کاربران ویژهمطالب ویژه

ایران: بازدارندگی هسته‌ای یا مذاکره

به گزارش اطلس دیپلماسی، مقاله‌ای با عنوان «ایران: بازدارندگی هسته‌ای یا مذاکره»، به قلم روهام دستان‌پور در میدل ایست مانیتور  (Middle East Monitor)منتشر شده است. این مقاله گزینه‌های راهبردی پیش روی ایران پس از جنگ دوازده‌روزه با اسرائیل را بررسی می‌کند و بر این تمرکز دارد که تهران باید بین نظامی‌سازی هسته‌ای برای بازدارندگی و یا توافق با غرب به‌منظور جلوگیری از درگیری‌های بیشتر، یکی را انتخاب کند. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.


جنگ دوازده‌روزه ایران و اسرائیل، تهران را در برابر انتخابی حساس قرار داده است: نظامی‌سازی برنامه هسته‌ای برای بازگرداندن بازدارندگی یا توافق با غرب برای جلوگیری از جنگ‌های بعدی. پس از حمله روز ۷ اکتبر به اسرائیل، اسرائیلی‌ها به گروه‌های نیابتی ایران، یا همان محور مقاومت، حمله کردند. حماس و حزب‌الله، ستون‌های اصلی این محور، پس از حدود دو سال جنگ، در ضعیف‌ترین حالت خود هستند و بازدارندگی ایران را به‌شدت تضعیف کرده‌اند. مذاکرات هسته‌ای بین استیو ویتکاف، فرستاده ویژه آمریکا، و عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، به بن‌بست رسید. اسرائیل، با جلب موافقت آمریکا، به ایران حمله کرد. اکنون، با آتش‌بسی شکننده، ایران با پرسش بازگرداندن بازدارندگی و جلوگیری از جنگ مواجه است. سه سناریو در اینجا محتمل است:

بازدارندگی هسته‌ای

برخی در ایران معتقدند نظامی‌سازی هسته‌ای تنها راه بازدارندگی است. اما ساخت یک کلاهک هسته‌ای کافی نیست. ایران باید تعداد کافی کلاهک بسازد تا با ۹۰ کلاهک اسرائیل (یا به‌روایتی تا چهارصد عدد) و ۵۸۰۰ کلاهک آمریکا (یا به‌روایتی تا هفت‌هزار عدد) رقابت کند، که با شرایط کنونی تقریباً غیرممکن است. همچنین، ساخت مخفیانه در حالی که حریم هوایی ایران در برابر اسرائیل آسیب‌پذیر است و اسرائیل نفوذ اطلاعاتی عمیقی دارد، بسیار دشوار است. مهم‌تر، اعلام کلاهک هسته‌ای، ابهام را رفع می‌کند و ممکن است آمریکا را به حمله هسته‌ای وادارد. این سناریو خطرناک‌ترین و پرریسک‌ترین گزینه است.

ابهام هسته‌ای

برخی پیشنهاد می‌کنند ایران با خودداری از شفافیت با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، ابهام ایجاد کند، اطلاعاتی درباره آسیب به تأسیسات فوردو و نطنز ارائه ندهد، وضعیت چهارصد کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده را روشن نکند و بازرسان را راه ندهد. این راهبرد سکوت و عدم قطعیت است. اما پیامدها چیست؟ این رویکرد احتمالاً به جنگ‌های دوره‌ای مشابه جنگ دوازده‌روزه، اما شدیدتر، منجر می‌شود. اسرائیل ممکن است حملات را تشدید کند، از ترور رهبران تا هدف‌گیری زیرساخت‌هایی مانند نیروگاه‌ها و تأسیسات پتروشیمی. جنگ دوازده‌روزه نشان داد اسرائیل برتری هوایی دارد و می‌تواند زیرساخت‌های ایران را فلج کند. تداوم جنگ‌ها و تخریب زیرساخت‌ها، ناآرامی داخلی را افزایش می‌دهد. این سناریو نه‌تنها بازدارندگی را بازنمی‌گرداند، بلکه ایران را ویران می‌کند.

توافق

ایران می‌تواند شرایط آمریکا را بپذیرد: توقف غنی‌سازی، محدود کردن برنامه موشکی، و قطع حمایت از گروه‌های نیابتی. چالش اصلی، کنار گذاشتن برنامه موشکی است که با منافع ملی هم‌راستاست. ایران باید خط قرمز مذاکراتی را از غنی‌سازی به حفظ برنامه موشکی تغییر دهد و منابع دیپلماتیک را برای حفظ برد موشکی متمرکز کند. این برنامه به‌عنوان ابتکار دفاعی متعارف، از حمایت عمومی برخوردار است و برخلاف غنی‌سازی، کمتر بحث‌برانگیز است. اگر مذاکرات به‌دلیل موشک شکست بخورد، واکنش داخلی کمتر خواهد بود. توافق، درگیری با آمریکا و اسرائیل را پایان می‌دهد، تحریم‌ها را رفع می‌کند، امکان خرید تسلیحات متعارف را فراهم می‌آورد و بازدارندگی کلی را تقویت می‌کند./ منبع

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا