آسیاانرژی و اقلیمداخلی

خشکسالی چگونه منازعات هیدروپلیتیک را در پیرامون ایران تشدید کرده است؟

خشکسالی، تعارضات آبی پیرامون ایران را وارد فاز ژئوپلیتیکی می‌کند.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «خشکسالی چگونه منازعات هیدروپلیتیک را در پیرامون ایران تشدید کرده است؟» منتشر شده در اندیشکده تهران، با نگاهی تحلیلی نشان می‌دهد که تداوم خشکسالی و فشارهای اقلیمی، با واداشتن دولت‌های منطقه به تصمیمات یک‌جانبه در مدیریت منابع آب، به عاملی ساختاری در تشدید تنش‌های هیدروپلیتیکی و بازتعریف مناسبات ژئوپلیتیکی در حوضه‌های آبریز مشترک پیرامون ایران تبدیل شده است. در ادامه، چکیده این یادداشت را می‌خوانید.

خشکسالی در سال‌های اخیر از یک پدیده صرفاً زیست‌محیطی فراتر رفته و به یکی از متغیرهای اثرگذار در معادلات امنیتی و ژئوپلیتیکی جهان معاصر تبدیل شده است. بر اساس برآورد نهادهای بین‌المللی، حدود ۴۰ درصد از اراضی جهان با خشکسالی شدید و مداوم مواجه هستند؛ وضعیتی که کاهش دسترسی به آب آشامیدنی سالم، افت تولید کشاورزی، بیکاری گسترده و تشدید ناامنی غذایی را به همراه داشته است. این روند، به‌ویژه در مناطقی با وابستگی بالای معیشتی به منابع آب، پیامدهای اقتصادی و اجتماعی گسترده‌ای ایجاد کرده است.

بخش کشاورزی حدود یک‌چهارم نیروی کار جهانی را در خود جای داده و بیش از ۸۰ درصد خسارات اقتصادی ناشی از خشکسالی را متحمل می‌شود. کاهش بارندگی، افزایش دما و ناپایداری الگوهای اقلیمی در غرب آسیا، شمال آفریقا، آسیای مرکزی و جنوب آسیا آثار اقتصادی شدیدی به‌دنبال دارد. در بسیاری از این کشورها، وابستگی مستقیم معیشت به کشاورزی سبب شده است که کاهش چشمگیر تولید محصولات زراعی و در برخی موارد، تلفاتی تا حدود ۸۰ درصد در دام‌ها ثبت شود. این پیامدها فشار مضاعفی بر اقتصادهای شکننده وارد کرده است.

خشکسالی تنها به‌معنای دشواری در دسترسی به آب نیست، بلکه با تضعیف اقتصاد، معیشت و ثبات اجتماعی، دولت‌ها را به اتخاذ تصمیمات فوری و اغلب یک‌جانبه برای مدیریت بحران داخلی سوق می‌دهد. چنین تصمیماتی، به‌ویژه در حوضه‌های آبریز مشترک، به پیچیده‌تر شدن روابط سیاسی میان کشورهای بالادست و پایین‌دست منجر می‌شود و زمینه بروز منازعات هیدروپلیتیکی را تقویت می‌کند. این وضعیت در مناطق دارای رودخانه‌ها و منابع آبی فرامرزی نمود بیشتری یافته است.

در غرب آسیا، خشک‌ترشدن اقلیم همراه با افزایش تقاضای داخلی برای آب و انرژی، فشار زیادی بر حوضه‌های آبریز مشترک وارد کرده است. کاهش جریان رودخانه‌های نیل، دجله، فرات و اردن نتیجه هم‌زمان تغییرات اقلیمی و اجرای پروژه‌های گسترده مهار آب در کشورهای بالادست است. در ترکیه، برنامه‌های کلان سدسازی با هدف کاهش آسیب‌پذیری اقلیمی و پاسخ به نیازهای جمعیتی و اقتصادی دنبال شده، اما پیامدهای فرامرزی آن برای کشورهای پایین‌دست مانند سوریه، عراق و ایران قابل توجه بوده است.

در عراق، ترکیب خشکسالی و کاهش ورودی آب از بالادست کاهش شدید ذخایر آبی را رقم زده و بر اساس برخی برآوردها، ذخیره آب بزرگ‌ترین سد این کشور تا حدود ۹۰ درصد نسبت به میانگین‌های تاریخی کاهش یافته است. در سوریه نیز تداوم خشکسالی باعث سقوط تولید گندم از حدود  چهار میلیون تن به نزدیک یک میلیون تن شده و وابستگی به واردات را افزایش داده است؛ موضوعی که فشارهای اقتصادی موجود را تشدید کرده است.

در آسیای مرکزی و جنوب آسیا، خشکسالی به بازتعریف روابط آبی انجامیده است. افغانستان برای چندین سال متوالی با خشکسالی شدید روبه‌رو بوده و در برخی مناطق، تولید محصولات کشاورزی تا ۵۰ درصد کاهش یافته است. با توجه به وابستگی حدود ۸۰ درصد جمعیت به کشاورزی، اجرای پروژه‌های مهار آب، از جمله کانال قوش‌تپه در حوضه آمودریا، در دستور کار قرار گرفته؛ پروژه‌ای که نگرانی کشورهای پایین‌دست را افزایش داده است.

در بالادست آمودریا و سیردریا، تاجیکستان و قرقیزستان با اتکا به برق‌آبی، الگوی ذخیره‌سازی و رهاسازی آب متناسب با نیازهای انرژی را دنبال می‌کنند. این رویکرد با نیازهای کشاورزی کشورهای پایین‌دست مانند ازبکستان و ترکمنستان هم‌خوانی ندارد و به کاهش آب ورودی اراضی کشاورزی و بروز پیامدهایی چون محو تقریبی دریای آرال انجامیده است. مجموع این تجربه‌ها نشان می‌دهد خشکسالی به عاملی تعیین‌کننده در تعاملات ژئوپلیتیکی و منازعات آبی تبدیل شده است./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا