آمریکاایالات متحدهسیاسی

تفکر حاصل‌جمع صفر برای اقتصاد

رهایی از تفکر حاصل‌جمع صفر و تمرکز بر رشد اقتصادی می‌تواند آمریکا را ثروتمندتر و فرصت‌محورتر کند.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان « تفکر حاصل‌جمع صفر برای اقتصاد» نوشته برایان والش (Bryan Walsh)  در واکس (Vox) منتشر شده است. در این یادداشت، نویسنده به بررسی تأثیرات تفکر حاصل‌جمع صفر بر سیاست‌های اقتصادی و اجتماعی آمریکا می‌پردازد و بر لزوم تغییر نگرش از رقابت بر سر منابع محدود به توسعه و رشد اقتصادی تأکید می‌کند. در ادامه، چکیده این یادداشت را می‌خوانید.

بحران قدرت خرید، در حقیقت یک بحران رشد است. در آمریکا، نگرش حاصل‌جمع صفرکه بر این باور است که رشد اقتصادی به بهای هزینه دیگران است، به‌طور فزاینده‌ای در حال تبدیل شدن به نیروی محرکه‌ای برای تعارضات سیاسی است. این تفکر ریشه در تاریخ بشر دارد، زمانی که بسیاری از جوامع به‌شدت بر اساس تصورات ثابت از منابع محدود مانند زمین و ثروت بنا شده بودند. اما پس از انقلاب صنعتی و پیشرفت‌های فناوری، توانایی جوامع برای افزایش ثروت و سطح زندگی افراد به‌طور قابل‌توجهی بیشتر شده است.

مطالعات اخیر نشان داده‌اند که تفکر حاصل‌جمع صفر به‌ویژه در جوامعی با رشد اقتصادی کند یا دچار بحران، به‌شدت غالب است. در آمریکا نیز، این تفکر در میان بسیاری از افراد رایج است. برای مثال، نظرسنجی‌ها نشان داده‌اند که افراد زیادی معتقدند که وقتی عده‌ای ثروتمند می‌شوند، این به‌ضرر دیگران است. این نگرش همچنین در مسائل مختلف اجتماعی از جمله نژادپرستی، رقابت اقتصادی و مهاجرت نیز مشاهده می‌شود.

براساس تحقیقات، افرادی که در دوران رشد سریع اقتصادی بزرگ شده‌اند، کمتر به تفکر حاصل‌جمع صفر دچار می‌شوند. این نشان می‌دهد که تجربه یک دوره از رونق اقتصادی تأثیر زیادی بر نگرش‌ها و تصورات افراد درباره سیاست‌ها و اقتصاد دارد. اما وقتی افراد احساس کنند که نابرابری اقتصادی بالا است، به احتمال زیاد به موفقیت به‌عنوان یک بازی حاصل‌جمع صفر نگاه می‌کنند.

این تفکر به‌طور معمول با سیاست‌های برابری‌خواهانه همراه است. اگر افراد معتقد باشند که ثروتمندان با گرفتن منابع از دیگران ثروتمند شده‌اند، احتمالاً از سیاست‌هایی مانند توزیع مجدد ثروت حمایت خواهند کرد. با این حال، این نگرش می‌تواند به مخالفت با سیاست‌های افزایش‌دهنده رشد، مانند مهاجرت یا تجارت آزاد منجر شود. این یک خطر جدی است، زیرا به‌جای تمرکز بر رشد و گسترش فرصت‌ها، جامعه بیشتر بر تقسیم محدود منابع موجود متمرکز می‌شود.

بحرانی که امروزه در آمریکا به‌نام بحران قدرت خرید شناخته می‌شود، در واقع یک بحران رشد است. در حال حاضر، حوزه‌هایی که مردم بیشتر به‌آن‌ها اهمیت می‌دهند، مانند مسکن، مراقبت‌های بهداشتی و آموزش عالی، کمترین توجه را به افزایش عرضه و بهره‌وری داشته‌اند. زمانی که منابع حیاتی محدود هستند، طبیعی است که مردم به تفکر حاصل‌جمع صفر روی آورند.

رشد واقعی اقتصادی، نه‌تنها از طریق افزایش تولید ناخالص داخلی بلکه از طریق ارائه مزایای پایدار و گسترده برای سطح زندگی، می‌تواند این نگرش حاصل‌جمع صفر را کاهش دهد. جوامعی که به رشد دست می‌یابند و به فناوری‌ها به‌عنوان ابزاری برای کاهش هزینه‌ها و افزایش عرضه کالاهای اساسی نگاه می‌کنند، می‌توانند مسیری را پیش ببرند که در آن تفکر حاصل‌جمع صفر جای خود را به سیاست‌هایی دهد که به‌دنبال افزایش منابع و فرصت‌ها هستند. اگرچه نیویورک ممکن است همچنان به‌عنوان مرکز این تفکر شناخته شود، اما با درک این‌که بسیاری از کمبودها به‌طور مصنوعی ایجاد شده‌اند، می‌توان به سیاست‌هایی اندیشید که به‌جای تقسیم منابع موجود، به افزودن منابع و فرصت‌ها توجه داشته باشند./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا