حمله اسرائیل به قطر و پیامدهای آن برای دیپلماسی غزه، روابط خلیج فارس و سیاست ایالات متحده
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «حمله اسرائیل به قطر و پیامدهای آن برای دیپلماسی غزه، روابط خلیج فارس و سیاست ایالات متحده» نوشته رابرت ستلوف (Robert Satloff) و الیزابت دنت (Elizabeth Dent) و منتشرشده در موسسه واشنگتن (Washington Institute)، به بررسی پیامدهای راهبردی و دیپلماتیک عملیات نظامی اسرائیل در دوحه میپردازد؛ عملیاتی که موازنه دیپلماتیک در جنگ غزه را دگرگون کرده و روابط آمریکا با قطر و سایر کشورهای شورای همکاری خلیج فارس را با چالشهایی جدی روبهرو ساخته است. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.
حمله هوایی اسرائیل به رهبران حماس در پایتخت قطر، دوحه، ابعاد سیاسی و امنیتی گستردهای به همراه داشته و توازن دیپلماتیک جنگ غزه را بهطرز محسوسی تغییر داده است. این عملیات که در بحبوحه مذاکرات آتشبس با حمایت ایالات متحده صورت گرفت، سوالاتی جدی درباره نیت و نتایج احتمالی آن مطرح کرده است. یکی از پیامدهای اولیه این حمله، افزایش تردید درباره امکان ادامه مذاکرات آتشبس است؛ در حالی که برخی تحلیلگران معتقدند این اقدام میتواند فرصتی برای آغاز گفتوگوهای جدیتر درباره پایان جنگ و وضعیت «روز بعد» در غزه باشد.
از دید برخی ناظران، حمله اسرائیل با توجه به عدم پذیرش طرح پیشنهادی ایالات متحده از سوی حماس انجام شد. این طرح موسوم به «همه در برابر همه» شامل آزادی کامل گروگانها در برابر آزادی تعداد زیادی از زندانیان فلسطینی و آغاز آتشبس ۶۰روزه بود. اسرائیل پس از حمله حماس به یک اتوبوس در بیتالمقدس و کشتهشدن ۶ غیرنظامی، تصمیم به اجرای این عملیات گرفت. همزمان، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، این اقدام را جایگزینی برای حمله زمینی به غزه یا عاملی برای تعویق آن در نظر گرفت.
در واشنگتن، دولت آمریکا بلافاصله تلاش برای کنترل آسیبها را آغاز کرد، تماسهایی با مقامات قطری گرفت و بر اهمیت روابط راهبردی خود با دوحه تأکید کرد. با وجود ابهام درباره میزان اطلاع آمریکا از حمله، مشارکت یا سکوت آن، واکنشهای سیاسی و رسانهای در منطقه نشان از نارضایتی عمیق از اقدام اسرائیل دارد. کشورهای شورای همکاری خلیج فارس واکنش هماهنگی نشان دادند و این حمله را محکوم کردند. امیر امارات و ولیعهد عربستان نیز با سفر به دوحه، همبستگی خود را با قطر اعلام کردند.
نگرانی دیگر، تاثیر این حمله بر روابط دفاعی آمریکا و قطر است. در سال جاری، پس از حملات ایران به پایگاه العدید بهدلیل حملات آمریکا به برنامه هستهای ایران، فضای امنیتی در قطر شکنندهتر شده است. اکنون، با وقوع حمله اسرائیل در مجاورت مناطق مسکونی و زیرساختهای حساس مانند مدرسه و پمپ بنزین، احتمال محدودیتهایی از سوی دوحه در استفاده آمریکا از پایگاه العدید افزایش یافته است. چنین محدودیتهایی میتواند بر کل هماهنگی دفاعی ایالات متحده با کشورهای حاشیه خلیج فارس تاثیر منفی بگذارد.
از سوی دیگر، روابط اسرائیل با کشورهای عربی نیز تحت تاثیر قرار گرفته است. اگرچه تنها امارات و بحرین روابط رسمی با اسرائیل دارند، اما سایر اعضای شورای همکاری نیز روابط امنیتی و تجاری غیررسمی با تلآویو برقرار کردهاند. اکنون بسیاری از این کشورها در حال بازنگری در این مناسبات هستند. همچنین، افزایش احساسات ضداسرائیلی در افکار عمومی کشورهای خلیج فارس ممکن است بر تصمیمگیری رهبران آنها تأثیرگذار باشد.
در درون اسرائیل، تصمیم به اجرای حمله در حالی گرفته شد که برخی از مقامات ارشد امنیتی از جمله رئیس موساد و رئیس ستاد کل ارتش نسبت به زمانبندی آن ابراز تردید داشتند. با این حال، فشارهای داخلی ناشی از تلفات اخیر در اسرائیل، رد پیشنهاد آمریکا توسط حماس و الزامات سیاسی داخلی نتانیاهو در سایه گزارشهایی درباره ارتباطات مالی مشاورانش با دولت قطر، عواملی بودند که احتمالاً بر این تصمیم تأثیرگذار بودهاند.
در مجموع، حمله اسرائیل به دوحه علاوه بر تبعات امنیتی و سیاسی آنی، فضای دیپلماسی منطقهای را پیچیدهتر کرده است. موفقیت یا شکست این اقدام از منظر راهبردی، بستگی به آن دارد که آیا بازیگران اصلی میتوانند از این فرصت برای پیشبرد اهداف دیپلماتیک و پایاندادن به جنگ بهرهبرداری کنند یا خیر./ منبع



