سایه جنگ با میزبان بر سر جام جهانی و ایران
سایه سنگین جنگ بر مشارکت تیم ملی فوتبال ایران در مسابقات جام جهانی به میزبانی ایالات متحده مشکلات زیادیایجاد کرده است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «فوتبال در سایه جنگ؛ چالشهای ایران در جام جهانی آمریکا» به قلم شان گرگوری (Sean Gregory) در نشریه تایم (TIME) منتشر شده است. این گزارش تحلیلی با لحنی رسمی و بیطرف، به بررسی وضعیت تیم ملی فوتبال ایران در مسابقات جام جهانی ۲۰۲۶ به میزبانی ایالات متحده پرداخته و نشان میدهد که چگونه منازعات نظامی اخیر میان واشنگتن و تهران، ممنوعیتهای مسافرتی، عدم صدور روادید برای کادر فنی و لجستیکی، و استقرار اجباری تیم در خاک مکزیک، این رویداد ورزشی را تحتالشعاع تنشهای سیاسی عمیق و چنددستگی در میان جامعه مهاجران ایرانی قرار داده است. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
مشارکت تیم ملی فوتبال ایران در مسابقات جام جهانی به میزبانی ایالات متحده، به دلیل همزمانی با پیامدهای جنگ اخیر واشنگتن و تلآویو علیه تهران، به یک چالش دیپلماتیک و لجستیکی پیچیده تبدیل شده است. اعمال محدودیتهای شدید مسافرتی و عدم صدور روادید از سوی دولت آمریکا برای نزدیک به نیمی از اعضای هیئت اعزامی ایران، از جمله رئیس فدراسیون و کادر امنیتی و رسانهای، ساختار هدایتی این تیم را با اختلال جدی مواجه کرده است. علاوه بر این، به دلیل نگرانیهای امنیتی، تیم ایران مجبور شده پایگاه تمرینی خود را به شهر تیخوانا در مکزیک منتقل کند؛ امری که بازیکنان را ناچار میسازد برای هر مسابقه سفرهای طولانی و فرسودهای را میان دو کشور انجام داده و بلافاصله پس از بازی به مکزیک بازگردند؛ وضعیتی که اعتراض شدید بازیکنان به عملکرد فیفا را در پی داشته است.
حضور تیم ایران در استادیوم لسآنجلس با اعلام همزمان تفاهمنامه صلح میان دو کشور و حضور گسترده جامعه مهاجران ایرانی همراه بود که اتمسفری به شدت سیاسی و احساسی را در ورزشگاه ایجاد کرد. این رویارویی ورزشی، جامعه ایرانیان مقیم آمریکا را به سه طیف مجزا تقسیم کرده است؛ گروه اول معترضانی هستند که تیم ملی را نماینده حاکمیت دانسته و به دلیل سرکوبهای داخلی، از تحریم این بازیها حمایت میکنند. گروه دوم مهاجرانی هستند که با وجود مخالفت با ساختار سیاسی، تلاش میکنند از عینک ورزش به این رویداد نگریسته و با نگاهی غیرسیاسی از فوتبال لذت ببرند. در نهایت، گروه سوم هوادارانی هستند که بدون توجه به تحولات سیاسی، تیم ملی را همانند خانواده خود دانسته و حمایت از آن را یک وظیفه ملی و عاطفی در دوران سختی کشورشان قلمداد میکنند.
تلاشهای سازماندهندگان برای جلوگیری از ورود نمادهای سیاسی، از جمله پرچمهای پیش از انقلاب ایران به داخل استادیوم، با موفقیت کاملی همراه نبود و برخی از تماشاگران خواهان تغییرات بنیادین سیاسی، مواضع سختگیرانه واشنگتن علیه تهران را ستودند. در این میان، بازیکنان ارشد تیم ملی با آگاهی از حساسیتهای شدید موجود، به طور هوشمندانهای از پاسخ به سوالات خبرنگاران درباره مواضع دونالد ترامپ خودداری کرده و تمرکز خود را صرفاً بر جنبههای ورزشی مسابقات معطوف ساختند. با این حال، انتقال دائم تیم به مکزیک و نبود شرایط عادی برای ریکاوری، نشان میدهد که سیاست و جنگ، این رویداد بزرگ ورزشی را برای ایران به یک مأموریت طاقتفرسا تبدیل کرده است./منبع



