چرا اروپا مجازات شهرکنشینان اسرائیلی را آسانتر از فشار بر اسرائیل میداند؟
اروپا در قبال اسرائیل میان تعهدات حقوق بشری، فشار بر شهرکنشینان و پرهیز از اعمال فشار ساختاری بر دولت اسرائیل گرفتار شده است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «چرا اروپا مجازات شهرکنشینان اسرائیلی را آسانتر از فشار بر اسرائیل میداند؟» نوشته تامر اجرمی (Tamer Ajrami) در میدل ایست مانیتور (Middle East Monitor) منتشر شده است. نویسنده استدلال میکند که اتحادیه اروپا در قبال اسرائیل اصول حقوق بشری و حقوق بینالملل را بهطور رسمی پذیرفته، اما در تبدیل این اصول به فشار سیاسی و اقتصادی مؤثر تردید دارد و به همین دلیل، اقدامات هدفمند علیه افراد را بر فشار ساختاری بر دولت اسرائیل ترجیح میدهد. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
اتحادیه اروپا طی دههها اعلام کرده است که روابطش با اسرائیل تنها بر تجارت، علم و همکاری امنیتی استوار نیست و حقوق بشر و حقوق بینالملل نیز بخشی از آن است. ماده دوم توافقنامه همکاری اتحادیه اروپا و اسرائیل، احترام به حقوق بشر و اصول دموکراتیک را «عنصر اساسی» روابط دو طرف میداند. با این حال، جنگ غزه فاصله میان این اصول و پیامدهای عملی آنها را آشکار کرده است. اروپا همچنان از حق تعیین سرنوشت فلسطینیان، مخالفت با الحاق سرزمینها، راهحل دوکشوری و غیرقانونیبودن شهرکسازی حمایت میکند، اما معمولاً برای این مواضع هزینه یا پیامد مشخصی تعیین نمیکند.
جنگ غزه اروپا را با این پرسش مواجه کرد که آیا اسرائیل میتواند همزمان با اتهام نقض جدی حقوق بشر و حقوق بینالملل، از مزایای روابط ممتاز خود با اتحادیه اروپا بهرهمند بماند. در سال ۲۰۲۵، اتحادیه اروپا پایبندی اسرائیل به تعهدات حقوق بشری ماده دوم را بررسی کرد و این بررسی نشانههایی از نقض این تعهدات یافت. این تحول میتوانست آزمونی مهم برای ارتباط میان رفتار اسرائیل و مبنای حقوقی روابط اتحادیه با آن باشد، اما اروپا در تبدیل یافتههای خود به فشار واقعی تردید کرد.
این وضعیت را باید با تمایل اروپا به اعمال تحریمهای هدفمند علیه شهرکنشینان افراطی و سازمانهای مرتبط با خشونت مقایسه کرد. اگرچه تصمیمگیری جمعی اتحادیه اروپا معمولاً به اجماع نیاز دارد و برخی دولتها از این مسئله برای توضیح محدودیت اقدام مشترک استفاده میکنند، اما اقدامات علیه شهرکنشینان نشان میدهد که مشکل صرفاً نهادی نیست. تفاوت اصلی سیاسی است: تحریم افراد، هزینه سیاسی محدودتری دارد، اما محدودکردن مزایای اسرائیل در چارچوب توافقنامه همکاری، مستقیماً رفتار دولت اسرائیل را هدف قرار میدهد.
اروپا با پاسخهای نمادین و مسئولیتپذیری فردی راحتتر از فشار ساختاری برخورد میکند. تحریم شهرکنشینان میتواند برخی افراد را مجازات و پیام سیاسی اروپا را منتقل کند، اما الزاماً ساختارهایی را که به گسترش شهرکسازی و خشونت کمک میکنند تغییر نمیدهد. اختلاف میان کشورهای اروپایی نیز اهمیت دارد؛ اسپانیا و ایرلند خواهان اقدامات شدیدتر بودهاند، آلمان رویکردی متفاوت بر پایه ملاحظات تاریخی و سیاسی دارد و مجارستان در برخی موارد از قواعد اجماع برای محدودکردن تصمیمات مشترک استفاده کرده است. با این حال، «اختلاف در اروپا» توضیحی کامل نیست.
اتحادیه اروپا اهرمهای واقعی در اختیار دارد، زیرا اسرائیل به بازار بزرگ اروپا، همکاری علمی، بودجههای پژوهشی و روابط نهادی با اتحادیه اهمیت میدهد. این وضعیت را باید با واکنش اروپا به روسیه پس از جنگ اوکراین مقایسه کرد؛ جایی که روابط اقتصادی نیز به ابزار فشار تبدیل شد. در مورد اسرائیل، اروپا غالباً انتقاد را از پیامدها جدا میکند، زیرا اعمال فشار جدی میتواند تنش با واشنگتن و اتهام خصومت با اسرائیل ایجاد کند. بنابراین، آزمون اصلی سیاست اروپا صرفاً اعمال تحریم علیه شهرکنشینان نیست، بلکه این است که آیا بروکسل حاضر است در صورت استمرار نگرانیهای حقوق بشری، از اهرمهای ساختاری رابطه ممتاز خود با اسرائیل نیز استفاده کند./ منبع



