آمریکا باخت؛ اما تا پیروزی نهایی راه ادامه دارد!
امضای تفاهمنامه پایان جنگ با ایالات متحده، نشاندهنده پذیرش شکست آمریکا و تثبیت اقتدار ایران است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «آمریکا باخت؛ اما تا پیروزی نهایی راه ادامه دارد!» به قلم میکائیل دیانی در روزنامه فرهیختگان منتشر شده است. این مقاله با اتخاذ رویکردی تحلیلی و بیطرف، به تبیین ماهیت تفاهمنامه پایان جنگ میان ایران و آمریکا، لزوم هوشیاری در برابر بدعهدیهای دشمن، تفاوت مفهوم آتشبس با صلح پایدار و ضرورت حفظ انسجام ملی و اعتماد به تصمیمات حاکمیتی میپردازد. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
بحثهای اخیر درباره مذاکرات پایان جنگ از یک سوءبرداشت رنج میبرد؛ چرا که برخی این روند را با مذاکراتی نظیر برجام یکسان فرض میکنند. این در حالی است که موضوع کنونی، پایاندادن به یک جنگ مشخص بوده و با توافقهای سیاسی معمول متفاوت است. وقتی طرف آغازکننده جنگ آمریکا بوده، طبیعی است که گفتوگو درباره توقف درگیریها نیز با همین طرف صورت گیرد. امضای این تفاهمنامه به معنای شکست دشمنی است که در روز نخست، اهدافی چون تسلیم بیقیدوشرط، نابودی تمدن ایران و سقوط جمهوری اسلامی را دنبال میکرد، اما در نهایت پای میز مذاکره نشست. این متن اولیه بر اساس شروط ایران پیش رفت و آتشبس موقت زمانی حاصل شد که شروط ایران پیشفرض شروع مذاکرات قرار گرفت.
با این حال، تفاهمنامه پایان جنگ با صلحنامه متفاوت است. پایان جنگ به معنای پایان خصومتهای ریشهدار آمریکا و اسرائیل نیست و تا زمان بقای این دشمنی، صحبت از صلح بیمعناست. احتمال بدعهدی دشمن همواره وجود دارد و به همین دلیل، اجرای توافق باید مرحلهای و مشروط باشد تا امکان واکنش و بازگشت برای ایران حفظ شود. علاوه بر این، تفاهمنامه مجزا از مسئله خونخواهی و انتقام شهدای این جنگ است.
اگرچه آتشبس ممکن است فرصتی برای بازسازی نظامی طرف مقابل باشد، اما همزمان فرصت تنفسی برای آمادگی ایران نیز فراهم میکند. در کنار دیپلماسی، حفظ آمادگی دفاعی و تهاجمی یک ضرورت غیرقابلانکار است. در فرایند مذاکره، دستیابی به نقطه بهینه از طریق چانهزنی انجام میشود و انتظار تحقق صددرصدی مطالبات واقعبینانه نیست؛ مگر اینکه یک طرف کاملاً مغلوب شده و سند تسلیم امضا کند. با توجه به شروط دهگانه ایران، خطوط قرمزی نظیر پایان درگیری در همه جبههها، رفع تحریمها، دریافت غرامت و مدیریت بر تنگه هرمز تأمین شده است. در مرحله ۶۰ روزه پیش رو، حرکت باید قدمبهقدم باشد و هیچ اقدامی از سوی ایران انجام نشود، مگر آنکه اقدام متناظر آن قبلاً توسط آمریکا عملی شده باشد.
ایران پساجنگ، از یک قدرت منطقهای به یک ابرقدرت تبدیل شده است. ایجاد نهاد مدیریت آبراه خلیجفارس (PGSA) و پذیرش نظارت و کنترل ایران بر تنگه هرمز در تفاهمنامه، گواهی بر این اقتدار است. این تحول همچنین حکام عرب منطقه را در خرید امنیت از آمریکا دچار تشکیک جدی میکند که بخشی از نظم نوین جهانی است.
در حوزه داخلی، نقد عملکردها حق جامعه است، اما نباید به منازعات و اتهام خیانت تبدیل شود که به انسجام ملی آسیب میزند. تصمیمگیران عالی کشور با دسترسی به مجموعهای از دادههای امنیتی، اقتصادی، نظامی و سیاسی، کلیت شرایط را بررسی میکنند و اعتماد به این فرایند، معقولانهترین رفتار است. حتی در صورت حمله مجدد دشمن پس از توافق ــ مشابه تجربه پذیرش قطعنامه ۵۹۸ و حملات بعدی صدام و منافقین ــ هوشیاری نیروهای مسلح و مردم برای مقابله وجود دارد. امروز وظیفه اصلی، روایت درست از دستاوردهای میدانی و حفظ امید عمومی است. باید تبیین شود که ترامپ به اهداف خود نرسید، زیرساختها و توان موشکی ایران حفظ شد و کشور توانست با اتکا به مردم، دو قدرت جهانی را زمینگیر کند./ منبع



