انگیزههای ریاض در میانجیگری میان ایران و آمریکا
عربستان با میانجیگری میان تهران و واشنگتن بهدنبال کاهش ریسک و افزایش نقش منطقهای خود است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «انگیزههای ریاض در میانجیگری میان ایران و آمریکا» نوشته کامران کرمی و منتشرشده در اندیشکده تهران، با بررسی رویکرد جدید عربستان در دیپلماسی منطقهای، نشان میدهد که تلاش ریاض برای ایفای نقش میانجی میان ایران و آمریکا صرفاً اقدامی برای کاهش تنش نیست، بلکه بخشی از راهبرد گستردهتر این کشور برای افزایش وزن ژئوپلیتیکی، تضمین امنیت، پیشبرد اهداف اقتصادی و تبدیلشدن به بازیگری فعال در نظم جدید منطقهای است. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
تحرکات اخیر عربستان در مسیر میانجیگری میان ایران و آمریکا را باید در چارچوب تحول جایگاه منطقهای ریاض تحلیل کرد. عربستان در سالهای گذشته از یک بازیگر عمدتاً امنیتمحور که وابستگی زیادی به حمایت خارجی داشت، به سمت نقشآفرینی فعالتر در حوزه دیپلماسی، اقتصاد و مدیریت بحران حرکت کرده است. میانجیگری میان دو رقیب مهم منطقهای، بخشی از تلاش این کشور برای تثبیت جایگاه خود بهعنوان یک قدرت تأثیرگذار در معادلات غرب آسیا محسوب میشود.
نخستین انگیزه ریاض، ملاحظات امنیتی است. عربستان بهخوبی میداند که تشدید رویارویی میان تهران و واشنگتن میتواند پیامدهای مستقیمی برای امنیت منطقه، مسیرهای انرژی، سرمایهگذاری خارجی و برنامههای توسعهای این کشور داشته باشد. تجربه جنگ یمن و هزینههای ناشی از رقابتهای منطقهای، باعث شده سیاست کاهش تنش و مدیریت بحران به یکی از اولویتهای اصلی عربستان تبدیل شود. از نگاه ریاض، جلوگیری از بازگشت چرخه درگیری میان ایران و آمریکا، بخشی از تلاش برای ایجاد محیطی باثباتتر در منطقه است.
دومین انگیزه، افزایش وزن دیپلماتیک عربستان است. ریاض تلاش میکند از نقش سنتی یک متحد امنیتی آمریکا فراتر رفته و به بازیگری تبدیل شود که توانایی شکلدهی به روندهای سیاسی منطقه را دارد. تجربه توافق ایران و عربستان با میانجیگری چین، زمینهای برای تقویت تصویر جدید این کشور بهعنوان یک قدرت میانجی فراهم کرد. ورود به پرونده روابط ایران و آمریکا نیز میتواند جایگاه عربستان را در شبکه دیپلماسی منطقهای ارتقا دهد.
سومین عامل به رابطه پیچیده ریاض و واشنگتن بازمیگردد. عربستان از طریق ایفای نقش میانجی میتواند اهمیت ژئوپلیتیکی خود را برای آمریکا برجستهتر کند و در مقابل، خواهان دریافت تضمینهای امنیتی روشنتر و همکاری گستردهتر در پروندههای منطقهای باشد. این نقش به ریاض اجازه میدهد ضمن حفظ روابط راهبردی با آمریکا، استقلال عمل بیشتری در سیاست خارجی خود نشان دهد.
ابعاد اقتصادی نیز نقش مهمی در این رویکرد دارند. برنامه چشمانداز ۲۰۳۰ عربستان نیازمند ثبات منطقهای، جذب سرمایه خارجی و کاهش ریسکهای امنیتی است. افزایش تنش میان ایران و آمریکا میتواند بازار انرژی، پروژههای زیرساختی و فضای سرمایهگذاری در منطقه را تحت تأثیر قرار دهد. بنابراین، کاهش تنش میان تهران و واشنگتن با منافع اقتصادی بلندمدت ریاض همراستا است.
در سطح کلانتر، میانجیگری عربستان بخشی از تلاش این کشور برای افزایش استقلال راهبردی در فضای رقابت قدرتهای بزرگ است. ریاض تلاش میکند در میان رقابت آمریکا و چین، جایگاهی انعطافپذیرتر برای خود ایجاد کند و صرفاً در چارچوب یک اتحاد سنتی با واشنگتن تعریف نشود. ایفای نقش میانجی میان ایران و آمریکا میتواند پیامی از ظرفیت مانور مستقل عربستان در نظم در حال تغییر جهانی باشد.
با وجود این، توان واقعی عربستان برای تغییر محاسبات راهبردی ایران و آمریکا محدود است. اختلافات بنیادین میان تهران و واشنگتن، مسائل هستهای، امنیت منطقهای و بیاعتمادی متقابل، فراتر از ظرفیت یک میانجی منطقهای است. همچنین حضور بازیگران دیگری مانند عمان، قطر، امارات، ژاپن و فرانسه در مسیرهای میانجیگری، نقش انحصاری ریاض را کاهش میدهد.
در مجموع، میانجیگری عربستان میان ایران و آمریکا بیش از آنکه به معنای حل اختلافات ساختاری باشد، ابزاری برای مدیریت بحران، کاهش ریسک و ارتقای جایگاه منطقهای ریاض است. این رویکرد نشاندهنده تغییر در رفتار سیاست خارجی عربستان و تلاش این کشور برای تبدیلشدن از یک بازیگر واکنشی به یک کنشگر فعال در معماری جدید غرب آسیا است./ منبع



