حزب دموکرات تسلیم تصاحب پوپولیستی شد
سوسیالیستهای دموکرات با حمایت شهردار نیویورک، تشکیلات سنتی حزب دموکرات را در انتخابات مقدماتی شکست دادند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «حزب دموکرات تسلیم تصاحب پوپولیستی شد» به قلم آکلا لیسی (Akela Lacy) و مایا هیبت (Maia Hibbett) در نشریه اینترسپت (Intercept) منتشر شده است. این گزارش تحلیلی در قالب پادکست، به ارزیابی پیروزی قاطع نامزدهای جناح چپ و سوسیالیست در انتخابات مقدماتی درونحزبی دموکراتها در نیویورک میپردازد و این رویداد را به عنوان یک نقطه عطف در کاهش نفوذ تشکیلات سنتی حزب و قدرتگیری جریانهای پوپولیستی و ضد استقراری با محوریت ساختارهای جوانی چون سوسیالیستهای دموکرات آمریکا تحلیل میکند. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
نتایج انتخابات مقدماتی حزب دموکرات در نیویورک نشاندهنده یک چرخش ژئوپلیتیکی و ساختاری آشکار در موازنه قدرت درون چپ مجمعالجزایر سیاسی آمریکا است. پیروزی قاطع سه نامزد تحت حمایت زهران ممدانی، شهردار نیویورک، شامل کلر والدز، برد لندر و داریالیزا آویلا شوالیه، فراتر از یک موفقیت انتخاباتی محلی، به عنوان همهپرسی در خصوص میزان نفوذ راستین جریان چپ سوسیالیست در بازتعریف اولویتهای آینده حزب دموکرات ارزیابی میشود. این پدیده که تحلیلگران آن را نسخه چپگرای «تیپارتی دموکرات» نامیدهاند، با به چالش کشیدن چهرههای باسابقه و محافظهکار دموکرات مانند حکیم جفریس و آدریانو اسپایات، شکست سنگینی را به بدنه سنتی و نهادی حزب تحمیل کرده است.
یکی از برجستهترین و غیرمنتظرهترین نتایج این دور، پیروزی آویلا شوالیه بر نماینده پنجدوره کنگره، اسپایات بود؛ موفقیتی که عمیقاً ریشه در جنبشهای اعتراضی دانشجویی دانشگاه کلمبیا در حمایت از فلسطین دارد. این پیروزی نشان میدهد که چگونه موضوعات سیاست خارجی مانند جنگ غزه و مخالفت با لابیهای حامی اسرائیل به محرکهای اصلی بسیج سیاسی در درون پایگاه رای دموکراتها تبدیل شدهاند. منتقدان تلاش کردهاند این پیروزیها را به عنوان تسلط نخبگان دانشگاهی مهاجر بر حزب جلوه دهند، اما شواهد آماری حاکی از آن است که نامزدهای سوسیالیست توانستهاند ائتلافی قدرتمند میان طبقه مستأجر، رایدهندگان رنگینپوست و بخشهای وسیعی از طبقه کارگر ایجاد کنند.
این انتخابات همچنین بازتابدهنده افول استراتژیک «حزب خانوادههای کارگر» به عنوان نماینده سنتی جناح پیشرو و صعود «سوسیالیستهای دموکرات آمریکا» (DSA) به عنوان رهبر جدید جریان چپ است. تفاوت بنیادین این دو جریان در ماهیت ایدئولوژیک و ساختار سازمانی آنها نهفته است؛ ساختار اولی بیشتر از بالا به پایین و هویتمحور است، در حالی که سوسیالیستهای دموکرات آمریکا سازمانی عضومحور، دموکراتیک و متمرکز بر تضادهای طبقاتی هستند. کارآمدی شبکه سازماندهی مویرگی این جریان جدید، که با کوبیدن بر درِ صدها هزار خانه تجلی یافت، نشان داد که حتی هزینهکردهای کلان و دهها میلیون دلاری کمیتههای اقدام سیاسی (Super PACs) حامی تشکیلات سنتی دموکرات نیز دیگر کارایی سابق را در برابر بسیج تودهای ندارند.
فراتر از جغرافیای نیویورک، تغییرات دموگرافیک در پایگاه رای دموکراتها نظیر جوانتر شدن، افزایش سطح تحصیلات و فشارهای شدید اقتصادی ناشی از کاهش قدرت خرید، زمینهساز نوعی بیگانگی گسترده با ساختار موجود شده است. این وضعیت، پتانسیل بالایی را برای گسترش این الگوی پوپولیستی به ایالتهای غیرساحلی مانند کلرادو، ویسکانسین و میشیگان فراهم میسازد. به نظر میرسد جامعه آمریکا در دوران پساترامپ، تشنه تغییری بنیادین است و این تمایل به پوپولیسم اقتصادی و حکمرانی مردمی، در حال دگرگون ساختن قواعد بازی در انتخابات مقدماتی ریاستجمهوری آینده است./منبع



