چرا تاکر کارلسون و مارجوری تیلور گرین حزب جمهوریخواه را ترک کردند؟
جدایی چهرههای شاخص جناح انزواطلب، شکافی عمیق میان اهداف سنتی و ماجراجوییهای نظامی ترامپ آشکار کرده است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «چرا تاکر کارلسون و مارجوری تیلور گرین حزب جمهوریخواه را ترک کردند؟» به قلم جفری کاباسرویس (Geoffrey Kabaservice) در نشریه بریتانیایی گاردین (The Guardian) منتشر شده است. این مقاله با نگاهی تحلیلی به ریشهیابی انشعاب بیسابقه دو تن از سرشناسترین متحدان سابق دونالد ترامپ از حزب جمهوریخواه میپردازد که در پی اعتراض به پیامدهای اقتصادی جنگ با ایران رخ داده است، و تضادهای ساختاری، ایدئولوژیک و تاریخی میان دو جناح «اول آمریکا» و «ماگا» را در آستانه انتخابات میاندورهای بررسی میکند. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.
تحولات اخیر در بدنه محافظهکاران ایالات متحده و خروج غیرمنتظره چهرههای رسانهای و پیشرو از حزب حاکم، نشاندهنده یک گسست جدی و ساختاری در ائتلاف راستگرایان است. این انشعاب که با انتقاد شدید از تمرکز مفرط سیاست خارجی بر مسائل خاورمیانه و نادیده گرفتن چالشهای معیشتی نظیر تورم و بهای سوخت همراه بوده، فراتر از یک مخالفت ساده درونحزبی است. ریشه این اختلافات به تضاد عمیق میان دو نحله فکری بازمیگردد که تا پیش از این تحت رهبری کاریزماتیک کاخ سفید در یک ائتلاف ناپایدار قرار داشتند؛ جریانی که بر اصالت انزواطلبی اقتصادی و مهار مداخلهگرایی نظامی تاکید دارد و جریانی دیگر که قدرت ملی را در گرو سلطه و ماجراجوییهای بینالمللی میداند.
تئوریزه کردن مفهوم «اول آمریکا» در ادبیات سیاسی این کشور، پیشینهای تاریخی در گرایشهای ملیگرایانه و بدبینی به معاهدات جهانی دارد. حامیان این تفکر معتقدند درگیری در جنگهای فرامرزی صرفاً منافع نخبگان را تامین کرده و بار سنگین آن بر دوش طبقه کارگر قرار میگیرد. تقابل اخیر با ایران و پیامدهای اقتصادی ناگوار آن، از دیدگاه این طیف به عنوان خیانت به شعارهای اولیه برتری منافع داخلی قلمداد شده است. در مقابل، شعار «احیای عظمت گذشته» یا همان جریان کلان حاکم، به دوران امپریالیسم اواخر قرن نوزدهم و هژمونی مطلق دهه ۱۹۵۰ چشم دوخته است؛ نظامی که ثروت داخلی را با ابزار تعرفهها و اقتدارگرایی نظامی در عرصه بینالمللی ادغام میکند و برخلاف ادعای انزواطلبی، از اعمال قدرت سخت در کشورهایی مانند ونزوئلا و خاورمیانه ابایی ندارد.
این شکاف تفسیری از مفهوم محافظهکاری، پایداری سیاسی حزب را در آستانه مبارزات انتخاباتی با چالش جدی مواجه کرده است. اتهامات متقابل و ادبیات تند به کار رفته علیه منتقدان، نشان میدهد که ابزارهای سنتی برای حفظ انسجام تشکیلاتی کارایی خود را از دست دادهاند. با توجه به اینکه بخش مهمی از بدنه رایدهندگان وفادار به رویکردهای انزواطلبانه ممکن است به دلیل سرخوردگی از سیاستهای جاری، از مشارکت در انتخابات پیشرو خودداری کنند، احتمال تشکیل یک حزب سوم پوپولیستی-انزواطلب در افق سیاسی سالهای آینده تقویت شده است. اگرچه نفرت مشترک از جریان چپ همچنان به عنوان یک عامل پیونددهنده عمل میکند، اما تضادهای بنیادین در جهانبینی این دو جناح، مدیریت این بحران را برای جانشینان احتمالی آینده بسیار دشوار خواهد ساخت./منبع



