اختصاصی اطلس

غرب آسیا پس از آمریکا؛ نظم چندقطبی در راه است

سخن گفتن از عقب‌نشینی آمریکا از غرب آسیا به معنای خروج فوری نیروهای آمریکایی یا برچیده‌شدن پایگاه‌های این کشور نیست. مسئله، تغییر تدریجی در نقش واشنگتن در معماری امنیتی منطقه است؛ تغییری که برخی تحلیل‌ها آن را کاهش تمایل آمریکا برای ایفای نقش گذشته خود در مدیریت معادلات منطقه توصیف کرده‌اند. تحلیل اکونومیست درباره تغییر نقش آمریکا در منطقه همزمان، برخی پژوهش‌ها درباره آینده خلیج فارس از کاهش برتری سنتی آمریکا و حرکت منطقه به سوی نظمی رقابتی‌تر سخن گفته‌اند. تحلیل چتم‌هاوس درباره آینده نظم خلیج فارس در کنار این تحولات، تغییر اولویت‌های راهبردی آمریکا و تمرکز بیشتر بر رقابت با چین نیز اهمیت دارد. این تحولات یک سؤال مهم را مطرح می‌کند. اگر نقش آمریکا در منطقه کاهش یابد چه چیزی جای ساختار امنیتی چند دهه گذشته را خواهد گرفت؟

برای دهه‌ها، بخش مهمی از معادلات امنیتی غرب آسیا با حضور آمریکا تعریف می‌شد. پایگاه‌های نظامی، ناوگان دریایی، فروش تسلیحات و روابط امنیتی گسترده با کشورهای منطقه، واشنگتن را به یکی از اصلی‌ترین بازیگران امنیتی منطقه تبدیل کرده بود. بسیاری از کشورهای منطقه نیز این حضور را بخشی ثابت از محاسبات امنیتی خود می‌دانستند. اما شرایط امروز با گذشته تفاوت دارد. حتی اگر آمریکا همچنان در منطقه باقی بماند، کاهش نقش آن می‌تواند بسیاری از محاسبات سنتی را تغییر دهد.

غرب آسیا امروز دیگر همان منطقه چند دهه قبل نیست. کشورهای منطقه به دنبال روابط متنوع‌تری هستند و تلاش می‌کنند وابستگی خود را به یک قدرت خارجی کاهش دهند. گسترش روابط کشورهای عربی با چین و روسیه و تلاش برای کاهش برخی اختلافات منطقه‌ای را باید در همین چارچوب دید. این تحولات به معنای پایان رقابت‌ها نیست؛ بلکه نشان می‌دهد قواعد بازی در حال تغییر است و بازیگران منطقه‌ای تلاش می‌کنند فضای مانور بیشتری برای خود ایجاد کنند.

در این میان، ایران به دلیل موقعیت جغرافیایی خود جایگاه ویژه‌ای دارد. سواحل ایران در خلیج فارس و دریای عمان و قرارگرفتن کشور در مجاورت تنگه هرمز باعث شده است که ایران در هر بحثی درباره امنیت منطقه یکی از بازیگران مهم باشد. از سوی دیگر، تجربه چند دهه گذشته نشان داده است که حضور قدرت‌های خارجی همیشه به ایجاد امنیت پایدار در منطقه منجر نشده و در برخی موارد به افزایش رقابت و تنش کمک کرده است. بنابراین، بحث درباره آینده امنیت منطقه بدون درنظرگرفتن نقش کشورهای منطقه کامل نخواهد بود.

با این حال، نباید تصور کرد که با کاهش نقش آمریکا، یک کشور دیگر به‌سادگی جای آن را خواهد گرفت. شرایط منطقه برای چنین انتقال ساده‌ای فراهم نیست. ترکیه، ایران، عربستان و اسرائیل هر کدام بخشی از معادلات منطقه را تحت تأثیر قرار می‌دهند. چین نیز از مسیر اقتصاد، انرژی، تجارت و دیپلماسی حضور خود را افزایش داده است. به همین دلیل، آینده منطقه احتمالاً با یک قدرت مسلط جدید تعریف نخواهد شد، بلکه حاصل تعامل چند مرکز قدرت خواهد بود.

این تغییر برای ایران نیز اهمیت زیادی دارد. اگر نقش قدرت‌های فرامنطقه‌ای کاهش پیدا کند، کشورهای منطقه باید سهم بیشتری از مسئولیت امنیت خود را بر عهده بگیرند. در چنین شرایطی، توان سیاسی، اقتصادی و امنیتی کشورها اهمیت بیشتری خواهد یافت. ایران نیز مانند سایر بازیگران منطقه‌ای تلاش خواهد کرد جایگاه خود را در نظمی حفظ کند که هنوز شکل نهایی آن مشخص نیست.

البته کاهش نقش آمریکا به معنای پایان اختلافات در غرب آسیا نیست. رقابت میان کشورهای منطقه همچنان ادامه خواهد داشت و اسرائیل نیز تلاش خواهد کرد جایگاه نظامی و امنیتی خود را حفظ کند. ممکن است برخی ائتلاف‌های قدیمی تغییر کنند و همکاری‌های تازه‌ای شکل بگیرد. بنابراین، دوره گذار می‌تواند دوره‌ای پررقابت باشد؛ دوره‌ای که در آن هر بازیگر تلاش خواهد کرد سهم بیشتری از نظم آینده منطقه را به خود اختصاص دهد.

در نهایت، سؤال اصلی شاید این نباشد که چه کسی جای آمریکا را می‌گیرد. پرسش مهم‌تر این است که چه کشورهایی می‌توانند در شکل‌دادن به قواعد آینده منطقه نقش بیشتری داشته باشند. اگر کشورهای منطقه بتوانند امنیت خود را بیشتر بر پایه همکاری‌های منطقه‌ای تعریف کنند، امکان شکل‌گیری یک نظم بومی افزایش خواهد یافت. اما اگر رقابت‌ها بر همکاری غلبه کند، خلأ ناشی از کاهش نقش آمریکا ممکن است تنها به شکل دیگری از رقابت قدرت‌ها منجر شود.

آمریکا احتمالاً برای مدت طولانی همچنان یکی از بازیگران مهم در غرب آسیا باقی خواهد ماند. بنابراین، صحبت از خروج کامل آمریکا از منطقه دقیق نیست؛ بحث اصلی تغییر در میزان و نوع حضور این کشور است. اگر این روند ادامه پیدا کند، منطقه ممکن است وارد دوره‌ای شود که در آن هیچ قدرت خارجی به تنهایی تعیین‌کننده اصلی معادلات نباشد. در چنین شرایطی، آینده منطقه بیش از گذشته به توانایی کشورهای منطقه برای شکل‌دادن به قواعد امنیتی خود وابسته خواهد بود. پرسش نهایی این است که آیا کشورهای منطقه می‌توانند از این فرصت برای ساختن نظم آینده خود استفاده کنند؟

علی‌اکبر رضایی

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا