طمعورزی؛ راز واقعی شکلگیری نهاد دوج
اعضای تیم ایلان ماسک به جای کاهش بودجه، به دنبال تاراج منابع دولتی بودند.
به گزارش اطلس دیپلماسی یادداشتی با عنوان «طمعورزی؛ راز واقعی شکلگیری نهاد دوج» به قلم تیموتی نوآ (Timothy Noah) در نشریه نیو ریپابلیک (The New Republic) منتشر شده است. این متن نشان میدهد که چگونه اعضای دپارتمان کارآمدی دولت به جای تحقق وعده کاهش هزینههای عمومی، از نفوذ خود برای دستاندازی به قراردادهای کلان دولتی، نقض حریم خصوصی و تاسیس استارتاپهای سودآور سوءاستفاده کردهاند. در ادامه، چکیده این یادداشت را میخوانید.
دپارتمان کارآمدی دولت (DOGE) با وعده بلندپروازانه کاهش دو تریلیون دلاری از بودجه هفت تریلیون دلاری فدرال تاسیس شد، اما در پایان سال مالی، بودجه فدرال با افزایشی ۶ درصدی به ۷.۴ تریلیون دلار رسید. کسری بودجه نیز که اساساً دلیل اصلی و توجیهکننده شکلگیری این نهاد بود، با ۱۲ درصد افزایش، از دو تریلیون دلار عبور کرد. تحلیلهای اقتصادی نشان میدهد کاهش بودجههای اعمالشده در این دوره، خود زمینهساز هزینههای هنگفتی شده است. با احتساب زیانهای ناشی از افت بهرهوری سیستم، پرداخت مرخصیهای اجباری، هزینههای سنگین استخدام مجدد نیروها، و پیشبینی افت ۶۰۰ میلیارد دلاری درآمدهای مالیاتی در یک دهه آینده به دلیل آسیب ساختاری به سازمان امور مالیاتی، عملکرد این دپارتمان بیش از ۵۱۷ میلیارد دلار به اقتصاد دولتی خسارت خالص وارد کرده است.
دلیل اصلی هجوم صدها نیروی جوان از صنعت فناوری و سیلیکونولی به این ساختار دولتی، مسائلی بسیار فراتر از ناآگاهی اداری یا تمایل به حضور در کنار چهرههای مشهور بود. هدف پنهان این گروه، بسترسازی برای دستاندازی به منابع، دادههای حساس دولتی و قراردادهای کلان ارزیابی میشود. دهها تن از کارکنان سابق، تجربه کوتاه خود در بدنه دولت را به سکوی پرتابی جهت تصاحب پستهای اجرایی، تاسیس شرکتها و کسب سهام در استارتاپهایی تبدیل کردهاند که مستقیماً به دنبال مناقصات دولتی هستند. این شبکه نوظهور، با وجود بنیانگذارانی بیتجربه در حوزه مدیریت کلان، تاکنون بیش از یک میلیارد دلار سرمایه جذب کرده و به ارزشگذاریهای چند میلیارد دلاری دست یافته است که نشانگر شکلگیری یک سیستم رانتی، انحصاری و فسادآمیز در عصر جدید ارتباطات دولتی است.
یکی از این افراد که با ادعای چشمپوشی از درآمدهای میلیونی وارد دولت شده بود، با رفتاری تهاجمی خواهان دسترسی انحصاری و نامحدود به اطلاعات محرمانه مالیاتدهندگان شد و با ایجاد فشارهای روانی مستمر، مدیران ارشد بخش حریم خصوصی را وادار به کنارهگیری کرد. وی پس از اخراج از وزارت خزانهداری به دلیل ایجاد تنش، بلافاصله پست حساس مدیریت دادهها را در پنتاگون تصاحب کرد. او ماهها بعد این نهاد نظامی را نیز ترک کرد تا با همکاران سابقش یک استارتاپ هوش مصنوعی سایبری-نظامی با ارزش ۱.۴ میلیارد دلار تاسیس کند. این اقدام که با سرمایهگذاری بزرگترین شرکتهای خطرپذیر انجام شد، با توجه به درگیری همزمان پنتاگون در پروندههای حقوقی فناوری هوش مصنوعی، مصداق بارز و خطرناک تضاد منافع و دور زدن قوانین ضدفساد محسوب میشود.
در نمونهای مشابه، مدیران یک استارتاپ جدید حوزه سلامت ادعا کردهاند که با همان «روحیه حاکم بر دپارتمان کارآمدی» قصد ایجاد تحول بنیادین در صنایع حیاتی را دارند. این ادعا در حالی مطرح میشود که پیامدهای این رویکرد مدیریتی در گذشته کاملاً فاجعهبار بوده و تنها با تعطیلی برنامههای آژانس توسعه بینالمللی، زمینهساز مرگ بیش از ۷۸۰ هزار نفر از جمله ۵۱۸ هزار کودک شده بود. رفتار غیرحرفهای آنها در برخورد با نهادهای تحقیقاتی مستقل و استفاده از نیروی پلیس برای ورود غیرقانونی به این مراکز، صرفاً بخشی از همین رویه مخرب و قانونگریزانه محسوب میشود.
اوج این رویکرد غیرمسئولانه در افشای عامدانه هویت همکاران محلی دولت بروز یافت. یکی از همین مدیران جوان در جریان یک مصاحبه زنده تلویزیونی، هویت یک منبع اطلاعاتی کلیدی را که پس از حوادث یازده سپتامبر از افراطگرایی فاصله گرفته و با واشنگتن همکاری میکرد، به صورت علنی افشا نمود. با وجود آنکه این افراد اسناد محرمانهای از خدمات اثباتشده این منبع در اختیار داشتند، نام او را در فضای مجازی منتشر کردند و در پی آن، خانواده وی در کشور مبدا بلافاصله مورد شکنجه و انتقامجویی قرار گرفتند. این سطح هولناک از بیتفاوتی به جان انسانها و فقدان درک عملیاتی، پرده از ماهیت جریانی برمیدارد که تحت پوشش اصلاحات و کارآمدی، صرفاً در پی تاراج منابع عمومی و ثروتاندوزی نامشروع بوده است./ منبع