فروپاشی کنترل؛ روزی که آشفتگی ترامپ نمایان شد
رئیسجمهور آمریکا در میان بحرانهای داخلی و خارجی، توانایی همیشگی خود را در هدایت افکار عمومی از دست داده است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «فروپاشی کنترل؛ روزی که آشفتگی ترامپ نمایان شد» به قلم مشترک جاناتان لِمیر (Jonathan Lemire) و راسل برمن (Russell Berman) در نشریه آمریکایی آتلانتیک (The Atlantic) منتشر شده است. این مقاله با رویکردی تحلیلی به واکاوی تشدید بیثباتی در رفتار و تصمیمگیریهای دونالد ترامپ میپردازد و نشان میدهد که چگونه ناکامیهای نظامی و اقتصادی ناشی از تقابل با ایران، در کنار شکافهای عمیق درونحزبی با نمایندگان جمهوریخواه کنگره، تصویر اقتدارگرایانه وی را تضعیف کرده و او را در آستانه انتخابات میاندورهای با بحرانی جدی مواجه ساخته است. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.
رفتارهای اخیر در سطح اول اجرایی ایالات متحده نشاندهنده تغییر فاز اساسی از «پیشبینیناپذیری راهبردی» به سمت «آشفتگی و تزلزل» است. در حالی که مدیریت سنتی کاخ سفید همواره بر ایجاد بحران برای به حاشیه بردن رقبا استوار بود، اکنون انباشت پیامدهای عینی ناشی از جنگ با ایران، توانایی همیشگی نظام برای تغییر روایتهای سیاسی را سلب کرده است. افزایش قیمتها در داخل، تضعیف موقعیت بینالمللی و بنبست در مذاکرات مربوط به غنیسازی و کنترل تنگه هرمز، به کاهش شدید محبوبیت رئیسجمهور و هراس فزاینده در میان بدنه حزب جمهوریخواه از شکست سنگین در انتخابات میاندورهای منجر شده است. این وضعیت، پوشش اقتدارگرایانهای را که پیش از این مهارنشدنی به نظر میرسید، به شدت مخدوش کرده است.
برخلاف سال گذشته که قوه مجریه با تکیه بر مصوبات یکجانبه، اصلاحات مالیاتی و تقابلهای گمرکی بینالمللی، هژمونی خود را بر واشنگتن دیکته میکرد، پویاییهای قدرت در کنگره اکنون تغییر یافته است. دخالتهای مستقیم در فرآیند انتخاباتی درونحزبی و تلاش برای بازنشسته کردن اجباری سناتورهای باسابقه، به شکلگیری جریانی مستقل و بیپروا در مجلس سنا منجر شده است؛ نمایندگانی که دیگر نگران انتخاب مجدد نبوده و آشکارا به انتقاد از سیاستهای خارجی و انتصابات کلیدی میپردازند. این تقابل درونحزبی زمانی به اوج خود رسید که لایحه دوسویه مسکن به بهانه واهی عدم تصویب قانون محدودکننده نظارت بر انتخابات لغو شد و جلسات مشترک به درگیریهای لفظی شدید میان رهبری و اعضای برجسته سناتورها انجامید.
در این میان، تلاشها برای بازآفرینی واقعیت از طریق ابزارهای رسانهای و تئوریهای توطئه کارایی خود را از دست دادهاند. تقابلهای دیپلماتیک با متحدان سنتی ناتو و متهم کردن آنها به عدم همراهی در بحرانهای منطقهای، همزمان با شکست پروژههای نمادین داخلی که با قراردادهای بدون مناقصه به نزدیکان واگذار شده بودند، نمادی عینی از ناکارآمدی ساختاری را به نمایش گذاشته است. حتی تبدیل رویدادهای ملی به تجمعات حزبی با استقبال سرد عمومی مواجه شده است. در نهایت، تداوم ناامنیهای دریایی در خاورمیانه برخلاف توافقات آتشبس، نشان میدهد که اهرمهای فشار خارجی و داخلی دیگر تحت کنترل مطلق قرار ندارند و تلاش برای منحرف کردن افکار عمومی با واقعیتهای سخت میدانی به بنبست رسیده است./منبع



