توافق نفتی ترامپ با ونزوئلا
توافق نفتی ترامپ با ونزوئلا احتمال کاهش قیمت سوخت را در میانمدت تقویت میکند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «توافق نفتی ترامپ با ونزوئلا» نوشته تی. میشل مورفی (T. Michelle Murphy) در تایم (TIME)، به بررسی ابعاد انرژی، اقتصادی و اجرایی توافق جدید واشنگتن و کاراکاس و ادعای کاهش قیمت سوخت در آمریکا میپردازد. افزایش تولید نفت ونزوئلا میتواند در میانمدت به تقویت عرضه کمک کند، اما ضعف زیرساختها، نیاز گسترده به سرمایهگذاری و ابهامهای حقوقی، مانع اثرگذاری فوری آن بر قیمتهاست. در ادامه، چکیده این یادداشت را میخوانید.
دونالد ترامپ از توافقی «تاریخی» میان آمریکا و ونزوئلا خبر داده و آن را بزرگترین قرارداد نفتی تاریخ توصیف کرده است. بر اساس اطلاعات منتشرشده، این توافق بر توسعه ۱۷ میدان نفتی با ظرفیت اثباتشده حدود ۶۵ میلیارد بشکه متمرکز است و بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار سرمایهگذاری و بیش از ۲۰۹ میلیارد دلار درآمد مالیاتی برای دولت ونزوئلا را در بر میگیرد. هدف اعلامشده، بازسازی صنعت نفت ونزوئلا، افزایش تولید و تقویت امنیت انرژی در نیمکره غربی است.
اهمیت این توافق در شرایطی افزایش یافته که جنگ با ایران و محدودیت عبور نفت از تنگه هرمز، فشار قابلتوجهی بر بازار جهانی انرژی وارد کرده است. حدود یکپنجم نفت جهان پیشتر از این مسیر عبور میکرد و قیمت متوسط بنزین در آمریکا به ۴.۰۸ دلار در هر گالن رسیده؛ رقمی که در مقایسه با ۳.۲۰ دلار در سال گذشته، فشار هزینهای قابلتوجهی بر مصرفکنندگان ایجاد کرده است. بنابراین، هرگونه افزایش پایدار عرضه نفت میتواند از منظر اقتصادی برای دولت آمریکا اهمیت داشته باشد.
با این حال، ذخایر عظیم ونزوئلا بهمعنای عرضه فوری نفت نیست. تولید این کشور در جولای حدود ۱.۱ میلیون بشکه در روز بوده و سالها سوءمدیریت، تحریمهای بینالمللی، بحران اقتصادی، کمبود سرمایهگذاری و فرسودگی زیرساختها ظرفیت تولید را محدود کرده است. تولید انرژی ونزوئلا نیز طی سالهای ۲۰۱۱ تا ۲۰۲۱ بهطور متوسط سالانه ۸.۲ درصد کاهش یافته است. از این رو، تبدیل ذخایر زیرزمینی به نفت قابل عرضه مستلزم سرمایه و بازسازی گسترده تأسیسات است.
ساختار توافق نیز بر مشارکت بخش خصوصی تکیه دارد. یک شرکت مشترک میان دولت آمریکا و یک اپراتور خصوصی باتجربه قرار است حقوق توسعه میادین را برای ۱۰۰ سال در اختیار داشته باشد و آمریکا ۵۵ درصد از تولید مؤثر این مجموعه را از طریق مالکیت سهام و خرید تضمینی در اختیار بگیرد. با این حال، نحوه تأمین مالی، زمانبندی اجرای پروژه و سازوکار تحقق وعده انجام پروژه بدون هزینه برای مالیاتدهندگان آمریکایی همچنان روشن نیست.
از سوی دیگر، ابهامهای حقوقی و حاکمیتی میتواند روند سرمایهگذاری را کند کند. اجرای قرارداد بلندمدت در کشوری که ساختار سیاسی و حقوقی آن دستخوش تحولات جدی بوده، با ریسکهایی همراه است. افزون بر آن، حفاری، استخراج، انتقال و پالایش نفت فرآیندی چندمرحلهای است و محدودیت ظرفیت پالایش جهانی نیز سرعت اثرگذاری عرضه جدید بر قیمتها را کاهش میدهد. بنابراین، کاهش قیمت بنزین در آمریکا در کوتاهمدت بعید است و منافع اصلی توافق احتمالاً طی چند فصل و حتی چند سال آشکار خواهد شد.
در کوتاهمدت، افزایش جریان نفت از غربآسیا و ایجاد مسیرهای جایگزین برای دور زدن تنگه هرمز میتواند تأثیر سریعتری بر بازار داشته باشد. در مقابل، توافق ونزوئلا بیشتر ابزاری راهبردی برای ایجاد ظرفیت عرضه پایدار و بلندمدت تلقی میشود، ظرفیتی که در صورت رفع موانع سرمایهگذاری و زیرساختی، میتواند موقعیت انرژی آمریکا را تقویت کند، اما تحقق آن نیازمند زمان و ثبات سیاسی و اقتصادی است./ منبع



