چرا در واشنگتن صدای مخالفان جنگ تضعیف شده است؟
موازنه سیاسی در واشنگتن به نفع حامیان گزینه نظامی تغییر کرد.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «چرا در واشنگتن صدای مخالفان جنگ تضعیف شده است؟» در اندیشکده تهران منتشر شده است. این مطلب با کالبدشکافی تغییر محاسبات نخبگان سیاسی در هر دو حزب اصلی آمریکا، تأکید میکند که تضعیف بازدارندگی ادراکی ایران در کنار جنجالهای داخلی آمریکا، فضا را برای غلبه گفتمان جنگطلبان مهیا کرده و منجر به انفعال بیسابقه مخالفان سنتی درگیری نظامی شده است. در ادامه، چکیده این یادداشت را میخوانید.
تفاوت معنادار فضای سیاسی کنونی با دوران مذاکرات هستهای اردیبهشتماه سال جاری، در کاهش ملموس فشار فعالان سیاسی دو حزب اصلی آمریکا در مخالفت با گزینههای نظامی علیه ایران نهفته است. بهرغم آنکه نظرسنجیهای معتبر بر مخالفت اکثریت قاطع جامعه آمریکا با وقوع جنگی جدید تأکید دارند، اما جنگطلبان در اردوگاه جمهوریخواه با قدرت فزایندهای در حال ترغیب دونالد ترامپ برای ورود به یک درگیری جدی هستند. این تغییر توازن در مرکز قدرت سیاسی آمریکا، پرسشهای مهمی را پیرامون چرایی سنگینتر شدن کفه ترازو به نفع حامیان درگیری ایجاد کرده است. در بخشهای کلیدی جنبش «ماگا» که پیش از این به عنوان سدی در برابر مداخلات نظامی عمل میکردند، سکوتی معنادار جایگزین هشدارهای تند گذشته شده است. برای نمونه، استیو بنن که بمباران تهران را اقدامی جنونآمیز قلمداد میکرد و تاکر کارلسون که چنین جنگی را بیاحترامی به میلیونها رأیدهنده معتقد به شعار «اول آمریکا» میدانست، پس از اجرای عملیات نظامی «چکش نیمهشب» دیگر مواضع ضدجنگ سابق خود را با همان تندی تکرار نکردهاند. در این میان، تنها رند پاول و مارجری تیلور گرین همچنان به عنوان چهرههای شاخص مخالف در صحنه باقی ماندهاند..
رویکرد جی.دی ونس نیز در این میان بهسوی نوعی انفعال راهبردی سوق یافته است؛ وی با اتخاذ این دیدگاه که مسئولیت نهایی تصمیمات و پیامدهای آن منحصراً متوجه شخص رئیسجمهور است، عملاً خود را از فرآیند فشار برای جلوگیری از درگیری کنار کشیده است. گزارشهای منتشر شده حاکی از آن است که وی در جلسات ارزیابی حملات نظامی، صرفاً به طرح پرسشهای فنی و عملیاتی پرداخته و از ابراز مخالفت صریح خودداری کرده است. این تغییر رفتار ریشه در برآوردی جدید میان نخبگان سیاسی دارد که معتقدند بازدارندگی ایران تضعیف شده و هزینه درگیری مستقیم بهشدت کاهش یافته است. اگر در گذشته نگرانی از جهش قیمت جهانی نفت و امنیت سربازان آمریکایی مانع از اقدام میشد، اکنون این تصور تقویت شده که ایران توانمندی لازم برای هدایت یک جنگ گسترده و تمامعیار را ندارد. از سوی دیگر، جمهوریخواهان سنتی این شرایط را فرصتی مناسب برای بازگرداندن ترامپ به دکترین مداخلهگرایی و دوری از انزواگرایی میبینند و بر این باورند که ایران همواره در پی مدیریت تنش است.
در جناح دموکراتها نیز روندی مشابه از کاهش مخالفتهای علنی مشاهده میشود. اگرچه تعداد محدودی از نمایندگان این حزب از طرحهای قانونی برای محدودسازی اختیارات جنگی دولت حمایت کردهاند، اما بهطور کلی انگیزه دموکراتها برای مقابله با گزینه نظامی بهدلیل مسائل حقوق بشری ناشی از اعتراضات داخلی دیماه در ایران فروکش کرده است. این ناآرامیها فضایی را ایجاد کرد که مخالفت با فشار بر ایران برای دموکراتها هزینهزای سیاسی تلقی شود. همزمان، معطوفشدن توجه افکار عمومی و نخبگان به رسواییهای مربوط به پرونده اپستین، پوششی رسانهای ایجاد کرد تا جابهجایی گسترده نیروهای نظامی آمریکا به منطقه با کمترین حساسیت اجتماعی دنبال شود. در مجموع، موازنه گفتمانی در واشنگتن در حالی به سود حامیان اقدام نظامی و فشار حداکثری تغییر یافته است که تحلیلهای نومحافظهکاران درباره هزینههای پایین جنگ بر فضای سیاسی غلبه کرده و نگرانیهای حقوق بشری نیز از انگیزه مخالفان سنتی کاسته است./ منبع



