قرن گذشته مسیر ارتباط میان قدرت سیاسی و افکار عمومی را دگرگون کرده است. در قرن نوزدهم، افزایش شمار روزنامه‌ها به تدریج امکان انتشار گسترده دیدگاه‌های شخصی و سیاسی را فراهم کرد. با ظهور رسانه‌های جمعی، به‌ویژه تلویزیون، رئیس‌جمهور توانست بدون واسطه با میلیون‌ها شهروند سخن بگوید. گسترش اینترنت و شبکه‌های اجتماعی این روند را بسیار بیشتر کرده و امکان انتشار مستقیم پیام‌های سیاسی را در اختیار خود سیاستمداران قرار داده است.

دونالد ترامپ یکی از برجسته‌ترین نمونه‌های این تحول است. او از طریق شبکه اجتماعی شخصی خود، Truth Social، مستقیماً با مخاطبان ارتباط برقرار می‌کند و دیگر برای انتقال پیام‌هایش به رسانه‌های سنتی وابسته نیست. در عین حال، دولت او همچنان تلاش می‌کند نحوه پوشش رسانه‌ای فعالیت‌های ریاست‌جمهوری را تحت تأثیر قرار دهد. تصمیم اخیر برای منع ورود سه رسانه به محوطه کاخ سفید نمونه‌ای از این رویکرد بود؛ تصمیمی که با مداخله یک قاضی فدرال موقتاً متوقف شد و دسترسی رسانه‌های مذکور تا زمان بررسی بیشتر برقرار ماند، هرچند محدودیت‌هایی در برخی وظایف خبری همچنان وجود داشت.

این کشمکش، سابقه‌ای تاریخی دارد و نمونه مهم پیشین آن به ریاست‌جمهوری ریچارد نیکسون بازمی‌گردد. در دوره نیکسون، تلویزیون به رئیس‌جمهور امکان می‌داد مستقیماً با مردم صحبت کند و از وابستگی به روزنامه‌نگاران به‌عنوان واسطه ارتباطی بکاهد. سخنرانی معروف «چکرز» در سال ۱۹۵۲ نمونه‌ای از استفاده سیاسی مؤثر از تلویزیون بود؛ نیکسون با دفاع مستقیم از خود در نیکسون نسبت به رسانه‌های منتقد رویکردی خصمانه داشت. سخنان تند معاون رئیس‌جمهور علیه مطبوعات، تلاش برای بی‌اعتبار کردن روزنامه‌نگاران و اقدامات پشت‌پرده برای یافتن اطلاعات آسیب‌زننده درباره خبرنگاران منتقد، بخشی از این روند بود.

در جریان افشای اسناد پنتاگون نیز دولت برای جلوگیری از انتشار اطلاعات تلاش کرد و پرونده دنیل الزبر تلاش برای کنترل روایت رسانه‌ای می‌تواند پیامدهای سیاسی گسترده‌ای داشته باشد. اقدامات پنهانی دولت نیکسون و اطرافیانش سرانجام به موضوع اصلی پوشش خبری تبدیل شد و رسوایی حاصل از آن به استعفای رئیس‌جمهور انجامید. در نتیجه، رابطه میان کاخ سفید و رسانه‌ها نه‌تنها به مسئله‌ای درباره نحوه پوشش اخبار، بلکه به موضوعی مرتبط با می‌شود. کاهش اعتماد عمومی به رسانه‌های سنتی، افزایش قطبی‌شدن فضای خبری و گسترش شبکه‌های اجتماعی به رئیس‌جمهور امکان داده است پیام خود را بدون واسطه منتشر کند.

هم‌زمان، حجم بالای رویدادها و مناقشات سیاسی موجب شده رسانه‌ها و مخاطبان با سیلی مداوم از اخبار روبه‌رو باشند؛ شرایطی که پیگیری و هم تولیدکننده روایت است و هم مصرف‌کننده جدی اخبار رسانه‌های سنتی. او از یک سو اعتبار رسانه‌های جریان اصلی را به چالش می‌کشد و از سوی دیگر همچنان به نحوه پوشش فعالیت‌های خود حساس است. تلاش برای محدود کردن رسانه‌های منتقد در کاخ سفید نشان می‌دهد که دسترسی مستقیم به مخاطبان، ضرورت شخصی خود را داشته باشد، اما نمی‌تواند تمام بسترهای خبری و اجتماعی را کنترل کند. بنابراین، رقابت بر سر روایت سیاسی از انحصار رسانه‌های بزرگ خارج شده و به شبکه‌ای از پلتفرم‌ها، رسانه‌های سنتی و حساب‌های شخصی منتقل شده است. در چنین محیطی، تلاش برای کنترل روایت درباره رئیس‌جمهور همچنان ادامه دارد، اما تولید و توزیع خبر بسیار برابر اتهام‌های مالی توانست بحران سیاسی آن زمان را مدیریت کند.

با وجود این دسترسی مستقیم، دولت نیکسون نسبت به رسانه‌های منتقد رویکردی خصمانه داشت. سخنان تند معاون رئیس‌جمهور علیه مطبوعات، تلاش برای بی‌اعتبار کردن روزنامه‌نگاران و اقدامات پشت‌پرده برای یافتن اطلاعات آسیب‌زننده درباره خبرنگاران منتقد، بخشی از این روند بود. در جریان افشای اسناد پنتاگون نیز دولت برای جلوگیری از انتشار اطلاعات تلاش کرد و پرونده دنیل الزبرگ به یکی از نقاط مهم مناقشه میان دولت و رسانه تبدیل شد.

ماجرای واترگیت نشان داد که تلاش برای کنترل روایت رسانه‌ای می‌تواند پیامدهای سیاسی گسترده‌ای داشته باشد. اقدامات پنهانی دولت نیکسون و اطرافیانش سرانجام به موضوع اصلی پوشش خبری تبدیل شد و رسوایی حاصل از آن به استعفای رئیس‌جمهور انجامید. در نتیجه، رابطه میان کاخ سفید و رسانه‌ها نه‌تنها به مسئله‌ای درباره نحوه پوشش اخبار، بلکه به موضوعی مرتبط با نظارت عمومی بر قدرت اجرایی تبدیل شد.

در دوره ترامپ، این رابطه در محیطی کاملاً متفاوت دنبال می‌شود. کاهش اعتماد عمومی به رسانه‌های سنتی، افزایش قطبی‌شدن فضای خبری و گسترش شبکه‌های اجتماعی به رئیس‌جمهور امکان داده است پیام خود را بدون واسطه منتشر کند. هم‌زمان، حجم بالای رویدادها و مناقشات سیاسی موجب شده رسانه‌ها و مخاطبان با سیلی مداوم از اخبار روبه‌رو باشند؛ شرایطی که پیگیری و تمرکز بر هر پرونده یا رسوایی واحد را دشوارتر می‌کند.

ترامپ در این محیط هم تولیدکننده روایت است و هم مصرف‌کننده جدی اخبار رسانه‌های سنتی. او از یک سو اعتبار رسانه‌های جریان اصلی را به چالش می‌کشد و از سوی دیگر همچنان به نحوه پوشش فعالیت‌های خود حساس است. تلاش برای محدود کردن رسانه‌های منتقد در کاخ سفید نشان می‌دهد که دسترسی مستقیم به مخاطبان، ضرورتاً میل به کنترل روایت‌های رسانه‌ای دیگران را از بین نبرده است.

تفاوت مهم امروز با دوره نیکسون در ساختار چندپاره رسانه‌ای است. رئیس‌جمهور اکنون می‌تواند رسانه شخصی خود را داشته باشد، اما نمی‌تواند تمام بسترهای خبری و اجتماعی را کنترل کند. بنابراین، رقابت بر سر روایت سیاسی از انحصار رسانه‌های بزرگ خارج شده و به شبکه‌ای از پلتفرم‌ها، رسانه‌های سنتی و حساب‌های شخصی منتقل شده است. در چنین محیطی، تلاش برای کنترل روایت درباره رئیس‌جمهور همچنان ادامه دارد، اما تولید و توزیع خبر بسیار پراکنده‌تر از گذشته شده است./ منبع

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا