آفریقاخارجینظام بین‌الملل و نهادها

بحران سودان: آیا گروه چهارگانه سودان می‌تواند صلحی پایدار ایجاد کند؟

تحلیل تلاش‌های دیپلماتیک گروه چهارگانه برای پایان دادن به جنگ سودان؛ بررسی نقش آمریکا، عربستان، امارات و مصر در ایجاد صلح و چالش‌های پیش‌روی این طرح.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «بحران سودان: آیا گروه چهارگانه می‌تواند صلحی پایدار ایجاد کند؟» نوشته اسامه ابوزید(Osama Abuzaid) در میدل ایست آی (Middle East Eye) منتشر شده است. این یادداشت به بررسی تلاش‌های دیپلماتیک گروه چهارگانه (آمریکا، عربستان، مصر و امارات) برای پایان دادن به جنگ سودان و چالش‌های پیش‌روی این ابتکار می‌پردازد و سؤال اصلی آن این است که آیا این طرح می‌تواند به صلحی پایدار منجر شود یا نه. در ادامه، چکیده این یادداشت را می‌خوانید.

جنگ ویرانگر سودان همچنان ادامه دارد و همزمان تلاش‌های دیپلماتیک جدیدی شکل گرفته که نقشه‌راه تازه‌ای برای پایان دادن به این درگیری‌ها ارائه می‌دهد. با این حال، سؤالی کلیدی وجود دارد: آیا این تلاش‌ها می‌تواند به‌واقع صلحی پایدار برای کشوری که از هم گسیخته است، به ارمغان بیاورد؟ پس از دیپلماسی ناکام و بی‌نتیجه‌ای که بسیاری آن را «بی‌روح و فاقد انگیزه» توصیف کرده‌اند، گروه موسوم به «چهارگانه» که شامل آمریکا، عربستان، مصر و امارات است، به‌تازگی نقشه‌راهی هماهنگ را برای پایان دادن به جنگ سودان ارائه داده‌اند. سوال اصلی پیش روی دیپلمات‌ها و سیاستمداران غیرنظامی سودانی این است که آیا این ابتکار واقعی یک نقطه عطف است یا فقط آخرین نمونه از تلاش‌های دیپلماتیک ناکام گذشته؟

ابتکار صلح گروه چهارگانه که ماه گذشته اعلام شد، نشان‌دهنده افزایش جدی مشارکت آمریکا در این بحران است. این تغییر تحت تأثیر دو عامل مهم قرار دارد. نخست اینکه مسعد بولس، مشاور ویژه دولت دونالد ترامپ، به سودان علاقه‌مند شده و آن را به‌عنوان اولویت اعلام کرده است. دوم اینکه ابوظبی، قاهره و ریاض به‌طور فعال از واشنگتن خواسته‌اند تا وارد عمل شود، زیرا آن‌ها نگران بحران طولانی‌مدت جنگ و پیامدهای آن برای منطقه هستند.

بیانیه مشترک چهارگانه نقشه‌راهی را ترسیم می‌کند: نخست، یک آتش‌بس سه‌ماهه انسانی برای تسهیل ارسال کمک‌های فوری، سپس یک آتش‌بس دائمی، و در نهایت یک دوره انتقالی ۹ ‌ماهه که به تشکیل «دولت مستقل و غیرنظامی با مشروعیت و پاسخگویی گسترده» منتهی می‌شود. زمان‌بندی این ابتکار منعطف به محاسبات راهبردی است. چشم‌انداز آتش‌بس پس از آنکه ارتش سودان در ماه مارس کنترل خارطوم را بازپس‌گرفت، بهبود یافته است. همچنین، جنگ به یک بن‌بست پرهزینه برای قدرت‌های منطقه‌ای تبدیل شده است؛ مصر و عربستان که به‌دلیل نزدیکی جغرافیایی با سودان، آن را تهدیدی مستقیم برای امنیت ملی خود می‌دانند.

با این حال، ترکیب گروه چهارگانه یک پارادوکس اساسی را به‌وجود می‌آورد. مصر به‌طور قاطع از نیروهای مسلح سودان (SAF) حمایت کرده و این را به‌عنوان حکومتی مشروع می‌داند. در عین حال، امارات به‌طور مداوم به حمایت از نیروهای پشتیبانی سریع (RSF)  متهم شده است. عربستان نیز تلاش کرده است که بی‌طرف بماند، اما به‌طور فزاینده‌ای به SAF نزدیک شده است، چرا که این نیرو را تنها نهاد باقی‌مانده دولتی در سودان می‌داند. این تنش‌ها، که کشورهای گروه چهارگانه در دو جبهه مخالف در جنگ قرار دارند، باعث ایجاد تردیدهایی در مورد تعهد جمعی آن‌ها به یک فرآیند صلح بی‌طرفانه شده است. بعلاوه، نگرانی‌هایی وجود دارد که این تلاش‌ها بیشتر بر تقسیم ثروت و قدرت متمرکز باشد تا توافقی جامع برای پایان دادن به جنگ.

با وجود این دیپلماسی‌ها، گروه چهارگانه با چالش‌های فوری و بزرگی روبه‌رو است. تنها چند هفته پس از انتشار بیانیه مشترک، وضعیت در میدان نبرد بدتر شد و جنگ در جبهه‌های مختلف ادامه یافت. ژنرال عبدالفتاح البرهان، فرمانده ارتش سودان، در ابتدا نقشه‌راه گروه چهارگانه را رد کرد، اما پس از آن با شروطی آن را پذیرفت. در همین حال، RSF  به حملات خونین خود برای تصرف الفاشر، پایتخت دارفور شمالی، ادامه می‌دهد. وضعیت انسانی در سودان به‌ویژه در الفاشر به‌شدت وخیم است، جایی که بیش از ۲۶۰ هزار نفر از جمله ۱۳۰ هزار کودک تحت محاصره RSF قرار دارند.

جنگ در سودان دیگر به یک نبرد دوتایی ساده تبدیل نشده و به یک درگیری چندقطبی با حضور گروه‌ها و بازیگران مختلف داخلی و منطقه‌ای تبدیل شده است. این پیچیدگی‌ها به تلاش‌ها برای شکل‌دهی به دولت‌های موازی افزوده است و ائتلاف تأسیس آن تابستان امسال دولت موازی‌ در دارفور تشکیل داده‌اند که توسط شورای صلح و امنیت اتحادیه آفریقا به‌شدت محکوم شده است. انتقاد اصلی از ابتکار گروه چهارگانه به حاشیه‌راندن بازیگران کلیدی است. نشست برنامه‌ریزی‌شده‌ای در ماه جولای که به‌دلیل تنش‌ها میان مصر و امارات به‌تعویق افتاد، به‌ویژه از اتحادیه آفریقا (AU) و مجمع حکومتی توسعه که به‌طور تاریخی مسئول میانجیگری در بحران‌های شرق آفریقا بوده‌اند، غفلت کرده است. این باعث شده تا سوالاتی پیرامون قابلیت اجرایی هر توافقی بدون حضور میانجی‌گری قوی و مالکیت محلی به‌وجود آید.

گروه چهارگانه همچنین متهم به‌حاشیه‌زدن گروه‌های غیرنظامی، احزاب سیاسی، و جوامع مدنی است. در حالی که برخی از این گروه‌ها قطبی شده‌اند، هر فرآیند صلحی که این نیروها را در مرکز خود نداشته باشد، محکوم به‌شکست است، چرا که ارتش هیچ‌گاه در تاریخ سودان دولتی باثبات ایجاد نکرده است. طرح گروه چهارگانه به‌عنوان صلح تقویمی توصیف شده است که مسائل پیچیده سیاسی را به‌مراحل زمانی تقلیل می‌دهد، اما اگر این مهلت‌ها با مکانیزم‌های قابل اجرا و مشارکت معنادار همراه نباشد، به‌ساختاری شکننده تبدیل خواهد شد. با این حال، برخی گروه‌ها به‌ویژه گروه‌های اسلامی به‌احتمال زیاد از این روند استقبال نمی‌کنند. حمایت آن‌ها از ارتش بیشتر به‌عنوان پذیرش خود جنگ به‌عنوان آخرین راه برای بازپس‌گیری قدرت دیده می‌شود.

گروه چهارگانه مهم‌ترین ابتکار دیپلماتیک در بیش از یک سال گذشته برای سودان را نمایندگی می‌کند و موفقیت یا شکست آن احتمالاً تعیین‌کننده خواهد بود که آیا سودان به مسیر فروپاشی و قحطی ادامه می‌دهد یا به مسیر بهبودی طولانی‌مدت وارد می‌شود. روزهای آینده مشخص خواهد کرد که آیا گروه چهارگانه می‌تواند نقشه‌راه ماه سپتامبر خود را به پیشرفت‌های معنادار تبدیل کند یا این که تنها یکی دیگر از تلاش‌های دیپلماتیک ناکام تاریخ سودان خواهد بود./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا