بازیگری دولت و گروههای مقاومت عراق در تنش میان ایران و اسرائیل
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «بازیگری دولت و گروههای مقاومت عراق در تنش میان ایران و اسرائیل» نوشته علی بیدبو و منتشرشده در اندیشکده تهران، به بررسی رویکرد چندلایه دولت و بازیگران غیردولتی عراق در مواجهه با افزایش تنش و درگیری اخیر میان ایران و اسرائیل با تمرکز بر سیاستهای امنیتی، موازنهسازی و نقش انتخابات پیشرو میپردازد. در ادامه، بهره سخن این یادداشت را میخوانید.
آغاز دور جدید تنشها و رویارویی مستقیم میان ایران و اسرائیل، پس از عملیات «وعده صادق دو»، نقطه عطفی در مناسبات ژئوپلیتیک منطقه غربآسیا و جایگاه بازیگرانی همچون عراق بود. همزمان با بروز ادعاهایی در خصوص استفاده اسرائیل از حریم هوایی عراق جهت حملات به ایران، دولت السودانی با واکنش جدی تلاش کرد تا با محکومیت نقض حاکمیت ملی و تقویت دیپلماسی، بر بیطرفی و استقلال بغداد تاکید کند و برنامههایی برای بهبود سامانههای پدافند هوایی کشور تدوین نمود.
دولت عراق راهبرد کاهش وابستگی به سامانههای سنتی و گسترش همکاریهای نظامی با کرهجنوبی را درپیش گرفت و مذاکرات برای تجهیز به سامانه M-SAM2 را آغاز کرد. این انتخاب، علاوه بر برخورداری از ویژگیهای فنی و هزینههای مناسبتر نسبت به سامانههای آمریکایی، نشانهای از تمایل بغداد به ایجاد توازن میان بازیگران بینالمللی بود. درهمین راستا، رویکرد دولت در قبال روابط با ایران نیز بر واقعگرایی و همگرایی درونمنطقهای مبتنی بوده است. سیاست السودانی حفظ روابط راهبردی با ایران، تقویت هماهنگیهای امنیتی و پرهیز از ورود مستقیم به منازعه است؛ سیاستی که در شرایط حساس تحولات اخیر مورد توجه قرار گرفت و تقویت اعتماد متقابل تهران و بغداد را به همراه داشت.
ارتباط دولت با سایر بازیگران بینالمللی، بهویژه آمریکا و انگلیس نیز دچار تحولات مهمی شد. سند راهبردی عراق-آمریکا به محوریت توسعه همکاریهای اقتصادی، امنیتی و سرمایهگذاری در زیرساختها گسترش یافت و بغداد تلاش کرده تا میان منافع متعارض خارجی و ثبات داخلی موازنه برقرار کند. همکاریهای آموزشی و انتقال فناوری نظامی با انگلیس نیز در کنار نگرانیهایی درباره امنیت اطلاعات، بخشی از نقشه راه امنیت ملی عراق شد.
در این میان، گروههای مقاومت عراقی که هویت خود را بر سیاستهای ضد اسرائیلی و ضد آمریکایی بنا نهادهاند، با وجود تهدیدات جدی، ورود مستقیم به درگیری با اسرائیل را در دستور کار قرار ندادند. ملاحظات داخلی، شرایط خاص میدانی، عدم تسلط کامل دولت و گروههای مقاومت بر حریم هوایی و در اولویت قراردادن انتخابات پارلمانی در راهبرد مقاومت، موجب اتخاذ سیاستی محتاطانه، دوری از مواجهه نظامی و تمرکز بر فعالیتهای سیاسی شد.
ترور و تهدید رهبران مقاومت، بهویژه پس از رویدادهای لبنان و فشار اسرائیل و آمریکا برای تضعیف نقش گروههای مقاومت و محدودسازی نفوذ منطقهای ایران، وضعیت امنیتی عراق را پیچیدهتر کرده است. با این وجود، سازوکارهای داخلی و ارزیابی شرایط منطقهای به اتخاذ سیاست خودداری از ورود به منازعه دامن زده است. گروههای مقاومت به این جمعبندی رسیدهاند که منافع ملی و جایگاه سیاسیشان در گرو مشارکت فعال در عرصه سیاست و پرهیز از هزینههای بالای درگیری نظامی است.
در جمعبندی، سیاست دولت عراق در این بحران، بر توازن میان منافع داخلی و منطقهای و مدیریت هوشمندانه روابط با بازیگران بزرگ قرار داشت که اگرچه شکننده و تحت فشار تهدیدات خارجی است، اما ثبات نسبی و جلوگیری از ورود به جنگ منطقهای را به همراه داشته است. توانایی بغداد در مدیریت این وضعیت، بهویژه با توجه به انتخابات آتی، تعیینکننده آینده نقش و وزن عراق در ژئوپلیتیک غربآسیا خواهد بود./ منبع



