هزینه سنگین وابستگی آفریقا به دلار برای آینده این قاره
دلارزدایی برای کشورهای آفریقایی یک انتخاب راهبردی برای کاهش آسیبپذیری اقتصادی، تقویت تجارت درونقارهای و کسب استقلال سیاستی در برابر شوکهای خارجی است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «هزینه سنگین وابستگی آفریقا به دلار برای آینده این قاره» به قلم حافظ الغویل (Hafed Al-Ghwell) در عرب نیوز (Arab News) منتشر شده است. نویسنده استدلال میکند که وابستگی به دلار آمریکا به جای ثبات، به منبع بیثباتی برای آفریقا تبدیل شده و «دلارزدایی» یک گام راهبردی ضروری برای حفاظت از اقتصاد این قاره در برابر شوکهای خارجی و تقویت استقلال آن است. در ادامه، خلاصه این یادداشت را میخوانید.
دولتها در سراسر آفریقا بهدرستی در حال زیر سؤال بردن منطق گره زدن آینده کشورهایشان به دلار آمریکا هستند. ارزی که زمانی وعده ثبات میداد، اکنون به ابزاری برای انتقال بیثباتی تبدیل شده است؛ برای مثال، هر افزایش نرخ بهره توسط فدرال رزرو، شرایط اعتباری آفریقا را چنان محدود میکند که گویی واشنگتن سیاست پولی را برای نایروبی، آکرا و لوزاکا تعیین میکند. «دلارزدایی» -کاهش وابستگی به دلار در تجارت، ذخایر و تراکنشهای مالی- بیانگر تمایل به خودمختاری سیاستی در عصری است که شوکهای خارجی با نظم بیسابقهای از راه میرسند.
این روند پس از آن شتاب گرفت که ارزهای آفریقایی نزدیک به نیمی از ارزش خود را در برابر دلار از دست دادند. چنین کاهشی، پایههای مالیاتی را فرسایش میدهد، بار بدهیها را متورم میکند و کشورها را به سمت برنامههای صندوق بینالمللی پول سوق میدهد که هزینههای سیاسی قابلتوجهی دارند. حدود ۷۰ درصد از بدهی خارجی آفریقا به دلار است و با تقویت دلار، هزینههای خدمات بدهی بدون هیچ استقراض جدیدی افزایش مییابد. در یک سال، دولتهای آفریقایی بیش از ۶۰ میلیارد دلار سود بدهی خارجی پرداخت کردند که یکسوم آن ناشی از افزایش ارزش دلار بود.
تسلط دلار همچنین تورم را تشدید میکند، زیرا وابستگی منطقه به واردات باعث میشود شوکهای نرخ ارز بهطور خودکار تورمزا باشند. واردات مواد غذایی بهتنهایی سالانه بیش از ۳۵ میلیارد دلار برای آفریقا هزینه دارد، بنابراین دلار قویتر میتواند بهسرعت یک مسئله امنیت غذایی را به یک بحران اقتصاد کلان تبدیل کند. بنابراین، پیگیری دلارزدایی تلاشی برای مذاکره از موضعی با شکنندگی کمتر است، نه رد کامل بازارهای جهانی. هدف، پوشش ریسک راهبردی است.
زمانی که کنیا بهای نفت خام وارداتی را به شیلینگ کنیا پرداخت میکند یا نیجریه تسویهحساب با یوان را برای معاملات زیرساختی بررسی میکند، به دنبال کاهش قرار گرفتن در معرض یک ارز واحد است. گسترش بریکس، کشورهای آفریقایی را به باشگاهی دعوت کرده که آشکارا زیرساختهای تسویه غیردلاری را مورد بحث قرار میدهد. علاوهبراین، چین بیش از یکپنجم تجارت آفریقا را به خود اختصاص داده و معاملات مبتنی بر یوان در حال افزایش است.
منطقه آزاد تجاری قاره آفریقا (AfCFTA) نیز لایه دیگری به این موضوع اضافه میکند. تجارت درون قارهای تنها ۱۵ درصد از کل تجارت آفریقا را تشکیل میدهد که یکی از دلایل آن، هزینه و پیچیدگی استفاده از یک ارز سوم برای تجارت آفریقایی-آفریقایی است. تخمین زده میشود این وضعیت سالانه ۵ میلیارد دلار هزینه اضافی برای آفریقا به همراه دارد. سیستم پرداخت و تسویه پان-آفریقایی (PAPSS) با فعال کردن تسویههای فرامرزی فوری با ارزهای محلی، به دنبال تغییر این وضعیت است.
دلارزدایی به این سیستم فرصت موفقیت میدهد. البته منتقدان به فقدان عمق، ثبات و قابلیت تبدیل ارزهای آفریقایی اشاره میکنند، اما با این حال، سیاستگذاران آفریقایی به دنبال جایگزینی یکشبه دلار با ارزهای بیثبات نیستند، بلکه به دنبال کاهش تدریجی وابستگی از طریق گسترش خطوط سوآپ، پلتفرمهای پرداخت مشترک و توافقهای دوجانبه هستند. بزرگترین چالش، اعتبار است. ارزهای محلی نمیتوانند لنگر تجارت باشند اگر تورم بالا بماند و لنگرهای مالی متزلزل باشند. بانکهای مرکزی باید استقلال خود را تقویت کنند و دولتها باید شفافیت دادهها را بهبود بخشند. دلارزدایی بدون اصلاحات، نمادین باقی میماند، اما با اصلاحات، تحولآفرین میشود. در زمینه آفریقا، دلارزدایی کمتر به خود دلار مربوط میشود و بیشتر به موقعیتیابی بلندمدت این قاره در یک نظم جهانی در حال تغییر سریع مرتبط است./ منبع



