چرا نظم جهانی بعدی مسلح به تسلیحات هستهای خواهد بود
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «چرا نظم جهانی بعدی مسلح به تسلیحات هستهای خواهد بود» که به قلم دیمیتری ترنین (Dmitry Trenin)، استاد پژوهشی در مدرسه عالی اقتصاد و پژوهشگر ارشد مؤسسه اقتصاد جهانی و روابط بینالملل، در راشا تودی (RT)، منتشر شده است. استدلال میکند که جهان چندقطبی جدید ذاتاً هستهای است و افزایش تنشها در مناطق مختلف، همراه با کاهش احتیاط نسبت به تسلیحات هستهای، خطر تشدید درگیریها را افزایش میدهد. نویسنده بر نقش بازدارندگی هستهای، اقدامات تحریکآمیز غرب، و پیامدهای جهانی سیاستهای کنونی تأکید دارد. در ادامه چکیده این مقاله را میخوانید.
جهان چندقطبی کنونی که با رقابت قدرتهای بزرگ و درگیریهای منطقهای مشخص است، ذاتاً هستهای است و تسلیحات هستهای نقش محوری در شکلدهی به درگیریها دارند. برخلاف جنگ سرد که ترس از نابودی متقابل، احتیاط را در پی داشت، امروز بیاعتنایی به خطرات هستهای در برخی کشورهای اروپایی، بهویژه به دلیل دخالت در اوکراین، مشهود است. این بیاحتیاطی ناشی از کاهش ترس از تسلیحات هستهای پس از جنگ سرد، جایگزینی ایدئولوژیهای دوقطبی با درگیریهای مبهم بین جهانیسازی و منافع ملی، و ناکامی آمریکا در ایجاد نظم جهانی پایدار است.
درگیریهای کنونی، مانند جنگ نیابتی در اوکراین، حملات اسرائیل و آمریکا به تأسیسات هستهای ایران در ژوئن ۲۰۲۵، و تنشها در آسیای جنوبی و شرقی، خطر رویارویی مستقیم بین قدرتهای هستهای را افزایش میدهد. تلاش برای تحمیل شکست راهبردی به یک قدرت هستهای، مانند روسیه، از طریق جنگ نیابتی بسیار خطرناک است و میتواند به واکنش هستهای منجر شود. حملات اوکراین به نیروگاههای هستهای زاپروژیا، کورسک و اسمولنسک، و حملات اسرائیل و آمریکا به ایران، نشاندهنده نقض مرزهای دکترین سنتی هستهای است. با این حال، صبر راهبردی کرملین تاکنون از تشدید بیشتر جلوگیری کرده است.
روسیه در پاسخ، دکترین هستهای خود را در سال ۲۰۲۳ گسترش داد تا تهدیدات علیه بلاروس را شامل شود و با استفاده از موشک اورشنیک در اواخر سال ۲۰۲۴، جدیت خود را نشان داد. روسیه ممکن است بازدارندگی فعالتری را در پیش گیرد: از جمله آمادهسازی تسلیحات هستهای غیرراهبردی، لغو توقف استقرار موشکهای میانبرد و کوتاهبرد، ازسرگیری آزمایشهای هستهای، یا حملات متعارف تلافیجویانه علیه اهداف خارج از اوکراین. غرب، بهویژه اروپا، با امتناع از گفتوگو و پیگیری سیاستهای نظامیگری، مانند ارسال نیرو به اوکراین، صبر مسکو را آزمایش میکند.
سیاست غرب در قبال ایران نیز نتیجه معکوس داشته است. حملات اسرائیل و آمریکا برنامه هستهای ایران را متوقف نکرد، و تهران اکنون بین پذیرش ممنوعیت غنیسازی یا حرکت آشکار بهسمت تسلیحات هستهای، در حال بررسی است. تجربه نشان میدهد که داشتن تسلیحات هستهای تنها تضمین قابل اعتماد در برابر مداخله آمریکا است، و کشورهایی مانند ژاپن، کرهجنوبی، و حتی تایوان ممکن است بهسمت استقلال هستهای حرکت کنند. ایران همکاری با آژانس بینالمللی انرژی اتمی را تعلیق کرده و ممکن است از معاهده منع اشاعه هستهای خارج شود، که نشانهای از تشدید تنش است.
در اینجا پنج روند کلیدی وجود دارد: ۱) بازدارندگی هستهای فعال در اوکراین ۲) احیای مسئله هستهای در اروپا (جاهطلبیهای فرانسه، آلمان و لهستان) ۳) بحران عمیق در رژیم عدم اشاعه و کاهش اعتماد به آژانس ۴) پیشرفت برنامه هستهای ایران خارج از نظارت بینالمللی و ۵) آمادگی ژاپن، کرهجنوبی و احتمالاً تایوان برای استقلال هستهای. برای پایداری جهان چندقطبی هستهای، ثبات راهبردی از طریق بازدارندگی متقابل باید تقویت شود، اما این نیازمند پایاندادن به جنگهای مستقیم و نیابتی بین قدرتهای هستهای است. در غیر این صورت، خطر تشدید هستهای و جنگ تمامعیار افزایش خواهد یافت./ منبع



