پیامدهای اقلیمی، زیستمحیطی و امنیت انسانی جنگ ایران
جنگ ایران علاوه بر پیامدهای ژئوپلیتیکی و اقتصادی، بحرانهای آب، سلامت عمومی، آتشسوزی، انتشار گازهای گلخانهای و جابهجایی انسانی در غرب آسیا را تشدید کرده است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «پیامدهای اقلیمی، زیستمحیطی و امنیت انسانی جنگ ایران» نوشته آلخاندرو مارتین رودریگز (Alejandro Martin Rodriguez)، جوی آرکه (Joy Arkeh) و سارا یرکس (Sarah Yerkes) در اندیشکده بنیاد کارنگی (Carnegie Endowment) منتشر شده است. نویسندگان بررسی میکنند که تداوم جنگ چگونه آسیبپذیریهای اقلیمی و انسانی منطقه را تشدید میکند و بر ضرورت ادغام ملاحظات اقلیمی و زیستمحیطی در سیاستهای امنیتی تأکید دارند. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
جنگ ایران در منطقهای رخ داده که پیشاپیش با تغییرات اقلیمی، کمبود منابع، شکنندگی و منازعات طولانیمدت روبهروست و تداوم آن میتواند پیوند میان بحران اقلیمی و درگیری را تقویت کند. در اینجا پنج پیامد اصلی باید بررسی شود: تشدید کمبود آب، تهدیدهای بهداشت عمومی، افزایش آتشسوزی جنگلها و زمینهای کشاورزی، رشد انتشار گازهای گلخانهای و تضعیف ظرفیت دولتها. در حوزه آب، منطقه غرب آسیا با تنش شدید آبی مواجه است و خشکسالی چندساله ایران و کشورهای حاشیه خلیج فارس، همراه با خشکسالی بیسابقه عراق در ۲۰۲۵، شرایط را شکننده کرده است. حملات به تأسیسات نفتی، شیمیایی، آبشیرینکنها و مخازن آب، خطر آلودگی منابع و کاهش دسترسی به آب آشامیدنی را افزایش دادهاند. وابستگی شدید شهرهای حاشیه خلیج فارس به آبشیرینکنها سبب میشود آسیب به این زیرساختها مستقیماً با امنیت انسانی و احتمال جابهجایی جمعیت ارتباط پیدا کند. در بخش سلامت، حملات به پالایشگاهها و مخازن نفتی تهران در مارس ۲۰۲۶ پدیده «باران سیاه» را ایجاد کرد که با آلودگی هوا، اسید سولفوریک و فلزات کمیاب همراه بود. اختلال در آب، فاضلاب و بهداشت، خطر بیماریهای واگیردار را افزایش داده است. حملات به مراکز درمانی، تولید واکسن و نظام پایش بیماری نیز ظرفیت پاسخ پزشکی را کاهش داده و جنگ فشارهای روانی، بهویژه بر کودکان، را تشدید کرده است. آتشسوزیهای ناشی از درگیری در شرایط خشک منطقه، زمینهای کشاورزی، جنگلها و منابع غذایی را تهدید میکنند. در لبنان، بخش قابلتوجهی از زمینهای زیرکشت آسیب دیده و استفاده از مواد شیمیایی و آتشسوزی، فعالیت کشاورزی را مختل کرده است. در غزه نیز بخش بسیار اندکی از زمینهای کشاورزی سالم مانده است. چنین خساراتی، همراه با مهاجرت روستاییان، تخریب تجهیزات و کاهش امکان مدیریت محیطزیست، جابهجایی طولانیمدت را محتملتر میکند. جنگ همچنین انتشار گازهای گلخانهای را افزایش داده است؛ برآوردها حاکی از انتشار حدود ۵پنج میلیون تن دیاکسیدکربن در دو هفته نخست جنگ است. تخریب ساختمانها و ذخایر سوخت، مصرف سوخت عملیات نظامی و تولید تجهیزات نظامی منابع اصلی این انتشار هستند. اختلال در بازار گاز طبیعی نیز برخی کشورهای آسیایی را به افزایش مصرف زغالسنگ سوق داده و بار اقلیمی جنگ را فراتر از منطقه گسترش داده است. همزمان، هزینههای جنگ و بازسازی، منابع لازم برای سازگاری اقلیمی را محدود میکند. در نهایت، تضعیف ظرفیت دولتها از طریق کاهش درآمد، افزایش هزینه انرژی و حملونقل، افت گردشگری، کاهش سرمایهگذاری و فشار بر بودجهها، توان مقابله با بحرانهای آب، غذا و اقلیم را کاهش میدهد. سیاستگذاران باید پاسخهای اقلیمی و امنیتی را از یکدیگر جدا نکنند، آسیبپذیریهای محیطزیستی را در ارزیابیهای نظامی وارد کنند، در سازگاری و تابآوری سرمایهگذاری کنند، برای جابهجایی اقلیمی برنامهریزی کنند و سامانههای انرژی و غذایی محلی و تجدیدپذیر را توسعه دهند. پایان پایدار خصومتها مهمترین اقدام برای کاهش این چرخه تشدیدکننده است./ منبع



