کاربران ویژهمطالب ویژه

اسرائیل قدرت نظامی غالب در غرب آسیا است؟

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «اسرائیل قدرت نظامی غالب در غرب آسیا است؟» به قلم ست فرنتزمن (Seth Frantzman)، در ژورنال امنیت ملی (National Security Journal)، منتشر شده است. این یادداشت با بررسی تحولات اخیر منطقه‌ای، استدلال می‌کند که اسرائیل با تضعیف ایران و گروه‌های متحد آن، به قدرت نظامی برتر در غرب آسیا تبدیل شده، اما این برتری چالش‌های دیپلماتیک و راهبردی جدیدی به‌همراه دارد. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.


با حملات اخیر اسرائیل و آمریکا که برنامه هسته‌ای و رهبری نظامی ایران را تضعیف کرد، اسرائیل به‌عنوان قدرت نظامی غالب در غرب آسیا ظهور کرده است. با خنثی‌سازی تهدید اصلی تهران و تضعیف گروه‌های متحد در محور مقاومت مانند حزب‌الله و حماس، اسرائیل اکنون از جایگاه بی‌سابقه‌ای در منطقه برخوردار است. با این ‌حال، این برتری چالش‌هایی نظیر مدیریت روابط دیپلماتیک پیچیده و اجتناب از گرفتاری‌های تاریخی قدرت‌های غالب، مانند درگیری‌های گسترده یا انعطاف‌ناپذیری در مذاکرات صلح، به همراه دارد.

حمله غافلگیرانه اسرائیل به ایران در ۱۳ ژوئن نشان داد که ارتش این کشور اکنون از قوی‌ترین نیروهای نظامی منطقه است. ایران سال‌ها با حمایت از گروه‌های متحد در لبنان، عراق، یمن و مناطق فلسطینی نفوذ خود را گسترش داده بود. اما برنامه هسته‌ای ایران با شکست مواجه شده و پدافند هوایی و برنامه موشک‌های بالستیک آن آسیب جدی دیده است. این تحولات، اسرائیل را به‌عنوان قدرت هژمونیک بالقوه منطقه برجسته کرده است. موفقیت اسرائیل نتیجه شراکت نزدیک با ایالات متحده است. دولت ترامپ پس از حملات اسرائیل به سایت‌های هسته‌ای ایران، که بدون تلفات نظامی برای اسرائیل انجام شد، دستور بمباران این سایت‌ها را صادر کرد. ایران صدها موشک بالستیک به‌سوی اسرائیل شلیک کرد که ۲۸ کشته و هزاران زخمی بر جای گذاشت، اما ناتوانی نظامی ایران در دفع حملات جنگنده‌های اسرائیلی، از جمله اف-۳۵ و اف-۱۵، آشکار شد.

قدرت‌های غالب معمولاً با چالش‌های جدیدی مواجه می‌شوند. برای مثال، ایالات متحده پس از جنگ سرد با مشکلاتی مانند تهاجم صدام حسین به کویت، مداخله در بالکان و حملات ۱۱ سپتامبر روبه‌رو شد. در تاریخ نیز، صعود آتن در قرن پنجم پیش از میلاد به جنگ پلوپونزی و نابودی آن منجر شد. اسرائیل از زمان تأسیس در سال ۱۹۴۸ با تهاجم کشورهای عربی مواجه بود و در دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ برای تهیه سلاح در برابر کشورهای مسلح به تجهیزات شوروی مانند مصر و سوریه تلاش کرد. با پیروزی بر این کشورها و صلح با مصر، ایران و عراق به‌عنوان تهدیدات جدید ظاهر شدند. شراکت با آمریکا از دهه ۱۹۶۰ و دکترین برتری نظامی کیفی، اسرائیل را قادر ساخت تا با هر ترکیبی از دشمنان منطقه‌ای مقابله کند.

در ۲۵ سال اخیر، سرنگونی صدام، نزدیکی کشورهای خلیج فارس به اسرائیل و تضعیف دشمنانی مانند حزب‌الله و حماس، که پس از حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳ در جنگ ۶۳۰ روزه آسیب دید، موقعیت اسرائیل را تقویت کرد. حمله حماس جنگ چندجبهه‌ای با حمایت ایران را آغاز کرد، اما اسرائیل با شکست حزب‌الله در نوامبر ۲۰۲۴ و سرنگونی حکومت اسد در دسامبر همان سال، راه را برای حمله به ایران هموار کرد. ایران که انتظار این حملات را نداشت، برنامه هسته‌ای، موشک‌های بالستیک و پهپادهایش را از دست داد.

نیروی هوایی اسرائیل با سیستم‌های پدافند هوایی پیشرفته و توانایی‌های برتر، اکنون بر غرب آسیا تسلط دارد. اگرچه ارتش مصر روی کاغذ بزرگ‌تر به نظر می‌رسد، اما این کشور دهه‌هاست قدرت منطقه‌ای خود را اعمال نکرده و بر مسائل داخلی یا همسایگان خود متمرکز است. کشورهای حاشیه خلیج فارس، مانند امارات و بحرین، شرکای صلح اسرائیل هستند و عربستان نیز احتمالاً به این جمع می‌پیوندد. موفقیت نظامی اسرائیل نتیجه همکاری با آمریکا و صادرات دفاعی روبه‌رشد آن است. با این ‌حال، هژمونی این کشور ممکن است در معرض چالش‌های جدیدی قرار گیرد، مانند گرفتاری در جنگ‌های طولانی، همان‌طور که آمریکا در ویتنام و عراق تجربه کرد. اسرائیل باید در مذاکرات صلح با سوریه، لبنان و فلسطینی‌ها انعطاف‌پذیر باشد تا از این مشکلات اجتناب کند. قدرت جدید اسرائیل ممکن است به تصمیم‌گیری‌های سخت‌گیرانه منجر شود، اما فقدان خلأ قدرت در منطقه می‌تواند نفوذ کشورهایی مانند ترکیه و قطر را افزایش دهد، که ممکن است برای اسرائیل چالش‌ساز باشد./ منبع

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا