شکست دیدگاه تکمحور مهار چین توسط ترامپ
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «شکست دیدگاه تکمحور مهار چین توسط ترامپ» به قلم ونران جیانگ (Wenran Jiang) در نشریه ساوت چاینا مورنینگ پست (South China Morning Post) منتشر شده است. این مقاله استدلال میکند که راهبرد دونالد ترامپ برای تمرکز بر مهار چین از طریق کاهش تعهدات آمریکا در اروپا و غرب آسیا، با شکست مواجه شده و آمریکا را در بحرانهای چندجانبه گرفتار کرده است. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
۶ ماه پس از آغاز دومین دوره ریاستجمهوری دونالد ترامپ، راهبرد تمرکز بر مهار چین با موانع جدی مواجه شده است. ایده اصلی این بود که آمریکا با کاهش تعهدات در اروپا و غرب آسیا، منابع خود را برای مقابله با چین آزاد کند، اما این طرح با واقعیتهای جهانی برخورد کرده است. بهجای تمرکز بر چین، آمریکا درگیر بحرانهایی شده که قصد پایاندادن به آنها را داشت. در اوکراین، ترامپ وعده داده بود جنگ را در بیست و چهار ساعت یا چند هفته پایان دهد، اما در برابر فشارهای دوحزبی کنگره و مقاومت ناتو، از تهدید به ترک اوکراین عقبنشینی کرد. اکنون او با افزایش ارسال تسلیحات و حمایت نظامی، عملاً درگیر جنگی شده که وعده توقف آن را داده بود.
در غرب آسیا، وعده صلح نیز محقق نشد. جنگ غزه ادامه دارد و حملات آمریکا به ایران، که با هدف ضربه به برنامه هستهای این کشور انجام شد، نهتنها مانع غنیسازی اورانیوم نشد، بلکه تندروهای ایران را تقویت و تنشها را تشدید کرد. این درگیریها، بهجای خروج آمریکا، نیاز به نظارت مداوم و تخصیص منابع نظامی و دیپلماتیک را افزایش داده و از تمرکز بر اقیانوس آرام کاسته است. این ناکامیها، پیششرط آزادسازی منابع ملی برای مهار چین را تضعیف کرده و آمریکا را در دو جبهه گرفتار کرده است.
تلاشهای آمریکا برای فشار بر چین، از جمله تقویت حضور نظامی در ژاپن و کره جنوبی، پیشبرد گفتوگوی امنیتی چهارجانبه (Quad) و آکوس، به دلیل مدیریت بحرانهای متعدد کماثر شده است. بودجه دفاعی و دیپلماتهای آمریکا تحت فشار اروپا و غرب آسیا تحلیل رفتهاند. این پراکندگی به چین فرصت داده تا پایگاه فناوری، روابط اقتصادی و تواناییهای نظامی خود را تقویت کند. سیاستهای تجاری و فناوری تهاجمی ترامپ نیز نتیجه معکوس داشته است. ابزارهای تجاری بازده محدودی داشته و به اقتصاد آمریکا آسیب رسانده است؛ در حالی که چین با محدودکردن صادرات مواد معدنی کمیاب، زنجیرههای تأمین خود را مقاومتر کرده است.
نشانههایی از واقعگرایی در دولت ترامپ دیده میشود. مذاکرات دیپلماتیک محرمانه و برنامهریزی برای اجلاس احتمالی شی-ترامپ نشاندهنده پذیرش محدودیتهای اجبار یکجانبه است. در مذاکرات سوئد، آمریکا از چین خواست خرید نفت روسیه و ایران را کاهش دهد، که نشاندهنده ناتوانی آمریکا در خروج از این درگیریهاست. این درخواست به چین اهرم دیپلماتیک داده و چین با رد آن، حق حاکمیتی خود در مشارکتهای انرژی را تأکید کرده است. این تغییر بهسمت مصالحه در حوزههای اقتصادی و فناوری، عقبنشینی تاکتیکی ناشی از پیچیدگیهای وابستگی متقابل را نشان میدهد.
امید به ایجاد شکاف در ائتلاف روسیه-چین نیز برآورده نشد. تردید اولیه ترامپ در برابر پوتین نتیجهای در اوکراین نداشت و مسکو که از چین بهعنوان شریک اقتصادی کلیدی بهره میبرد، تمایلی به قطع این رابطه ندارد. گزارشها نشان میدهند که چین از شکست روسیه در اوکراین نگران است، زیرا پایان جنگ میتواند تمرکز آمریکا را به آسیا معطوف کند. این بحرانهای ادامهدار به نفع چین است، زیرا آمریکا را پراکنده نگه میدارد. پس از ۶ ماه، آمریکا بهجای تمرکز بر مهار چین، درگیر مدیریت جنگ اوکراین، غرب آسیا بیثبات و روابط متشنج با متحدان است. این پراکندگی ابتکار راهبردی را از آمریکا سلب کرده و به چین فرصت تقویت و مانور داده است./ منبع



