امنیت و دفاعخارجیخاورمیانه

چه‌کسی افغانستان را به یاد دارد؟

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «چه‌کسی افغانستان را به یاد دارد؟» نوشته جاناتان شانزر (Jonathan Schanzer) و منتشرشده در واشنگتن فری بیکن (Free Beacon) تصویری جامع از صعود و سقوط طالبان و پیامدهای بلندمدت آن برای امنیت بین‌المللی ارائه می‌دهد و با بررسی ادامه تهدیدهای جهادی در غرب آسیا و دیگر نقاط جهان اهمیت تجربه افغانستان را برای سیاست خارجی آمریکا و جهان برجسته می‌کند. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.


طالبان در دهه ۱۹۹۰ در افغانستان به قدرت رسید و با میزبانی القاعده و اجرای حملات روز ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، به شهرت بین‌المللی دست یافت. این گروه پس از آن توسط نیروهای آمریکایی و متحدان افغان سرنگون شد، اما برای دو دهه مقاومت کرد و در نهایت خروج ننگین آمریکا در سال ۲۰۲۱ نتیجه پایداری آن بود. جان لی اندرسون در کتاب جدید خود که مجموعه‌ای از مقاله‌های قبلی اوست، این روند صعود، سقوط و بازگشت طالبان را مستند کرده و از مناطق دورافتاده افغانستان، مزارع خشخاش و مناطق خطرناک همراه با نیروهای آمریکایی گزارش داده است.

خواندن این مقاله‌ها امروز حس نوستالژی بی‌ثمر ایجاد می‌کند، زیرا بیشتر آمریکایی‌ها اهمیت جنگ افغانستان و دلایل درگیری را فراموش کرده‌اند. این جنگ که جان ۲۴۵۹ آمریکایی را گرفت و ۲.۳ تریلیون دلار هزینه داشت، امروز توسط جناح‌های چپ و راست آمریکا به‌عنوان هدردادن منابع تلقی می‌شود و نمونه‌ای از «سیاست خارجی غیرمسئولانه» معرفی شده است. شکست در مقابله با جهادگرایی خشونت‌طلب در غرب آسیا، نشان داد تلاش برای پیروزی کامل بر ایدئولوژی‌ای که دین و ملی‌گرایی را ترکیب می‌کند، بسیار بلندپروازانه و حتی غیرقابل دستیابی بود.

با این حال، درس‌های جنگ‌های اوایل قرن بیست و یکم همچنان معتبر است و نباید تصور کرد نبرد با جهادگرها به گذشته تعلق دارد. در حال حاضر، اسرائیل با گروه حماس در نوار غزه درگیر است، گروهی که در دهه ۱۹۹۰ با القاعده و طالبان در سودان آموزش دیده و ایدئولوژی آن با اخوان‌المسلمین، طالبان و القاعده پیوند دارد. جهادگرها در غزه تلاش دارند اراده اسرائیلی‌ها را فرسایش دهند، مشابه کاری که طالبان با آمریکا انجام دادند. کشورهای متحدی که زمانی علیه طالبان متحد شده بودند، اکنون فشار می‌آورند اسرائیل جنگ با حماس را متوقف کند، اما اسرائیل ادامه مبارزه را ضروری می‌داند زیرا حماس مستقیماً در جنوب آن‌ها مستقر است.

حماس و طالبان شباهت دیگر نیز دارند و آن حمایت همزمان و مذاکرات میانجی‌شده توسط امارات قطر است. قطر به‌طور مشهور در خروج فاجعه‌بار آمریکا از افغانستان در ۲۰۲۱ نقش داشت و پیش از آن با میزبانی «سفارت» طالبان در دوحه، مذاکرات طولانی با آمریکا درباره خروج این کشور انجام داد. این کشور همچنین با ارائه حدود ۳۰ میلیون دلار ماهانه به حماس و میزبانی دفتر رهبران آن در غزه، در مذاکرات آتش‌بس فعلی غزه مشارکت دارد و هر چه سریع‌تر کنارگذاشتن نقش قطر می‌تواند شانس اسرائیل برای شکست جهادگرها را افزایش دهد.

جهادگرایی در دیگر نقاط جهان نیز به‌طور پنهانی در حال گسترش است؛ یکی از رهبران القاعده در سوریه حکومت جدید را اداره می‌کند، القاعده و داعش در آفریقای زیر صحرا مستقر شده‌اند و افراط‌گرایی سنی در سراسر اروپا فعال است. در افغانستان نیز داعش خراسان و شبکه حقانی حضور دارند. طالبان علائم تعدیل قابل ‌توجهی نشان نمی‌دهند و سرکوب داخلی آن‌ها به همان شدت سابق ادامه دارد، هرچند میل به تحریک آمریکا یا کشورهای غربی کاهش یافته که اینکه این کاهش تاکتیکی است یا راهبردی، هنوز مشخص نیست./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا