آمریکاسیاست داخلی و جامعه

آیا ترامپ دموکراسی آمریکا را برای همیشه تغییر داده است؟

آینده دموکراسی آمریکا به احیای نهادها و مشارکت شهروندان وابسته است.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «آیا ترامپ دموکراسی آمریکا را برای همیشه تغییر داده است؟» در قالب پرونده‌ای ویژه و با مشارکت ۱۱ تاریخ‌نگار و نویسنده، در پولیتیکو (POLITICO) منتشر شده است. بررسی تجربه تاریخی ۲۵۰ ساله آمریکا، چالش‌های کنونی دموکراسی، بحران اعتماد عمومی، جایگاه جهانی آمریکا و پیامدهای تحولات سیاسی سال‌های اخیر بر ضرورت بازسازی نهادهای دموکراتیک و تقویت مشارکت مدنی تأکید دارد. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.

آمریکا در آستانه دویست‌وپنجاهمین سالگرد استقلال خود با مجموعه‌ای از چالش‌های داخلی و خارجی مواجه است که پرسش‌هایی جدی درباره آینده دموکراسی این کشور ایجاد کرده است. کاهش اعتماد عمومی به نهادهای سیاسی، تشدید شکاف‌های اجتماعی و فرهنگی، اختلاف بر سر هویت ملی و افزایش تردید نسبت به نقش جهانی آمریکا، از مهم‌ترین ویژگی‌های وضعیت کنونی به شمار می‌روند. با وجود این، تجربه تاریخی آمریکا نشان می‌دهد این کشور بارها در مواجهه با بحران‌های عمیق توانسته ساختارهای خود را بازسازی و مسیر تازه‌ای برای استمرار نظام سیاسی خود تعریف کند.

یکی از مهم‌ترین محورهای اختلاف، تعریف مفهوم «آمریکایی بودن» است. یک برداشت، هویت ملی را بر پایه اصول قانون اساسی، برابری حقوقی، حاکمیت قانون و ارزش‌های اعلامیه استقلال تعریف می‌کند و معتقد است پایبندی به این اصول، معیار اصلی شهروندی است. در مقابل، رویکردی دیگر بر مؤلفه‌های قومی، مذهبی و تاریخی تأکید دارد و همین اختلاف، به یکی از عوامل اصلی قطبی‌شدن فضای سیاسی تبدیل شده است.

در حوزه سیاست خارجی نیز تغییرات محسوسی مشاهده می‌شود. رویکرد جدید واشنگتن فاصله قابل توجهی با سیاست سنتی حمایت از نظم بین‌المللی، ائتلاف‌های چندجانبه و ترویج دموکراسی پیدا کرده و بیش از گذشته بر تصمیم‌گیری‌های موردی، منافع کوتاه‌مدت و نگاه ملی‌گرایانه استوار شده است. این تحول، جایگاه رهبری آمریکا در نظام بین‌الملل را با ابهام بیشتری روبه‌رو کرده و درباره آینده اتحادهای سنتی این کشور پرسش‌هایی ایجاد کرده است.

در بعد داخلی، مهم‌ترین تهدید برای دموکراسی، کاهش اعتماد به انتخابات، دستگاه قضایی، دولت‌های محلی و سایر نهادهای عمومی ارزیابی می‌شود. استمرار چنین روندی می‌تواند مشارکت سیاسی را تضعیف کرده و مشروعیت ساختارهای دموکراتیک را با چالش مواجه سازد. در مقابل، تقویت حق رأی، افزایش مشارکت شهروندان، حفاظت از آزادی‌های مدنی و بازسازی سرمایه اجتماعی، از مهم‌ترین راهکارهای حفظ ثبات سیاسی تلقی می‌شوند.

بررسی تجربه تاریخی آمریکا نیز نشان می‌دهد این کشور در مقاطع حساسی همچون بازسازی پس از جنگ داخلی و جنبش حقوق مدنی، با اصلاحات گسترده توانسته دامنه حقوق شهروندی را گسترش دهد. اکنون نیز نیاز به مرحله‌ای تازه از بازسازی سیاسی و نهادی احساس می‌شود؛ فرآیندی که هدف آن افزایش اعتماد عمومی، گسترش فرصت‌های برابر، تقویت نهادهای مدنی و نزدیک‌تر کردن واقعیت‌های سیاسی به آرمان‌های قانون اساسی باشد.

در کنار اصلاحات نهادی، بر نقش شهروندان نیز تأکید می‌شود. بقای دموکراسی تنها به قوانین و نهادها وابسته نیست، بلکه مستلزم مشارکت مستمر مردم، ارتقای سواد سیاسی، ارزیابی انتقادی اطلاعات، حضور فعال در فرآیندهای سیاسی و ترجیح منافع عمومی بر منافع فردی است. تجربه تاریخی نشان می‌دهد هیچ دادگاه، دولت یا رهبر سیاسی به‌تنهایی قادر به حفظ جمهوری نیست و استمرار نظام دموکراتیک تنها زمانی امکان‌پذیر خواهد بود که شهروندان مسئولیت دفاع از حقوق، آزادی‌ها و حاکمیت قانون را بر عهده بگیرند. از این منظر، آینده آمریکا بیش از هر زمان دیگری به توانایی جامعه در احیای اعتماد، بازسازی نهادهای دموکراتیک و مدیریت اختلافات سیاسی وابسته خواهد بود./منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا