سه مانع در مسیر استقلال دفاعی اروپا
اروپا برای دستیابی به استقلال دفاعی با چالشهای بنیادینی روبر است که فراتر از بودجه نظامی، به ریشههای هویتی و تفاوت در درک تهدیدها بازمیگردد.
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «سه مانع در مسیر استقلال دفاعی اروپا» به قلم جیسون دبلیو. دیویدسون (Jason W. Davidson) در نشنال اینترست (National Interest) منتشر شده است. این مقاله به بررسی شکافهای فزاینده میان ایالات متحده و متحدان اروپایی در دوران ریاستجمهوری ترامپ پرداخته و استدلال میکند که بهرغم فشارها برای خودکفایی نظامی، موانعی نظیر وابستگی فنی به واشنگتن، تضاد در اولویتهای امنیتی و محدودیتهای هویتی، تحقق این هدف را دشوار ساخته است. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
سیاستهای اخیر دولت ترامپ، از جمله هشدارهای تند درباره نفوذ فرهنگی مهاجران در اروپا و اصرار بر کنترل قلمروی گرینلند، اعتماد به ناتو و تعهدات ماده پنج را بهشدت متزلزل کرده است. اگرچه در نشست لاهه در سال ۲۰۲۵، متحدان متعهد شدند که ۳.۵ درصد از تولید ناخالص داخلی خود را به دفاع اختصاص دهند، اما صرف افزایش بودجه برای استقلال کافی نیست. مانع نخست، وابستگی شدید اروپا به «توانمندسازهای حیاتی» ایالات متحده است. این زیرساختها شامل هوش یکپارچه، نظارت، شناسایی، ترابری راهبردی، پدافند موشکی و سرکوب پدافند هوایی دشمن میشود. اروپا بدون هماهنگی عمیق و زمان طولانی برای توسعه این فناوریهای اختصاصی، نمیتواند چتر امنیتی مستقلی ایجاد کند.
مانع دوم به تفاوت درک تهدید میان پایتختهای اروپایی بازمیگردد. در حالی که لهستان با اختصاص ۴.۸ درصد از تولید ناخالص داخلی خود در سال ۲۰۲۶، روسیه را تهدیدی موجودیتی و تجدیدنظرطلب میبیند، در پاریس و لندن نگرانی کمتری حاکم است. مقامات فرانسوی و انگلیسی معتقدند زرادخانههای هستهای مستقلشان مانع از حمله مستقیم روسیه میشود؛ در نتیجه، این دو قدرت بزرگ اقتصادی اروپا تا پیش از سال ۲۰۳۵ به اهداف بودجهای ناتو دست نخواهند یافت. در مقابل، ایتالیا بیثباتی در مدیترانه و مهاجرت غیرقانونی را تهدید اصلی میداند و افزایش بودجه نظامی را تنها با بازتعریف هزینههای جاری توجیه میکند.
مانع سوم، تضاد میان «هویتهای پساامپریالیستی» و «هویتهای صلحطلب» است. انگلیس و فرانسه همچنان خود را قدرتهای جهانی میبینند و نیروهای خود را در مناطق دوری نظیر بحرین، قبرس و چاد مستقر میکنند. این ساختار نظامی برای عملیاتهای کوچک جهانی مناسب است، نه برای تمرکز کامل بر تهدید روسیه در خاک اروپا. از سوی دیگر، آلمان و ایتالیا بهدلیل میراث فاجعهبار جنگ جهانی دوم، با بدبینی عمومی نسبت به هزینههای نظامی و سربازی اجباری روبرو هستند. برای عبور از این بنبست، رهبران اروپا باید صادقانه با افکار عمومی درباره ضرورت فداکاریهای پرهزینه برای اجتناب از جنگهای آینده گفتگو کنند، چرا که بازدارندگی تنها در صورت معتبربودن کارگر خواهد افتاد./ منبع



