ترامپ جنگی را که در آن شکست خورده، درک نمیکند
انتقاد از مواضع متناقض ترامپ در اجلاس جی۷ و ناتوانی او در درک واقعیتهای جنگ با ایران.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «سردرگمی ترامپ در بازخوانی شکست» به قلم تام نیکولز (Tom Nichols) در نشریه آتلانتیک (Atlantic) منتشر شده است. این تحلیل با لحنی رسمی و بیطرف، به نقد سخنان اخیر دونالد ترامپ در فرانسه پرداخته و استدلال میکند که مواضع متناقض و عجیب رئیسجمهور آمریکا درباره توافق مقدماتی با ایران، رهبران جدید تهران و نادیده گرفتن منافع اسرائیل، نشاندهنده فرار او از پذیرش شکست استراتژیک و بیتوجهی به واقعیتهای عینی سیاست خارجی است. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.
مواضع و اظهارات اخیر رئیسجمهور ایالات متحده در جریان نشست گروه هفت در فرانسه، نشاندهنده نوعی تسلیم سیاسی در برابر جمهوری اسلامی ایران و باز تعریف واژگون از اهداف راهبردی واشنگتن است. در حالی که مواضع پیشین دولت بر تغییر رژیم و نابودی توانمندیهای هستهای تهران استوار بود، رویکرد جدید بر عقلانی جلوه دادن رهبران جدید ایران و توصیف آنها به عنوان افرادی غیررادیکال و به دنبال کمک به کشورشان متمرکز شده است. این چرخش ناگهانی و خوشبینی مفرط، به عنوان ابزاری برای پنهان کردن ناکامیهای استراتژیک در مواجهه با دشمنان قدرتمند ارزیابی میشود؛ روشی مکرر که در آن تمجید از رقیب، برای متقاعد کردن افکار عمومی صادر میشود تا اینگونه وانمود شود که امتیازی واگذار نشده است.
در حوزه برنامه هستهای، حجم انباشتهشده اورانیوم غنیشده ایران که حاصل خروج یکجانبه واشنگتن از توافق سال ۲۰۱۵ است، اکنون از سوی رئیسجمهور با تعابیری مبهم مانند گرد و غبار هستهای بیارزش یاد میشود. کاخ سفید با تقلیل دادن ارزش نظامی و استراتژیک این مواد، اصرار برای دستیابی به آنها را صرفاً دارای جنبههای روانی توصیف میکند. این در حالی است که جنگ و عملیاتهای نظامی سنگین سال گذشته دقیقاً برای جلوگیری از دستیابی تهران به سلاح هستهای آغاز شده بود، اما اکنون با ایجاد انگیزههای بیشتر برای ایران، ادعا میشود که این کشور هرگز به سلاح هستهای دست نخواهد یافت؛ منطقی متناقض که پیچیدگیهای فنی و نظامی موضوع را نادیده میگیرد.
بحران دیگر این توافق، در پهنه سیاست خاورمیانه و روابط با متحدان سنتی آشکار شده است. تفاهمنامه امضاشده بدون هماهنگی با تلآویو، شامل بندهایی برای توقف درگیریها با حزبالله لبنان است؛ امری که با واکنش منفی شدید نخستوزیر اسرائیل و تاکید بر تداوم حضور نظامی در غزه، لبنان و سوریه همراه شد. کاخ سفید با نادیده گرفتن حق دفاع مشروع اسرائیل، امور این کشور را به گونهای مدیریت میکند که گویی ایالتی از آمریکا است. پیشنهاد واگذاری ماموریت نابودی حزبالله به رهبر جدید سوریه نیز نشان از نگاهی سادهانگارانه به شطرنج سیاسی منطقه دارد. در این میان، رهبری اسرائیل که با اعتماد به حامی خود در واشنگتن دچار آسیب جدی شده، اکنون با واقعیت تلخِ رها شدن مواجه است؛ چرا که تجربه نشان داده است در هنگام بروز بحرانها، شریک آمریکایی به راحتی مسیر خود را جدا کرده و دیگران را در میان آشوب تنها میگذارد. در نهایت، این استدلالهای ناهمگون تنها گویای فرار از واقعیت و ناتوانی در پذیرش شکست عینی است./منبع



