در هفتهای که گذشت، بار دیگر نشانههایی از گذار ژئوپلیتیکی نظم جهانی آشکار شد؛ نظمی که از درون در حال فرسایش است. از دریای کارائیب تا مدیترانه و از سئول تا پکن، سیاست جهانی در چنبره تقابل دو منطق به سر میبرد: منطق سلطه و منطق توازن. قدرتهایی که خود را نگهبان نظم معرفی میکنند، اکنون بزرگترین منبع بینظمی شدهاند. آمریکا، اسرائیل و متحدانشان در حالی از «امنیت جهانی» سخن میگویند که رفتارشان در عمل، بیثباتی و گسست در مشروعیت بینالمللی را تشدید میکند. در مقابل، گفتمان مقاومت، استقلال و توازن در حال احیای خود است؛ از آمریکای لاتین تا غرب آسیا و شرق آسیا، صحنه جهانی شاهد بازتعریف نقش بازیگران است.
دکمه بازگشت به بالا