لبنان تکه کوچکی از پازل نیست؛ بلکه تمام بازی است
سازش ترامپ با تهران بازسازی نظامی حزبالله و تضعیف حاکمیت لبنان را در پی دارد.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «لبنان تکه کوچکی از پازل نیست؛ بلکه تمام بازی است» نوشته کارین حجار (Carine Hajjar) در واشنگتن پست (Washington Post) منتشر شده است. این یادداشت به این موضوع میپردازد که تفاهمنامه اخیر دولت ترامپ با تهران از طریق آزادسازی داراییها و تعلیق عملیاتها، دستاوردهای تاریخی واشنگتن در نزدیکسازی لبنان و اسرائیل را به خطر انداخته و فرصتی طلایی برای بازسازی نظامی حزبالله فراهم میکند. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
توصیف لبنان به عنوان یک قطعه کوچک و فرعی در جدول معادلات خاورمیانه، خطای راهبردی بزرگی است که میتواند به قیمت شکست دیپلماتیک واشنگتن تمام شود. لبنان برعکس این ادعا، محور اصلی و کلید نهایی تنظیم رفتار ژئوپلیتیک تهران در منطقه به شمار میرود. اگرچه تلاش برای عادیسازی روابط میان بیروت و تلآویو و تقویت حاکمیت ملی لبنان اقدامی درست و تحسینبرانگیز است، اما مفاد تفاهمنامه اخیر میان ایالات متحده و ایران با این راهبرد تناقض آشکار دارد. بند نخست این توافق که بر پایان دائمی عملیات نظامی در لبنان تاکید میکند، بدون در نظر گرفتن ضمانتهای اجرایی برای توقف مداخلات، عملاً به جبهه مقابل فرصت میدهد تا ساختار نظامی خود را بازسازی، تسلیحات جدید مستقر و راهبردهای تهاجمی خود را بازتعریف کند. این رویکرد به جای توانمندسازی دولت رسمی، کلید حاکمیت این کشور را به بازیگران خارجی واگذار میکند.
علاوه بر این، آزادسازی میلیاردها دلار از داراییهای مسدودشده، منابع مالی لازم را برای حمایت مجدد از این بازوان شبهنظامی فراهم میسازد؛ تجربهای تاریخی که نشان میدهد این اموال هرگز صرف بهبود وضعیت اقتصادی مردم نخواهد شد. این امتیازدهیها در شرایطی صورت میگیرد که کانال دیپلماتیک میان لبنان و اسرائیل پیشرفتهای بیسابقهای داشته است. اعلام چارچوب جدید برای واگذاری کنترل دو منطقه در جنوب لبنان به ارتش رسمی این کشور، یکی از مهمترین گشایشهای چهار دهه اخیر است که با هدف خلع سلاح شبهنظامیان و تثبیت صلح پایدار دنبال میشود. خلع سلاح برای تلآویو به دلیل امنیت مرزهای شمالی یک موضوع غیرقابلمذاکره است و برای بیروت نیز نقشی حیاتی در حفظ بقای ملی دارد، هرچند که دولت رسمی به دلیل شکافهای سیاسی داخلی و هراس از شعلهور شدن جنگ داخلی، تاکنون از رویارویی مستقیم خودداری کرده است.
خنثیسازی این توانمندی نظامی برای واشنگتن نیز امری حیاتی است؛ چرا که جاهطلبیهای منطقهای و تسلیحات هستهای همگی ابزارهایی در خدمت صدور یک ایدئولوژی انقلابی هستند و تا زمانی که این ساختار شبهنظامی در لبنان فعال باشد، مناقشه ادامه خواهد داشت. با توجه به اینکه هیچ قدرت خارجی نمیتواند بدون ریسک آغاز یک جنگ فراگیر این وظیفه را به تنهایی انجام دهد، شرطبندی بر روی تقویت ارتش ملی لبنان بهترین مسیر پیشرو است. با این حال، بیروت باید با قطع شریانهای مالی و پاکسازی وفاداران به نیروهای شبهنظامی از بدنه ارتش، صلاحیت خود را به عنوان یک شریک قابلاعتماد اثبات کند. آزمایش کلیدی این روند در مناطق پایلوت جنوب خواهد بود تا مشخص شود آیا ارتش توانایی ممانعت از عملیاتهای غیرقانونی را دارد یا خیر. پیوند زدن پیشرفت مذاکرات با آمریکا به سرنوشت لبنان نشان میدهد که تداوم انفعال در برابر این بحران، به معنای پذیرش شکست راهبردی در منطقه خواهد بود./منبع



