اجتماعیایالات متحدهداخلی

هگست شیفته افزایش تستوسترون است

سیاست افزایش تستوسترون، پیری طبیعی و سلامت مردان را به مسئله‌ای نیازمند مداخله تبدیل می‌کند.

به گزارش اطلس دیپلماسی یادداشتی با عنوان «هگست شیفته افزایش تستوسترون است» به قلم دیو شیلینگ (Dave Schilling) در گاردین (The Guardian) منتشر شده است که با رویکردی طنزآمیز و انتقادی، سیاست دولت ترامپ در ترویج سنجش و درمان تستوسترون در مردان، به‌ویژه نیروهای نظامی، را به چالش می‌کشد و آن را بازتابی از نگرشی می‌داند که پیری و تغییرات طبیعی بدن را نوعی نقص تلقی می‌کند. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.

بحث درباره افزایش سطح تستوسترون در دولت دونالد ترامپ به موضوعی فراتر از پزشکی تبدیل شده و با تصورات خاصی درباره مردانگی، قدرت بدنی و توان نظامی پیوند خورده است. پیت هگست، وزیر دفاع، سال‌هاست بر اهمیت سطح تستوسترون تأکید می‌کند و خواهان آزمایش سطح این هورمون در نیروهای نظامی و ارائه درمان جایگزینی تستوسترون به افرادی است که از نظر پزشکی سطح کافی ندارند. در این نگاه، تستوسترون نه صرفاً یک هورمون، بلکه بخشی از ظرفیت زیستی لازم برای افزایش توانایی، طول عمر و آمادگی رزمی تلقی می‌شود.

این رویکرد در شرایطی مطرح شده که رابرت اف. کندی جونیور، وزیر بهداشت، محدودیت‌های مربوط به تجویز درمان جایگزینی تستوسترون را کاهش داده است. در نتیجه، امکان دسترسی قانونی مردان بیشتری به این درمان فراهم شده است. با این حال، میزان و دامنه فواید این درمان برای مردان سالم همچنان محل بحث علمی است و نمی‌توان افزایش سطح تستوسترون را به‌طور ساده معادل افزایش سلامت، توانایی جسمی یا کیفیت زندگی دانست.

مبنای انتقاد اصلی این است که سیاست عمومی نباید به‌گونه‌ای شکل بگیرد که مردان سالم احساس کنند برای حفظ ارزش اجتماعی یا کارآمدی خود باید بدنشان را از طریق مداخلات هورمونی ارتقا دهند. تبلیغ افزایش تستوسترون، حتی در مواردی که نیاز پزشکی مشخصی وجود ندارد، می‌تواند مرز میان درمان بیماری و ارتقای مصنوعی ویژگی‌های طبیعی بدن را کمرنگ کند. در چنین شرایطی، مسائلی مانند قدرت عضلانی، عملکرد جنسی، توان ورزشی و حتی روند طبیعی پیری ممکن است به معیارهایی برای سنجش ارزش فرد تبدیل شوند.

این مسئله از منظر سیاست جنسیتی نیز تناقض‌آمیز به نظر می‌رسد. در حالی که دولت ترامپ نسبت به درمان‌های هورمونی برای نیروهای نظامی تراجنسیتی موضعی محدودکننده دارد، هم‌زمان استفاده از هورمون برای مردان هم‌جنس‌گرا یا به‌اصطلاح سیس‌جندر را در صورت تصور کمبود تستوسترون تسهیل می‌کند. این دو رویکرد متفاوت، این پرسش را ایجاد می‌کنند که معیار سیاست‌گذاری درباره هورمون‌ها واقعاً سلامت فرد است یا نوع خاصی از تصور درباره بدن مردانه و توانایی‌های مطلوب آن.

از سوی دیگر، پیوند دادن تستوسترون با مفهوم «کشندگی» و آمادگی نظامی، نشان‌دهنده گسترش نگاه زیستی به توان رزمی است. افزایش هورمون به‌تنهایی نمی‌تواند جایگزین آموزش، آمادگی روانی، مهارت حرفه‌ای، تجهیزات یا ساختار مناسب نظامی شود. تبدیل یک شاخص زیستی به معیاری برای سنجش ارزش یا کارآمدی نیروها می‌تواند درک ساده‌انگارانه‌ای از پیچیدگی عملکرد انسانی ایجاد کند.

در سطح اجتماعی، این گفتمان بازتاب نگرانی عمیق‌تری درباره نپذیرفتن پیری و محدودیت‌های طبیعی بدن است. انسان با افزایش سن بخشی از توان جسمی خود را از دست می‌دهد و در نهایت با مرگ مواجه می‌شود؛ هیچ درمان هورمونی نمی‌تواند این روند بنیادی را متوقف کند. تلاش برای تبدیل بدن انسان به ابزاری دائماً بهینه‌شده ممکن است به جای افزایش کیفیت زندگی، اضطراب درباره ظاهر، قدرت و عملکرد را بیشتر کند.

بنابراین مسئله اصلی صرفاً میزان تستوسترون یا سود و زیان درمان جایگزینی آن نیست؛ بلکه نوع نگاه به سلامت انسان است. اگر پزشکی برای درمان کمبود واقعی به کار رود، می‌تواند نقشی مشروع و مفید داشته باشد، اما تبدیل آن به ابزاری برای ساختن بدن‌های قوی‌تر، مردانه‌تر یا رزمی‌تر، مرز میان درمان و ایدئولوژی را مخدوش می‌کند. پذیرش محدودیت‌های طبیعی بدن، از جمله پیری، بخشی اجتناب‌ناپذیر از واقعیت انسانی است و سیاست سلامت نباید این واقعیت را با وعده بهینه‌سازی دائمی بدن پنهان کند./ منبع

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا