کاربران ویژهمطالب ویژه

از شعار مقاومت تا واقعیت تعامل؛ دوگانگی سیاست خارجی جمهوری اسلامی

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «از شعار مقاومت تا واقعیت تعامل؛ دوگانگی سیاست خارجی جمهوری اسلامی» به قلم محمد خیرندمان در ایندیپندنت (Independent) منتشر شده است. این یادداشت به بررسی تناقض‌های سیاست خارجی جمهوری اسلامی در مواجهه با غرب و شرق می‌پردازد و نشان می‌دهد که چگونه تهران میان ایدئولوژی مقاومت و ضرورت تعامل، به‌ویژه در مختصات ژئوپولیتیکی متغیر و شرایط اقتصادی بحرانی، در نوسان است. در ادامه، چکیده این یادداشت را می‌خوانید.

آیت‌‌الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، با تأکید بر حل‌نشدنی‌بودن کشمکش با آمریکا و نقد پیشنهاد مذاکره مستقیم از سوی «ظاهربین‌ها»، به پیچیدگی ژئوپولیتیکی اشاره می‌کند که ایران با آن مواجه است. این اظهارات تنها بخشی از سیاست خارجی پرآشوب جمهوری اسلامی است که در آن جریان‌های متعارض به‌دنبال یافتن راهی برای حضور در نظم بین‌المللی متحول، در شرایط انزوای جهانی و اقتصاد فرسوده‌اند.

پس از پایان جنگ سرد و پررنگ‌شدن نقش ائتلاف‌ها، دولت‌ها ناچار به بازنگری در سیاست خارجی خود شدند. در ایران، ایده «نگاه به شرق» مطرح شد؛ رویکردی که هدفش نه صرفاً گسست از غرب، بلکه ایجاد توازن و گریز از انزوای ناشی از سیاست‌های شتاب‌زده است. این انزوا نتیجه مخالفت با هنجارهای نظم جهانی و تنش‌های مکرر با همسایگان بوده و در شرایط اتکای اقتصاد به نفت و گاز، تغییر مسیر به همکاری با قدرت‌های نوظهور آسیایی چون چین و هند، راهی برای احیای اقتصاد بحران‌زده تلقی شده است.

تحلیل سیاست خارجی ایران بدون توجه به عوامل ساختاری و بنیادین ممکن نیست. از نظر نوواقع‌گرایان، ساختار و توازن قدرت در نظام بین‌الملل تعیین‌کننده رفتار کشورهاست؛ برساخت‌گرایان بر نقش هویت و اندیشه تأکید می‌کنند. جمهوری اسلامی که هم از هویت تاریخی و تمدنی برخوردار است و هم خود را مدافع مستضعفان معرفی می‌کند، از این چارچوب برای توجیه مشروعیت سیاست‌های خود بهره می‌گیرد. همچنین، جایگاه آن به‌عنوان تنها دولت شیعی جهان، احساس تمایز و همزمان انزوا را تشدید کرده است.

این واقعیت‌ها، دوگانگی رفتار ایران را توضیح می‌دهد: در غرب‌آسیا رفتاری تهاجمی دارد و از شکاف‌های فرقه‌ای، احساسات ضدغربی و موضوع فلسطین برای نفوذ منطقه‌ای بهره‌برداری می‌کند و با حمایت از گروه‌های متحد در عراق، یمن، لبنان و پیش‌تر سوریه، این نفوذ را پیش می‌برد. اما در آسیای مرکزی و قفقاز محتاطانه عمل می‌کند، منافع ملی را بر ایدئولوژی مقدم می‌دارد، از تحریک روسیه پرهیز دارد و در منازعاتی چون ناگورنو-‌قره‌باغ و چچن با احتیاط رفتار می‌کند، حتی به قیمت کنارگذاشتن شعار حمایت از امت اسلامی.

نگاه به شرق تنها واکنشی به تحریم و فشار غرب نیست، بلکه راهبردی چندوجهی است. همکاری با چین برای ایران حیاتی است، زیرا چین به نفت ایران نیازمند است، بر مسائل سیاسی و حقوق بشری تأکید ندارد و وزنه‌ای در برابر آمریکا محسوب می‌شود. در مقابل، چین از منابع و بازار ایران و موضع غیرخصمانه تهران در قبال وضعیت مسلمانان سین‌کیانگ سود می‌برد. همکاری ایران و هند نیز در پروژه‌هایی چون بندر چابهار معنادار است و اهدافی چون ثبات در افغانستان، نفوذ در آسیای مرکزی و مقابله با افراط‌گرایی را دنبال می‌کند؛ این همکاری به هند دسترسی راهبردی فراتر از خصومت با پاکستان می‌دهد.

با این حال، موفقیت این سیاست قطعی نیست. سابقه سیاست‌های افراطی، مواضع مبهم هسته‌ای و اظهارات جنجالی به روابط با اروپا آسیب زده و ایران را بیش از پیش به مسکو و پکن وابسته کرده است، در حالی‌که جایگزینی کامل رابطه با غرب در حوزه سرمایه‌گذاری و فناوری ممکن نیست. در نتیجه، سیاست خارجی جمهوری اسلامی تلاشی پرتناقض برای رهایی از انزوا با تکیه بر شرق و همزمان ضرورت تعامل با غرب باقی مانده است./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا