دوران سلطهگری هوش مصنوعی: چگونه اینبار غولهای فناوری قدرت را استعمار میکنند
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «دوران سلطهگری هوش مصنوعی: چگونه اینبار غولهای فناوری قدرت را استعمار میکنند» به قلم آلیسون استنگر (Allison Stanger)در بولتن دانشمندان اتمی (The Bulletin of Atomic Scientists)منتشر شده است. این مقاله به مقایسه شرکتهای فناوری هوش مصنوعی با شرکت هند شرقی برای نشاندادن انتقال تدریجی وظایف عمومی به بخش خصوصی میپردازد. این مقاله استدلال میکند که این تحول، دموکراسی را با حاکمیت غیرمنتخب دیجیتال تهدید میکند. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
در ۳۱ دسامبر ۱۶۰۰، ملکه الیزابت اول منشور را به شرکت هند شرقی اعطا کرد تا تجارت در اقیانوس هند را با اجازه ایجاد پستهای تجاری، مذاکره با حاکمان محلی و دفاع از منافع تجاری انحصاری کند. تا سال ۱۷۶۵، جمعآوری مالیات در بنگال، بیهار و اوریسا با بیست میلیون جمعیت را با ارتش خصوصی خود کنترل نمود. این تحول تدریجی، حاکمیت را از محلی به شرکتی منتقل کرد. امروز، الگویی مشابه بین دولتها و غولهای فناوری دیده میشود، اما طی مدت چند ماه. شرکتهای هوش مصنوعی با خطوط داده، مراکز داده و سیستمهای الگوریتمی، وظایف عمومی را برعهده میگیرند؛ شبیه به منصبهای تجاری و ارتشهای خصوصی گذشته.
وزارت کارآمدی دولتِ ایلان ماسک، در فوریه ۲۰۲۵ برای حذف هدررفت بوروکراتیک تأسیس شد، اما به جمعآوری داده برای شرکتهای ماسک پرداخت. وزارت کارآمدی دولت ابتدا به سامانههای پرداخت فدرال دسترسی یافت و سپس پایگاههای داده دولتی، مانند سوابق تأمین اجتماعی، را با توجیه کارایی تغییر داد. شرکتهای هوش مصنوعی با هر سود کارایی، اقتدار بیشتری میگیرند، اما هزینههای این اتوماسیون محاسبه نمیشود. این انتقال با بهروزرسانیهای نرمافزاری رخ میدهد و سامانهها علیه متحدان مسلح میشوند. این تحول در سه حوزه پیش میرود: ضبط الگوریتمی اطلاعات، مسلحسازی زیرساخت و فرار رمزارز از پاسخگویی.
در تعدیل محتوا، سکوها مانند متا از بررسی حقیقت در ژانویه ۲۰۲۵ دست کشیدند. زاکربرگ این را پیروزی آزادی بیان خواند، اما هدف، بیشینهسازی تعامل بود، نه حقیقت. الگوریتمها اکنون هر چیزی را که توجه را جلب کند، تقویت میکنند. تعدیلکنندگان در کنیا، فیلیپین و هند فقط محتوای تهدیدکننده درآمد تبلیغاتی را شبیه استخراج استعماری حذف میکنند. استارلینک ماسک، با ۶۲ درصد ماهوارههای فعال، وابستگی جهانی ایجاد کرده و در جنگ اوکراین به اهرم ژئوپلیتیک تبدیل شد. وقتی دولت ترامپ دسترسی اوکراین را تهدید کرد، زیرساخت خصوصی به ابزاری اجبارگر بدل شد. ماهوارهها، خارج از مقررات ملی، از داخل آمریکا کنترل میشوند. برنامه اف-۳۵ نیز با وابستگی به شبکههای آمریکایی، قابل غیرفعالسازی است.
رمزارز پاسخگویی را مختل میکند. قانون «نابغه» (GENIUS) در ۱۷ جولای ۲۰۲۵، استیبلکوینها را قانونمند کرد، اما رئیسجمهور را از تعارض منافع معاف نمود. خانواده ترامپ از معاملات پرریسک کریپتو سود برد، اما قوانین گستردهتر برای صنعت متوقف شد. صرافی کوینبیس در ۲۸ جولای شرایطش را تغییر داد و کاربران را از شکایت محروم کرد، که نشاندهنده نبود قوانین عادلانه است. این سامانه، سود خصوصی را بدون خیر عمومی ترجیح میدهد. نظارت دموکراتیک، ناتوان از همگامی با سرعت فناوری، عقب میماند. برکناری دوازده بازرس کل در ۲۰ ژانویه ۲۰۲۵، نظارت بر اداره کارایی دولت را حذف کرد. سامانههای هوش مصنوعی، با پیچیدگی، از بررسی سنتی فرار میکنند.
اروپا با توسل بر صندوقهای مربوط با امور دفاعی و سامانههای پرداخت، برای فرار از سکوهای آمریکایی تلاش میکند. تایوان با ابزارهایی مانند Pol.is، مشارکت شهروندی را در سیاستگذاری تقویت میکند، که نشاندهنده امکان دموکراسی سریع با زیرساخت عمومی است. حاکمیت هوش مصنوعی دموکراتیک نیاز به الگوریتمهای منبعباز، دادههای شفاف و نظارت شهروندی دارد. بدون اقدام فوری، دموکراسیها به حاکمان دیجیتال غیرمنتخب تسلیم میشوند، که شبیه شرکت هند شرقی، کارآمد اما غیرپاسخگو هستند. انیشتین هشدار داد که پنهان کردن حقیقت، وظیفه را نقض میکند. هزینه کارایی ممکن است خود دموکراسی باشد./ منبع



