اصلاحات بیهوده؛ چرا سیاستهای فعلی نمیتوانند از حوادث آزمایشگاهی جلوگیری کنند؟
حوادث اخیر در آزمایشگاههای بیولوژیکی آمریکا نشان میدهد که اصلاحات فعلی، با تمرکز بر مرحله صدور مجوز تحقیقات، قادر به جلوگیری از حوادث عملیاتی نیستند و نیازمند یک مدل نظارتی مستقل و مستمر، مشابه صنایع هستهای و هوانوردی، هستند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «اصلاحات بیهوده؛ چرا سیاستهای فعلی نمیتوانند از حوادث آزمایشگاهی جلوگیری کنند؟» در بولتن دانشمندان اتمی (The Bulletin) منتشر شده است. این یادداشت با اشاره به حوادث ایمنی اخیر در آزمایشگاههای بیولوژیکی فوق امنیتی آمریکا، استدلال میکند که طرحهای اصلاحی کنگره و دولت ترامپ، به دلیل تمرکز انحصاری بر مرحله صدور مجوز تحقیقات، قادر به پیشگیری از چنین حوادثی که ریشه در مشکلات عملیاتی روزمره دارند، نیستند. نویسنده با الهام از مدلهای نظارتی در صنایع هستهای و هوانوردی، خواستار ایجاد یک سیستم نظارتی مستقل، بازرسیهای سرزده و گزارشدهی بدون ترس از مجازات میشود. در ادامه، خلاصه این یادداشت را میخوانید.
در مارس ۲۰۲۵، یک محقق در یکی از آزمایشگاههای تحقیقاتی بیولوژیکی دولتی در فورت دتریک، سوراخ بزرگی در لباس حفاظتی سطح ۴ خود پیدا کرد؛ لباسی که برای محافظت در برابر ویروسهای کشندهای مانند ابولا طراحی شده بود. تحقیقات نشان داد که بخشی از سوراخ به طور تمیز بریده شده و بخشهای دیگر به زور جدا شده بودند. بدتر از آن، مشخص شد که کارکنان به طور آگاهانه اطلاعات نادرستی را در گزارشهای آزمایش لباسها وارد میکردند و آسیبها گزارش و تعمیر نمیشدند. این حادثه، به همراه مشکلات قبلی در آزمایشگاه دیگری در همان مجموعه، که به دلیل نقص در فرآیند ضدعفونی، فعالیتهای آن ماهها متوقف شده بود، زنگ خطر را در مورد ایمنی زیستی در آمریکا به صدا درآورد. همهگیری کووید-۱۹ و بحثهای مداوم در مورد منشأ آزمایشگاهی آن، باعث شده تا کنگره و دولت ترامپ به دنبال اصلاح سیاستهای ایمنی زیستی باشند. اما یک مشکل اساسی وجود دارد: هیچیک از این طرحهای پیشنهادی، که عمدتاً بر مرحله صدور مجوز و بررسی پیشنهادات تحقیقاتی متمرکز هستند، نمیتوانستند مشکلات آزمایشگاههای فورت دتریک را که ماهیت عملیاتی داشتند، شناسایی کنند.
مشکل اینجاست که نه لباس پارهشده و نه نقص در ضدعفونی، ناشی از یک پیشنهاد تحقیقاتی با بررسی ناکافی نبودند. یک هیئت بازبینی که پیشنهادات را قبل از تأمین مالی بررسی میکند، نمیتوانست گزارشهای بازرسی جعلی را تشخیص دهد، متوجه نشت تجهیزات در یک اتاقک مهار شود، یا انحراف تدریجی از رویهها را که در یک موسسه انباشته شده بود، شناسایی کند. اینها شرایط ساختاری هستند، نه شکستهای قضاوت فردی. تحقیقات نشان میدهد که کمگزارشی و انحراف از رویهها اغلب با فشارهای سازمانی مرتبط است. در ادبیات ایمنی، مفهومی به نام «عادیسازی انحراف» وجود دارد: الگویی که در آن انحرافات کوچک از پروتکل به تدریج انباشته میشوند تا زمانی که آنچه زمانی استثنایی بود، به یک امر عادی تبدیل شود. این دقیقاً همان نوع شکستی است که هیچ هیئت بازبینی در مرحله پیشنهاد، قادر به شناسایی آن نخواهد بود. مقررات هستهای و هوانوردی با مشکلات ساختاری مشابهی، هرچند ناقص اما به طور قابل اثبات، مقابله کردهاند.
کمیسیون تنظیم مقررات هستهای (NRC) فقط طرحهای راکتور را تأیید نمیکند، بلکه بازرسیهای سرزده انجام میدهد و اختیار تعلیق عملیات را دارد. اداره هوانوردی فدرال (FAA) یک سیستم گزارشدهی بدون مجازات ایجاد کرده که به خلبانان اجازه میدهد حوادث نزدیک به وقوع را بدون ترس از مجازات گزارش دهند. اما ایمنی زیستی فاقد این ویژگیهاست. هیچ برنامه بازرسی مستقل اجباری، هیچ سیستم گزارشدهی بدون مجازات، و هیچ نهاد واحدی مسئول ایمنی زیستی وجود ندارد. آنچه مورد نیاز است، حاکمیتی است که برای تغییر رفتار سازمانی طراحی شده باشد، نه ظواهر سازمانی. این به معنای بازرسان مستقلی است که میتوانند بدون اطلاع قبلی در تأسیسات حاضر شوند، به فیلمهای دوربینها و گزارشها دسترسی پیدا کنند و یک سیستم گزارشدهی که افشاگری را تشویق کند، نه سرکوب. اینها ویژگیهایی هستند که نظارت عملیاتی مؤثر در ایمنی هستهای و هوانوردی را از مدل خودنظارتی حاکمیت ایمنی زیستی متمایز میکند. پنجره اصلاحات باز است، اما نامحدود نیست. نظارت مستقل، که در مرحله عملیاتی اعمال شود، اصلاحی است که شواهد از آن حمایت میکنند./منبع



