چگونه تهدید فزاینده حوثیها میتواند مسیر جنگ ایران را تغییر دهد؟
حوثیها که به دلایلی هنوز وارد جنگ ایران و آمریکا نشدهاند، در صورت تداخل امنیت کشتیرانی جهانی را تهدید میکنند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «چگونه تهدید فزاینده حوثیها میتواند مسیر جنگ ایران را تغییر دهد؟» نوشته اپریل لانگلی آلی (April Longley Alley) و منتشرشده در مؤسسه واشنگتن (Washington Institute)، به بررسی نقش بالقوه حوثیهای یمن در گسترش ابعاد جنگ ایران و پیامدهای اقتصادی و ژئوپلیتیکی آن میپردازد. خویشتنداری فعلی حوثیها نباید بهعنوان انفعال تعبیر شود، زیرا این گروه همچنان توانایی ایجاد اختلال گسترده در تجارت جهانی را حفظ کرده است. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
در حالی که دولت دونالد ترامپ امکان دستیابی به یک توافق دیپلماتیک با ایران را بررسی میکند، توجه به نقش حوثیهای یمن اهمیت ویژهای دارد. همزمان با تشدید درگیریها میان اسرائیل و حزبالله در لبنان و ازسرگیری تبادل آتش میان اسرائیل و ایران، حوثیها با شلیک موشک به اسرائیل و تهدید کشتیهای مرتبط با اسرائیل در دریای سرخ، نشانههایی از آمادگی برای ورود فعالتر به تحولات منطقهای بروز دادهاند.
با وجود این، حوثیها تاکنون عمدتاً در حاشیه جنگ باقی ماندهاند و از مهمترین ابزار فشار خود استفاده نکردهاند. این ابزار، توانایی ایجاد اختلال سریع در کشتیرانی تجاری از طریق تنگه بابالمندب است؛ گذرگاهی راهبردی میان یمن و شاخ آفریقا که بیش از ۱۰ درصد تجارت جهانی از آن عبور میکند. واشنگتن نباید این خویشتنداری را به معنای بیتحرکی تلقی کند، زیرا در صورت ازسرگیری گسترده درگیری میان آمریکا، اسرائیل و ایران، حوثیها ممکن است برای حمایت از تهران وارد میدان شوند و پیامدهای اقتصادی جنگ را بهطور چشمگیری افزایش دهند.
رفتار محتاطانه حوثیها تا حدی غیرمنتظره است، زیرا این گروه پس از ضربات سنگین اسرائیل به حزبالله و حماس، قدرتمندترین شریک منطقهای ایران محسوب میشود. حوثیها که خود را بخشی از «محور مقاومت» میدانند، در حفظ بقای ایران و حزبالله منافع مستقیمی دارند و سابقه همکاری با ایران و نیروهای همسو برای مقابله با آمریکا و اسرائیل را نیز در کارنامه خود دارند. در جریان جنگ غزه، این گروه بیش از ۲۵۰ حمله علیه کشتیهای عبوری از دریای سرخ انجام داد و مدعی شد که هدفش حمایت از فلسطینیان است. با وجود حملات آمریکا و اسرائیل در سالهای ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵، ساختار رهبری حوثیها همچنان پابرجا مانده و توان ازسرگیری حملات دریایی را حفظ کرده است.
چهار عامل اصلی در خودداری حوثیها از ورود مستقیم به جنگ میباشد. نخست، این گروه تمایلی به مواجهه مجدد با عملیات نظامی آمریکا ندارد. عملیات «رافت رایدر» طی ۵۲ روز توان نظامی حوثیها را تضعیف کرد و پس از آن آتشبسی با میانجیگری عمان برقرار شد. حملات اسرائیل نیز خسارات سنگینی به این گروه وارد کرد و شماری از فرماندهان ارشد آن را از میان برد. از این رو، حوثیها در حال حاضر بر بازسازی توان خود تمرکز کردهاند.
دومین عامل به شرایط داخلی یمن مربوط است. حوثیها همچنان در پی دستیابی به توافقی با عربستان برای پایان دادن به جنگ داخلی یمن هستند. پیش از آغاز حملات آنان به کشتیرانی دریای سرخ در سال ۲۰۲۳، توافقی مورد حمایت عربستان در دسترس به نظر میرسید و ریاض همچنان انگیزههای لازم را برای حفظ این مسیر در اختیار دارد. عامل سوم افکار عمومی است؛ بسیج مردم یمن برای حمایت از فلسطینیان بسیار آسانتر از جلب حمایت آنان برای دفاع از ایران یا حزبالله است. چهارمین عامل نیز این ارزیابی است که ایران در معرض فروپاشی قرار نداشته و تهدید تهران به بستن تنگه هرمز تاکنون فشار کافی بر واشنگتن وارد کرده است؛ بنابراین حوثیها ترجیح دادهاند ابزار اصلی خود را برای رویاروییهای آینده حفظ کنند.
کشورهای منطقه بیشترین هزینه چنین وضعیتی را متحمل خواهند شد. مصر با کاهش درآمدهای کانال سوئز و عربستان با اختلال در مسیر صادرات نفت از طریق خط لوله شرق به غرب و بندر ینبع آسیب خواهند دید. به همین دلیل، کشورهای خلیج فارس بهویژه عربستان و قطر در تلاش برای کاهش تنشها نقش فعالی ایفا میکنند. هرگونه توافق میان آمریکا و ایران باید اصل آزادی کشتیرانی را حفظ کند و از اعطای امتیازات مالی در برابر تهدید مسیرهای دریایی جلوگیری شود، زیرا در غیر این صورت گروههایی مانند حوثیها به این نتیجه خواهند رسید که تهدید تجارت جهانی میتواند ابزاری سودآور برای کسب امتیاز سیاسی و اقتصادی باشد./ منبع



