آمریکااجتماعیایالات متحدهخارجی

دولت ترامپ به مسیحی‌تر شدن ملی‌گرایی‌اش نیاز دارد

دولت دوم ترامپ، با اتکای کم به اخلاقیات مسیحی، خطر تصمیمات خشونت‌آمیز را افزایش می‌دهد.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «دولت ترامپ به مسیحی‌تر شدن ملی‌گرایی‌اش نیاز دارد» نوشته راس دوتت (Ross Douthat) در نیویورک تایمز (New York Times) منتشر شده و به این موضوع می‌پردازد که دولت دوم ترامپ در حالی بر نمادها و نشانه‌های دینی تکیه می‌کند که در عمل از به‌کارگیری اصول اخلاقی و هنجارهای مسیحی در سیاست‌گذاری فاصله گرفته و همین شکاف میان ظاهر مذهبی و تصمیمات عملی، پیامدهایی سیاسی و اخلاقی ایجاد کرده است. در ادامه، خلاصه این یادداشت را می‌خوانید.

در برداشت رایج از «ملی‌گرایی مسیحی»، دو معنا شکل گرفته است؛ یکی بر عنصر «مسیحی» تأکید می‌کند و ملی‌گرایی را ابزاری برای تحمیل عقاید مذهبی بر جامعه‌ای متکثر می‌بیند و سبب می‌شود تصویرهایی از محاکمه‌های مذهبی و حکومت‌های دینی سخت‌گیر در ذهن منتقدان شکل گیرد. در معنای دوم، «ملی‌گرایی» محور اصلی است و دین تنها به‌عنوان پوششی نمادین برای مشروعیت‌بخشی به تصمیم‌های سیاسی به‌کار می‌رود. در این برداشت دوم، مشکل نه افراط مذهبی در سیاست، بلکه فقدان حضور واقعی اخلاق و محدودیت‌های دینی در تصمیم‌گیری است؛ وضعیتی که در دولت دوم ترامپ نیز نمود یافته است. نمونه برجسته آن، جنجال‌های مربوط به اقدامات پیت هگست، وزیر دفاع، است؛ از جمله دستور حمله به قایق‌های ونزوئلایی مظنون به حمل‌ونقل مواد مخدر و گزارش‌هایی درباره پایان‌دادن بی‌رحمانه به جان بازماندگان. امکان دارد درباره سازگاری چنین سیاستی با سنت جنگ عادلانه استدلال‌هایی مطرح شود، اما در رویکرد کنونی دولت، چنین مبانی اخلاقی تقریباً غایب است و استدلال‌ها عمدتاً بر رویکردی سودمحور و خشونت‌محور بنا شده که در آن کشتن «افراد متخلف» برای حفظ جان آمریکایی‌ها کافی تلقی می‌شود و نیازی به ارائه توجیهات شفاف حقوقی احساس نمی‌شود.

این خلأ اخلاقی البته در تاریخ سیاست خارجی آمریکا بی‌سابقه نیست؛ از جنگ جهانی دوم تا دوران پس از روز یازده سپتامبر، سیاست‌گذاران متمایل به رویکردهای سخت‌گیرانه همواره نسبت به محدودیت‌های اخلاقی دینی بی‌اعتناتر بوده‌اند. آنچه در دوره کنونی متمایز است، گستردگی این فاصله در عرصه‌های مختلف سیاست‌گذاری است. کاهش کمک‌های خارجی که بسیاری از آن‌ها ریشه در سنت‌های بشردوستانه مسیحی داشت، برای بخشی از محافظه‌کاران مذهبی قابل‌قبول تلقی شد. در موضوعاتی که از نظر فرهنگی به‌عنوان دغدغه‌های مذهبی راست‌گرایان شناخته می‌شود نیز رویکرد دولت عمدتاً نمادین باقی مانده است؛ برای نمونه، فاصله‌گرفتن از جنبش مخالف سقط جنین، مواد مخدر و قمار و نبود سیاستی جدی درباره بحران کاهش نرخ تولد. در موضوع هوش مصنوعی نیز نگرانی‌های گسترده مسیحیان درباره پیامدهای انسانی و اخلاقی آن با اولویت‌های دولت هماهنگ نیست؛ زیرا دولت بیشتر جانب سرمایه‌گذاران و حامیان توسعه شتابان فناوری را گرفته است.

در کنار این موارد، استفاده فراوان از نمادهای مذهبی، پیام‌های مناسبتی و تأکید کلی بر ارزش‌های مسیحی در تمدن آمریکا، بیشتر جنبه نمایشی یافته است. این فاصله میان ظاهر مذهبی و سیاست‌گذاری غیردینی در شرایطی رخ می‌دهد که بخش‌هایی از پایگاه راست‌گرایان نیز نسبت به گذشته سکولارتر شده‌اند و برخی از حامیان آنلاین نیز بیش از اخلاق‌گرایی، بر جنگ‌های فرهنگی و اینترنتی تمرکز دارند. هرچند نگرانی‌های مذهبی درباره آینده هوش مصنوعی هنوز شکل مشخصی ندارد، نبود رویکردی متوازن می‌تواند پیامدهای سیاسی و اجتماعی مهمی ایجاد کند.

با این حال، تقویت واقعی اخلاق مسیحی در سیاست می‌تواند در سه عرصه اثرگذار باشد؛ نخست در سیاست‌گذاری اجتماعی، که به دولت کمک می‌کند با جایگزینی لذت‌جویی‌های زودگذر به‌جای تعهدات پایدار مقابله کند؛ دوم در سیاست عمومی، که می‌تواند با لحنی آمیخته به خیرخواهی مسیحی، برای دولتی با محبوبیت رو به کاهش سودمند باشد و سوم در عرصه اخلاق عملی، که در زمینه‌هایی چون رفتار با بازداشت‌شدگان در السالوادور یا سرنوشت افراد مظنون به قاچاق مواد مخدر، مانع انجام اقدامات نادرست شود./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا