چرا سیاست خارجی قطر در قبال ایران را دنبال میکنیم؟
دخالتهای ایالات متحده در سوریه، غزه و ایران بیشتر از آنکه مبتنی بر منافع ملی آمریکا باشد، منافع قطر و متحدان اسلامگرای آن را تأمین میکند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «چرا سیاست خارجی قطر در قبال ایران را دنبال میکنیم؟» نوشته دنیل گرینفیلد (Daniel Greenfield) در موسسه گیتاستون (Gatestone Institute) منتشر شده است. این یادداشت به تحلیل رویکرد سیاست خارجی ایالات متحده، بهویژه در غرب آسیا، میپردازد که بهطور فزایندهای شبیه سیاستهای قطر است. یادداشت بر این نکته تأکید دارد که دخالتهای ایالات متحده در سوریه، غزه و ایران بیشتر از آنکه مبتنی بر منافع ملی آمریکا باشد، منافع قطر و متحدان اسلامگرای آن را تأمین میکند. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
در ماه ژانویه ۲۰۲۶، سیاستهای خارجی ایالات متحده در غرب آسیا بهطور فزایندهای به سیاستهای قطر شباهت پیدا کرده است. این تغییرات شامل حمایت از حکومتهای اسلامی افراطی، مانند گروههای وابسته به القاعده در سوریه، طالبان در افغانستان، و حماس در غزه است. در حالی که ایالات متحده بهطور سنتی مخالف چنین گروههایی بوده، اما در حال حاضر شاهدیم که سیاستهای اجرایی واشنگتن، بهویژه در دوره ترامپ، بیشتر از آنکه منافع آمریکا را تأمین کند، منافع قطر و متحدان اسلامگرای آن را پیش میبرد.
یکی از مهمترین مسائل، عدم مداخله ایالات متحده در ایران است، در حالی که همزمان در سوریه و غزه به حمایت از گروههایی پرداخته میشود که منافع قطر را تقویت میکنند. دولت ترامپ بهجای تمرکز بر منافع ملی، بهویژه در غرب آسیا، خود را درگیر بازیهای ژئوپولتیک قطر کرده است. قطر بهویژه در بحثهای مربوط به غزه و ایران، نقش تعیینکنندهای ایفا کرده است و بهطور مؤثر بر سیاستهای آمریکا تأثیر گذاشته است.
در غزه، قطر با تشکیل هیئت صلح، اهدافی مانند حمایت از حماس را دنبال میکند. این هیئت در واقع نه بهعنوان یک ابزار برای حلوفصل منازعات، بلکه بهعنوان یک ابزار اقتدارگرایانه برای مدیریت بحرانها عمل میکند. این امر بهوضوح نشاندهنده تمایل قطر به ارتقای منافع جهادی و حمایت از حکومتهای اسلامی افراطی است که در راستای منافع آمریکا قرار ندارند. علاوه بر این، حمایت از طالبان در افغانستان و تقویت گروههای اسلامگرا در سوریه نشاندهنده یک تضاد جدی با سیاستهای اعلامشده ایالات متحده است.
در کنار این مسائل، قطر موفق شده است تا سیاستهای خود را از طریق نفوذ در ایالات متحده، بهویژه در دوره ترامپ، پیش ببرد. دولت ترامپ بهطور غیرمستقیم از طریق افرادی که ارتباطات تجاری و سیاسی با قطر دارند، در اجرای سیاستهای این کشور در غرب آسیا دستدرازی کرده است. در نتیجه، این وضعیت باعث شده تا ایالات متحده بهجای تمرکز بر منافع ملی خود، بهطور فزایندهای به نیروی پیشبرنده قطر در منطقه تبدیل شود.
در این راستا، درک دقیق از سیاستهای ایالات متحده در غرب آسیا، بهویژه در زمینههای سوریه، غزه و ایران، بهطور فزایندهای به سیاستهای قطر وابسته شده است. این روند که بهطور مشهود از دوران اوباما آغاز شد، اکنون در دوران ترامپ بهطور جدیتر ادامه دارد./ منبع



